سوال های مرتبط

مامان باران مامان باران ۱۲ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی
عزیزان من واژینیسموس داشتم با وجود همون باردار شدم .. اگه یادتون باشه من تنگی نفس داشتم که بخاطر تنگی نفس شدید برای بار هزارم روز موعد ان تیم به زایشگاه و مطب دکترم مراجعه کردم و اصرار بر اینکه منو خلاص کنین که دارم میمیرم از نفس تنگی و اینا..
زایشگاه گفت همه چی خوبه طبق پریودی هنوز یه هفته فرصت داری.. طبق ان تی هم به ۴۱ هفته برسه فرصت داری معاینم کرد چون واژینیسموسی بودم خیلی دردناک بود برام ولی همون بار اول .. دفعات بد راحت تر بودم.. اونایی که میگن برامون سخته حتما یا واژنشون خوب باز و منعطف نشده یا مثل من مشکل دارن.. بعد اینکه به دست خود اونشخصی که معاینه میکنه هم تاثیر داره فقط شل کنید اوکی میشه.. خلاصه گفت نزدیک دو سانت شدی منم خوشحال که لابد همین وقتا دردم میگیره.. زایشگاه برام یه سونو بیوفیزیکال نوشت و گفت نتیجشو بیار.. بعدش بلافاصله رفتم پیش دکترم و گریم گرفت گفتم من نمیتونم دیگه توروخدا ختم بارداری بدین.. دکترم دلش سوخت گفت بااینکه وقت داری ولی عیب نداره برو ۹ مهر بیا مطبم معاینت کنم بعد ختم بارداری بدم شیفت خودمم هست هواتو داشته باشم ولی یه سونوی دیگه حتما امروز بده و برام بیار چکت کنم .. همون عصرش که سونورو بردم دکتر سونو گفت اب دور جنین کم شده باید بستری بشی زایمان کنی منم خوشحال رفتم پیش دکترم که خانم دکتر ۹ مهر منو نامه بدین که خودتونم باشین گفت اصلا راه نداره باید همین امشب بستری بشی.. خیلی باز یهویی بود ولی خوشحال شدم.. رفتم آماده شدم یعنی دوش گرفتم تمیز کاری کردم و شام خوردم وسایلمو جمع کردم و رفتیم زایشگاه و منو طبق نامه و سونو بساری کردن گفتن بگیر بخواب امشب .. تا صبح