۷ پاسخ

تازه الان کوچیکه. واکسن یک سالگی و یک ونیم سالگی که بچه فهمیده است قشنگ حس خیانت روتو چشاش میبینی.واسه همین من معمولا مادرشوهرم یا باباشو میفرستم تو اتاقو خودم میام بیرون. نمیخوام بچم از من ناراحت شه

همبشه قبلش شیر بده قندش نیفته جون داشته باشه

منم صبح رفتم واکسن زدم.بازم هردو پا رو زدن.بازم بچم خیلیی گریه کرد ک منو همسرم مردیم از ناراحتی برای گریه هاش

من طاقت نداشتم ببینم
مامانم برد واکسنشو بزنه من از بیرون صداشو میشنیدم گریه میکردم
الان با حرفات دخترمو تصور کردم باز گریم گرفت🥲

😭😭😭😭😭دلم ریش شد براش ..

خدایا من چجوری دخترمو ببرم
اصلا دل ندارم باهاش برم

همه همینیم عزیزم
منم با گریه بچه هام اشک تو چشمم جمع میشه حتی پسرم که آلان دیگه بزرگه
مادری چیزی جز این نیست
انشالله مبارکه براش راحت بگذره

تازه ساعت شیرشم بود ولی چون قطره هارو پس نزنه هنوز نتونستم بهش بدم

سوال های مرتبط