تجربه زایمان طبیعی

39هفته و دو روز بودم رفته بودم دهات بعد نصف شب درد شدید داشتم بعد دم دمای صبح زمان گرفتم دیدم هر ده دیقه یه بار میگیره ول میشه فکر کردم الکیه اومدم همسرمو بیدار کنم برگردیم گفتم ولش کن بزار اگه بیشتر شد بیدارش میکنم صبح ساعت نه بیدار شدیم صبحانه خوردیم دیدم بازم درد دارم دیگه اومدیم بندر همه کارای خونه ام رو کردم ساعت هفت شب رفتم بیمارستان معاینه کرد گفت دو سانت و نیم هستی دو ساعت راه برو بیا تا بستریت کنیم رفتم خونه باز پیاده روی کردم شامم خوردم برگشتم بیمارستان گفت سه سانتی معاینه تحرکیم کرد دردم شد هر پنج دیقه یه بار تا نزدیک زایمان هم دردم همین پنج دیقه یه بار بود با دم و بازدم عمیق کنترل میکردم دردامو تا پنج شش صبح که معاینه کرد هشت سانت بودم گفت باید صبر کنی کیسه ابت خودش پاره بشه کیسه ابم ده دیقه بعد پاره شد و اومد معاینه کرد گفت فول شدی دیگه تا هفت و ده دیقه زایمان کردم و بعدش تمام دردا رفت

۴ پاسخ

خدارو شکر که به این راحتی که گفتی زایمان کردی قدم‌نو رسیده مبارک باشه 🥰🥰🥰🥰

راحت تونستی کارای خونه انجام بدی و علایمش چی بود

مبارک باشه قشنگم
خداروشکر😍 چقد راحتت🙂‍↔️
اینجوری ک شما تعریف کردی
دوس دارم همین الان زایمان کنم🫠🫠

بسلامتی عزبزم کاش واقعا همینقدر راحت باشه جوری ک تعریف کردی🫠، یعنی اینقد راحت بود؟؟

سوال های مرتبط

مامان نیکان 😍 مامان نیکان 😍 ۱۷ ماهگی
مامان علی رضا مامان علی رضا ۵ ماهگی
شب تا صبح پنج دقیقه تا ده دقیقه درد می‌گرفت ول میکرد
صبح ساعتها ۶ ماما بیمارستان اومد گفت پاشو یکم ورزش کن بعد یه کوچولو ورزش کرد نیم ساعت بعد اومدن معاینه کردن گفتن ۳ سانتی دیگه گفتن ۴ سانت شدی زنگ میزنیم به ماما همراهت
دیگه یکم پیاده روی کردم و ورزش دوباره یکساعت بعدش دردام شد سه دقیقه ای اومدن معاینه گفتن ۴ سانتی زنگ زدن به ماما همراهم یه نیم ساعت بعدش رسید تا رسید شروع کرد نقاط فشاری رو ماساژ دادن بعد گفت بریم سرویس یه شیاف برای مقعد گفت بزار بعدش گفت ده دقیقه باید باشه رفتم بیرون یکم حرکت اسکات انجام دادم گفت موقع انقباض اسکات بزار دیگه من اسکات میزدم ماما ماساژ میداد دیگه گفت حس مدفوع داشتی بگو بریم سرویس بعد چند تا اسکات رفتیم سرویس مدفوع کردم بعد همونجا آب داغ باز کرد گرفت روی شکمم بعد دردام شدید تر شد دیگه گفت بریم روی تخت نقاط فشاری رو ماساژ میداد بعد خیلی دردام بیشتر شدن معاینه که شدم گفت ۸ سانت شدی ماما گفت حالا سجده برو چند تا حرکت زدم دردام زیاد شد و یه حس حالت مدفوع داشتم ماما معاینه کرد گفت فول شدی چند تا زور بزن بعد بریم روی تخت زایمان چند تا زدم و دیگه گفت سریع بریم با ویلچر بردنم رفتم رو تخت زایمان گفت دردت گرفت زور بزن تا دردم گرفت دوتا زور زدن بعد گفت حالا فوت کن دیگه بچه اومد بیرون و تمام دردام تموم شد و صدای قشنگ پسرم پیچید و بعد اومدن گذاشتن روی سینه ام و همه دردام فراموش کردم