قرار بود از هزینه ی بیمارستان براتون بگم امروز بچمو با همسرم و مامانم فرستادم شنوایی سنجی و چک تیروعید .گفتم تا وقت دارم براتون از هزینه ها و تجربه ی کلی بگم.من چون دهانه رحمم باز نشده بود و دکترم گفت میخوای با امپول زور امتحان کنی اگ نشد بری سزارین برا همین گفتم نه نمیخوام بچم در خطر بیوفته و درد جفتشم بکشم و دقیقه ۹۹ رفتم برا سزارین و چون بیمه تکمیلی داشتیم و بیمارستان صدوقی قرار داد داشت هزینه ی سزارینم شد ۲۵۰۰ و خدمات هم شد ۷۰۰ تومن .
حالا خدمات چی بود یه سرویس لباس ۵ تیکه که تن نوزاد کرده بودن یه پتو دور پیچ داده بودن و یه زیر انداز انداخته بودن زیرم و یه تب سنج دکمه ی دادن و شیافی ک میدادن همین. و من چون پرستان خصوصی هم گرفتم برا ۲۴ ساعت کامل برای بعد زایمانم شد ۲۵۰۰ هم اون شد .و خییییلی این چرستار خصوصی تجربه ی عاااالی بود برام چون تا دردم میومد زودی برام شیاف میزاشت و کمکم کرد راحت بچه رو شیر بدم هوامو داشت کمک کرد زود راه برم تند تند برام لباس میگرفت و عوض میکرد تند تند میبرد سرویس ک شکمم کار کنه .و خلاصه چون بازنشسته ی همون بیمارستان بود کلی منو همسرمو کمک کرد و راهنمایی کرد و چون تو بیمارستان همه میشناختنش خیلی سریع کارمونو راه مینداختن .تو بخش هم همه پرستارا خوب بودن خداروشکر .فقط یکی تو زایشگاه بد اخلاق بود که خیلی رو اعصاب بود برام بد انژوکت زد و فقط همون برام خاطره بد بوداگ تجربه ی کاملو میخوای برو تاپیک قبلی هارو بخون .و بزودی هم تاپیک میزارم که چیا ببرید با خودتون که خیلی نیازه و چیزی جا نمونه براتون

تصویر
۱۰ پاسخ

عزیزم نمیدونیدبابیمه تامین اجتماعی چقدرمیشد؟سزارین من تکمیلی ندارم

عزیزم بدون بیمه تکمیلی نمیدونی هزینه هاش چقدر میشه منم دکترم میاد صدوقی

عزیزم منم اصفهانم چطوری سزارین اختیاری کردین معمولا برای سزارین اختیاری باید بیمارستان خصوصی بریم بمنم گفتن باید بری خصوصی اما هزینش خیلی زیاده میشه راهنمایی کنی

به سلامتی

فامیل پرستاره چی بود ؟

بیمه تکمیلی چی بودی ؟من بیمه معلمم صدوقی هم می‌خوام برم .

