۵ پاسخ

ولی فقط منتظرم شوهرم بیاد بسپارم بهش برم سراغ کارام بعضی وقتا که وقت پیدا میکنم چند نوع غذا باهم درست میکنم
جدیدا تو روروئک در حد نبم ساعت میزارمش تا یکم تند تند کارام بکنم

می‌دونم منم یه دختر ۶ماهه دارم یه پسر ۲.۵ساله یه دختر ۸ساله

منم همینم با دوتا بچه حتی سرویس هم نمی تونم برم فقط کافیه از دید دختر کوچیکم دور بشم یه جوری زجه میزن بیا و ببین
اگر مشکل از دندونش استامینوفن یا ژل باریچ براش بزن من روزی دوبار میزنم یکبار قبل خواب شب یکبار قبل از خواب روز حدودا یک ساعت میخوابه بیشتر وقتا

این روزاهم میگذره
اسباب بازی بریز دورش سرش گرم شه
همه همینن دیگه از یکی کمک بگیر اول به خودت استراحت بده بعد کارای خونه
غذا دو‌وعده ای درست کن

من از بیخوابی استخوان های دورچشمم دردمیکننن

سوال های مرتبط

مامان کلوچه و دوقلوها مامان کلوچه و دوقلوها ۱ سالگی
نگهداری از دوقلوها با داشتن ی بچه ۴ ساله که الان دیگه کارایی رو هم ک مستقل انجام میداد انجام نمیده و همش بهانه گیری میکنه. بدون کمکی بدون مادر خواهر یا بدون کمک مادرشوهر سخته... مادر خودم فوت شدن.
دارم له میشم. در داغون ترین و خسته ترین حالت ممکنه جسمم روحم...واقعا دیگه نمیکشم. هیچ جا نمیتونم برم. اصلا شرایطش را نداریم چون کمکی نداریم. هیچ جا نمیتونم دختر ۴ سالمو ببرم نه پارکی نه خانه بازی...دلم براش می سوزه خیلی محدود شده. مثلا بچه اوردیم ک از تنهایی در بیاد ولی ۲ قلو شدن و حسابی دستمون بندشونه. نه میرسم ارایشگاه برم نه ی حمام درست. بوی گند عرق گرفتم. روزا ک نمیرسم از ۷ صبح تا شب دارم یکسره ب این ۳ بچه سرویس میدم بلکه راضی باشن. هممممش دارم کار میکنم اصن وقت حتی دراز کشیدن ندارم. شبا هم از بس بیدار میشم خواب درست نمیرم. بیخوابی خستگی حمتم نرفتن و ب خودم نرسیدن و ...کلافم کرده.خداروشکر میکنم ک بچه های سالم بهم داده و عاشقشونم. ولی واقعا توی مضیقه ام. مثلا بچه آوردیم دخترمون از تنهایی در بیاد بدتر شد چون ۲قلو شدن و حسابی دستمون بندشونه. اخ ک دلم میخواد برم توی بیابونی جایی عااای زار بزنم جیغ بزنم و کسی نیاد حتی بخواد دلداریم بده....خستم خسته...خدا خودش کمکم کنه. دارم میبُرم