خانما. امروز. تو پارک. پسر. ۸. سالم. هراسون با حال بد اومد. که مامان به دادم برس. یه. زنه. اومده. میزندم. رفتم به زنه گفتم. به تودمم حمله کرد. به خدا میخواست کتکم بزنه خودم و پسرم. به زور از پسش بر اومدیم که کتک نخورم. از پارک. رفتم. زنگ زدم. به مامان. یکی از بچه ها. اونم گفت گرفته گوش. پسر منم تا میتونسته کشیده. از پارک که برگشتم گفتم. نکنه. بگه ازم ترسید. دوباره رفتم پارک. زنا گفتن. خیلی پسرت و زده حالا فکر کنم. پای پسرم گیر کرده بود به دختر ۶-۷. سالش. دخترش. افتاده بود. اصلا نگفت سر چی زدم. بچت. و به یکی از خانما هم. گفته بود سر دختر تو. اون پسر و زدم. یعنی پسر من. خانمه گفته بود بی خود. پسرم. کللل پارک میگن تو رو خدا چه جور تربیت کردی برخورد کردی که ماهم با بچه هامون اینجور باشیم. با ادب بشن. مثل پسر تو اون وقت اون زنیکه. ۲۰۰ کیلو بود. دیده من لاغرم. به زنا گفته بود خواستم. سرش. و با لگد له کنم. شما میبودین. چی کار میکردین؟فحشش هم داد من فحش. گفتم الاغ. اون. فحش. ناموشی میداد یا بی خانواده بود. بعد دیدم. فامیلمونم اونجاس. عیب نیست اون فحشا به من داد؟خجالت میکشم

۴ پاسخ

والا من بودم ۴۰۰کیلو وزنشم بود تا میخورد میزدمش با آمبولانس جمعش کنن

بعضیها وحشی ان دیگه عقده دارن
تو حرص نخور خوب کردین در رفتین یهو خدای نکرده میزد ناکارتون میکرد چی

تکرار کرد یا جایی دیدیش زنگ بزن پلیس

حالا ک تمومشده ولشکن

سوال های مرتبط