ب سلامتی عزیزم انشالله پا قدمش مبارکتون باشه

چه خوش قیمت شد
برا من حدودا صد و رد کرد

یعنی سرجمع پنج و هفتصد شد درسته؟

آیییییی خدااا

سوال های مرتبط

مامان آرمان مامان آرمان ۱۲ ماهگی
مامان معجزه ماه خدا🩵 مامان معجزه ماه خدا🩵 روزهای ابتدایی تولد
سلام امیدوارم همگی حالتون خوب باشه بالاخره منم زایمان کردم و به جمع مامانا پیوستم 😍
‌تجربه من از زایمان سزارین بیمارستان صدوقی اصفهان دکتر میرمعصومی
‌پارت یک
‌اول از بیمارستان بگم براتون برخورد پرسنل خوب بود
‌سوند رو چند ساعت یکبار میومدن خالی میکردن
‌زیراندازت رو عوض میکردن
‌ملحفه و لباس تمیز میخواستی میدادن
‌اینا چیزایی بود ک برا من مهم بود
‌چیزایی ک تو بیمارستان دادن به مادر ی جفت دمپایی ، دست لباس بود ک خب این دوتا هزینه جداگانه داشت
‌برا نوزادم ی دست لباس پنج تیکه ،یه دونه پتو و یه دونه خشک کن دادن
‌در کل بخوام از بیمارستان و دکتر بگم من صفر تا صد راضی بودم همه چی خداروشکر خوب بود
هزینه ام بستگی به بیمه داره من با بیمه تکمیلی حدود ۴ ملیون و پونصد شد دکترمم دمش گرم زیر میزی نگرفت
من اتاق خصوصی میخواستم ک خب پر بودن و ظرفیتش محدود اتاقی ک ب من دادن دوتخته بود ولی خیلی کوچیک بود و فضاش محدود مثلا ما تخت همراه رو باز نکردیم تا بتونیم گهواره نوزاد رو کنار خودمون داشته باشیم دیگه همین موردا رو یادم اومد ک نوشتم
مامان عدس و لپه🩵💙 مامان عدس و لپه🩵💙 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان دوقلوها تو بیمارستان میلاد: من وقتی فهمیدم یکی از بچه هام iugr شده تصمیم گرفتم برم میلاد پرونده تشکیل بدم بخاطر هزینه های nicu بیمارستان خصوصی، هفته ۳۳ تشکیل پرونده دادم، هفته ۳۵ جواب سونوم رو بردم و دکتر گفت باید ختم بارداری بدیم، بهم نامه داد که فرداش برم سزارین اورژانسی، ۸ صبح با پرونده رفتم اورژانس، ماما با خوشرویی ویزیتم کرد و ۸ و ربع فرستادم بلوک زایمان، nst انجام دادن، سوند وصل شد، یه مدتم اونجا رو تخت منتظر بودم تا دکتر بیاد و برم اتاق عمل، رفتار پرستارا هم خوب و حرفه ای بود. لباس پسرا رو دادن بغلم و رفتم اتاق عمل، پرسنل اتاق عملم همه رفتارشون خوب بود چون من خیلی استرس داشتم برام مهم بود کسی بداخلاق نباشه که خداروشکر نبودن، ساعت ۱۰ پسرام به دنیا اومدن. بخیه رو هم انصافا تمیز زدن. بعد رفتم تو ریکاوری و فقط معطلیم اونجا خیلی بود که کفتن چون ۷/۷ هست امروز بخش زایمان خیلی شلوغه، تجربه سزارینم خیلی خوب و راحت بود. برخورد پرستارا هم خوب بود و وقتی بهشون میگفتم درد دارم میومدن مسکن بیشتری تزریق میکردن. کلا تجربه زایمانم تو بیمارستان میلاد(برخلاف تجربه بستری شدن پسرا تو nicu) خیلی خوب بود،
مامان دخترم و پسرم♥️ مامان دخترم و پسرم♥️ ۳ ماهگی
مامان آرام مامان آرام ۴ ماهگی
زایمان سزارین تو بیمارستان نیکان حکیمیه (پارت ۳)
دیگه اومدم تو بخش و تو یه اتاق دوتخته و بعد چند ساعت منو بردن تو اتاق یه تخته خصوصی و این بین تخت منو کوبیدن تو دیوار که واقعا درد وحشتناکی توی شکمم داشتم اون لحظه که باعث شد کلی گریه کنم ،البته اون خانمه کلی معذرت خواهی کرد اما خوب کاری بود که شده بود !
بعد که دخترم اومد گفتن شب باید بره و یه نفر همراه داشته باشید
درصورتی که قبلاً موقع درخواست اتاق خصوصی من بهشون گفته بودم که شرایطم اینطوریه و برای همین اتاق خصوصی میخوام ! همه ام گفته بودن اوکی !
حالا اومده بودن میگفتن باید اتاق وی آی پی بگیرید که بتونی دخترت رو همراهت داشته باشی و خوب چون دیگه شب شده بود و فردا ظهر هم ترخیص می‌شدیم اصلا به صرفه نبود اون همه هزینه
منم دخترمو نگه داشتم اما پرستار شب کلی باهامون لج کرد و همش میومد اذیت میکرد که واقعا این رفتار آزاردهنده بود واسم اون موقع
کاش یکم درک بیشتری داشتن برای مادری که تازه زایمان کرده و خودش کلی درد داره و کلی هورمون و تغییر و از اینطرف هم بچه ای که به شدت اضطراب جدایی داره!
خلاصه که گفتن هزینه ی دوتا همراه رو حساب میکنیم و اینطوری رفع شد
من چون چسبندگی داشتم بخاطر همین دردم هم بیشتر بود ،اما هر وقت میخواستم میومدن مسکن میزدن و شیاف هم میزاشتن
خیلی زیاد درد نداشتم و قابل تحمل بود. اون موقع بود که گفتم همون بهتر که پمپ درد نگرفتم

#زایمان #سزارین #بارداری #نوزاد
مامان شکوفه سیب🩷🎀 مامان شکوفه سیب🩷🎀 ۳ ماهگی
تجربه سزارین ۳
اینقدر درد داشتم که عین معتادا فقط التماس میکردم مسکن بزنن اونام میگفتن سر ساعت باید بزنیم البته همون بار اول که رفتم سرویس ی شیاف دیلوفناک دادن به سختی زدم چون شکمم درد داشت مسلط نبودم به بدنم،، ی شربت کوفتی هم دادن که شکمم کار کنه، کلی باد انداخت شکمم و ی شیاف هم دادن که شکمم کار کنه اما چون از تخت پایین امدن برام سخت بود شیاف رو نزدم چون میترسیدم اسهال بشم و از درد نتونم خودمو برسونم سرویس،
اون شبو به هر سختی بود به صبح رسوندم و تا خود صبح حتی ده دقیقه هم نخوابیدم، بچه هم به سختی شیر میخورد و تو خواب ناله میکرد، کلی میبردنش شستشو معده و ... که من کلا نمی‌فهمیدم چخبره فقط نصف شب که تو خواب نق میزد گذاشتم کنارم راحتر خوابید،
من آمدم بخش زیر سرم بالش گذاشتن و دیگه از ۹ به بعدم مینشستم به سختی
صبح شد و باز به سختی اما نه به سختی بار اول امدم پایین و رفتم سرویس ی شیاف دیلوفناک دادن گذاشتم بعد از اینک اون اثر کرد به سختی راهرو بخش رو ی دور زدم، شکمم کار نکرد اما به توصیه دوستم گفتم کار کرد چون مرخص نمیکردن، تا بالاخره ساعت یک مرخص شدم
مامان آر‌وید🥹♥️ مامان آر‌وید🥹♥️ ۱۴ ماهگی