۷ پاسخ

عزیزم خدا بهت قوت بده، خداروشکر بسلامتی زایمان کردی واقعا مادر بودن و مادرشدن بخاطر همین مقدسه

الان گفتن این حرفا یعنی چی
من با اینکه شکم دوم هستم و تجریه سزارین هم دارم از حرف های شما استرس گرفتم
چه برسه مامان اولی ها

کدوم بیمارستانی؟

اره این ک بعدش نمیتونی تکون بخوری واقااااا سخته

ولی خیلی بده که اینارو اینجا مینویسین اینجا خیلی ها مامان اولی هستن میترسن 🥺 واقعا من خودم خیلی وحشت دارم الان اینارم خوندم بدتر ذهنم درگیر شد

بسلامتی
کدوم بیمارستان بودی
برامنکه انقدر سخت نبود شکمم تو بی حسی فشار دادن😐

آره واقعا..

سوال های مرتبط

مامان 🌼ایلین 🌼 مامان 🌼ایلین 🌼 ۷ ماهگی
تجربه سزارینم
سزارین خوب بود اما لحظه بد برام موقع بود که بچه به پا بود و موقع بی حسی زد برام پاهام شروع کرد به گزگز دارز کشیدم پرده کشید منو گفت حالت بد شد بگی کلن ضعف بی حالی منو گرفت همه چیز احساس می کردم ولی درد نداشتم دیگه اکسیژن بهم وصل کردن بعد شکمم فشار میدادن دونفری که بچه بیاد یکم بیرون نفسم داشت میرفت اون لحظه کلن صدام بردم بالا چون هم بریچ بود هم من چاق بودم یکم برام سخت بود اما درداش واقعا قابل تحمل بود بعدش دیگه ۲۰دقیق نشد بچه در آورد بهم دارو زدن گفت چشات ببند بستم حالت گیجی داشتم دیگه بردن ریکاوری منو کم کم حس پاهام اومد اول شکمم شروع کرد به سوزش دیگه پنپ درد داشتم زیاد دردی هم نداشتم بعد یه ساعت بردن تو بخش ۶ساعت بعدش گفت میتونی چیزی بخوری و راه بری اولین راه رفتن بعد سزارین راحت بود فقط من خون ریزی شدید داشتم همون جا بخیه ها در کل من راضیم از سزارین ولی همین بخیه ها بد و جا بدش تو اوتاق به عمل که فشار میداد بچه در بیارن
مامان خرگوش پسر🐰 مامان خرگوش پسر🐰 ۱۱ ماهگی
سلام مامانا. پنجشنبه ی هفته ی گذشته خرگوش پسر من هم طی یک زایمان سخت به دنیا اومد. سه دور بندناف دور گردن آقا پیچیده بود! تا برش زدن شکمم رو‌هم بچه خودشو کشید بالا و به قول دکترم مقاومت به سزارین نشون داد! به خاطر همین به دنیا آوردنش سخت بود و اولش نفسش به مشکل برخورد و سه روز هم NICU بود. کلا من حال خوشی نداشتم سر زایمان و نفس خودمم اوکی نبود. چندنفری هم افتاده بودن رو بدن من که بچه رو بکشن بیرون... آخرش هم نفهمیدم چی شد بچه رو هم ندیدم ، صدای گریه هم نشنیندم و داروی خواب اور زدن بهم. بعدش هم که با لرز تو ریکاوری بیدار شدم. ولی هرچقدر تو بارداریم شانس آوردم و همه چی روال بود، تو زایمان هیچ چیزی طبق انتظاراتم پیش نرفت و نسبت به مال بقیه سخت بود. بعدش هم که درد بخیه و اینجور چیزا که تا الانم ادامه داره.
من سزارین اختیاری بودم، ولی به هیچ عنوان کیس طبیعی نبودم، و خدا بهم رحم کرد الکی خودمو معطل طبیعی نکردمو جون بچه بیشتر از این به خطر نیفتاد.
مامان 💙امیر رضا🩵 مامان 💙امیر رضا🩵 ۵ ماهگی
تجربه زایمان
سلام بچه هااا منم بلخره زایمان کردم داستانمو مینویسم هم برام یادگاری بمونه هم اینکه شاید به درد کسی خورد😍
5 اردیبهشت 1405 : ساعت 4 صبح بود که با صدایی مثل ترکیدن بادکنک از شکمم بیدار شدم چون قبلا تجربشو نداشتم حقیقت نفهمیدم صدای چی بود خواستم دوباره بخوابم که یهو یه عالمه آب گرم ازم جاری شد سریع رفتم پد گذاشتم و لباسامو پوشیدم ساکامونم برداشتیم زنگ زدیم پدر مادرم سریع خودشونو رسوندن و رفتیم بیمارستان ، رسیدیمو و بهم ان اس تی وصل کردن و دیدن دردای خوب و منظمی دارم احتمال میدادن تا ظهر زایمان طبیعی کنم ولی هرچی گذشت من پیشرفت نکردم دلیلشم این بود که دهانه رحمم خلفی بود وزن بچه ام بالا بود خودشو نکشید پایین خلاصه تا 12 درد کشیدم بعد منو اورژانسی بردن اتاق عمل از کمر بیحسم کردن منی که فوق العاده آستانه دردم پایینه ولی اصلا درد سوزن بی حسی رو نفهمیدم حدود ی ربع بعد بچه رو در اوردن و دادن بغلم یعنی نگم از حس و حال اون لحظه خیلی خوب بود😍
بعدش اوردنم تو ریکاوری همچی گل و بلبل بود که بی حسیم رفت و دردام شروع شد و میشه گفت واقعا سخت ترین عمل دنیا سزارینه خیلی درد کشیدم و هنوزم واقعا درد دارم تند تند شیاف و مسکن استفاده میکنم و فهمیدم هم طبیعی هم سزارین هر جفتش سخته و همین باعث میشه بگن بهشت زیر پای مادره 🥺😍