۸ پاسخ

خودت بی تفاوت باش پسر منم اینجوری بود بچهای فامیلو میزد حتی بزرگتر از خودش منم بهشون میگفتم وشماها دستشو محکم بگیرید بگید نه یا صداتونو ببرید بالا بگید نه نباید منو بزنی الان خیلی بهتر شده

وای چقدر بد

پسر منم همینه منو خیلی بد میزنه ب قدری عصبی میشدم ک منم میزدمش الان چندروزه می‌ره مهد مربیش بهش ستاره جایزه داده واسه اینکه منو نزنه یا اینکه بچه هارو نزنه تشویقش می‌کنه شماهم بنظرم ی برچسب بخر بهش جایزه بده ببین جواب میده

دختر منم همه رو میزد صورتشون چنگ میزد یا موهاشون می‌کشید یک ماه دیگه از بچه ات میوفته ی پروسه جدید در راه داری 😀😀😀

ی مدت بعضی از بچه ها اینجورین دختر منم اینجوری بود بغلش میکردم موهای منو می‌کشید اصلا نمیزدمش سرشو گرم میکردم یا باهاش حرف میزدم حواسشو پرت میکردم موقعی که میخاست زبون وا کنه خیلی گریه میکرد مو می‌کشید سرشو میزد زمین ی مدت از سرش میوفته ناراحت نباش

منم همین مشکل رو دارم منتها بچه های دو تا سه سال لجبازیشون چند برابره باید ما تحمل کنیم و کنار بیایم می‌دونم خیلی سخته ولی چاره ای نیست
من دیروز پدر شوهرم هر چی تونست بهم گفت ولی می‌دونم که بچم عصبی و عقده ای نیست الان داره رشد می‌کنه

بچه من همه چیو مبکوبه زمین انروز کنترل پرت کرد نزدیک بود بزنه تلویزیون😭😭

عزیزم تنها راه حل بی تفاوت بودن چون هر واکنشی نشون بدی بدتر میکنن فکر کنم

سوال های مرتبط

مامان هانا مامان هانا ۲ سالگی
یه مدته که بخاطر بی اشتهایی و هیچی نخوردن هانا خیلی عصبی و کم حوصله شدم..این که با تمام خستگیام پا میشم براش غذایی که دوست داره رو میپزم اما حتی نگاهشم نمیکنه خسته ترم میکنه و واقعا به قول شوهرم غمباد میکنم...حالم از این دنیا و زمونه و شرایط زندگی های سختمون هم گرفتس...دیشب رفتیم جایی مهمونی و از لحظه ورود هانا یهو چسبید تو بغل باباش و دیگه پایین نیومد بعدم خودم به زور بردمش داخل اتاق و باهاش کلی حرف زدم ترسیده بود از آقای صاحب خونه که قبلا هم بارها دیده بودش...هرکاری کردم نه تنها آروم نشد و از بغلم پایین نیومد شروع کرد با آخرین توان گریه کردن و داد و بیداد...عمه ش اونجا بود همه اومدن و باهاش حرف میزدن اما هیچ فایده ای نداشت...دیگه یه لحظه از شدت عصبانیت و برافروختگی داد زدم سرش و با ناراحتی از بغلم گذاشتمش پایین و اونم بلندتر اشک میریخت تا اینکه دیگه خداحافظی کردیم و رفتیم...از خودم بدم اومد که بعد اون همه همدلی و آرامش دادن بهش اون حرکت آخر چی بود...روز قبلش هم بخاطر اینکه دهنشو بعد از ۲۴ ساعت گرسنگی باز نکرد و غذا بخوره سرش داد زدم...اونم منی که با تمام وجود مخالف تهدید و داد زدن سر بچه ام...دیشب های های اشک ریختم چرا نمیتونم رو خودم تسلط داشته باشم..گناه اون طفل معصوم چیه من مسئولم در برابر تمام رفتارهای خودم....😒😒