تجربه سزارین بخوام بگم بهتون اول از همه بستری میشید میرید بخش زایشگاه ازتون خون و ادرار میگیرن تا جوابشون بیاد بعد از خودنون و همسرتون رضایت میگیرن بعد میگن که سوند بزاریم( من چون از دکتر خواستم توی بی حسی بزارن بعد اسپاینال گذاشتن یعنی توی اتاق عمل) بعد دکتر میاد اتاق عمل شما رو آماده میکنن میبرن پیشش اول میشینید کارتون بتادین میزنن بعد بی حسی (بی حسی خیلی درد نداره امپول عضلانی هم دردش کمتره) بعد دراز میکشید یکم که سر شدید دکتر میاد برای زایمان همه چیز رو شما می فهمید اما اصلا درد ندارید اون یه لحظه هم که نی نی رو برمیدارن محکم میکشن بعدش شما احساس سبکی دارید بعد که نی نی دنیا اومد دکترا شروع به بخیه زدن میکننن بعد شکمتون‌رو پاک میکنن بعد جا به جا تون‌میکننن روی تخت بعد میبرن ریکاوری یه نیم ساعت چهل دقیقه نگه میدارن یه ذره که بی حسیتون رفت میبرنتون بخش (توی اتاق عمل نی نی رو یه دور می بینید بعد میبرن ریکاوری تا به شما بخیه بزنن بعد توی ریکاوری هم که اومدید میارن میذارن کنار سینتون‌ تا. شیر بدید) من‌ توی اتاق عمل یکم‌حالت تهوع گرفتم چون‌استرس شدید داشتم اما اصلا ترسی نداشت
بعد که منتقل میکنن بخش حدود ۹ ساعت بعد میتونید تکون بخورید و یه چیزی بخورید اول از همه من نسکافه خوردم بعد کاچی بعدش هم که یکم باید راه برید لباس هاتون رو عوض کنید پوشک بزارید
من پمپ درد گرفتم که واقعا خیلی تاثیر گذار بود‌ چون‌اولین راه رفتن که میگفتن وحشتناکه زیاد برای من‌ دردناک نبود اما هر چی باشه شما یه جراحی شکمی بزرگ داشتید که درد طبیعیه سعی کنید آیت الکرسی بخونید روی من که خیلی تاثیر گذار بود
ببخشید اگه بد تعریف‌کردم‌زیاد توی تاپیک گذاشتن حرفه ای نیستم🤦🏻‍♀️😅

۱۷ پاسخ

ماساژ شکمی ندادن شما رو بعد از اینکه اومدی بخش؟🥲🥲

عزیزم سزارین اختیاری بودی ؟
هزینه ی بیمارستان و دکتر و پمپ دردت چقدر شد بیمه ام داشتی ؟
ببخشید زیاد سوال پرسیدم

مبارکه عزیزم
کدوم بیمارستان رفتی؟

دردش زیاده؟

مبارکه عزیزم بسلامتی

چرا آزمایش خون و ادرار میگیرید ؟

خیلیم عالی انشالله که همیشه سلامت باشید و قدم فرزندتون پر خیر برکت باشه

زیر سایه پدر مادر بزرگ شه عزیزم
منم خیلی استرس روز زایمانمو دارم میدونم قرار نیست دردی داشته باشم تو اتاق عمل اما بازم چون قراره برای اولین بار برم عمل خیلی میترسم. استرسشو دارم
میشه از تجربیات یه شب قبلشم بگین مثل غذا چی بخوریم کاری قرار هست انجام بدیم
راستی پمپ درد رو خود بیمارستان میده یا از قبل تهیه کنم؟ قیمتش چنده؟ از قبل باید با دکترم درموردش حرف بزنم؟

مرسی عزیزم🌹

ای دمت‌گرم من فرداسزارینمه استرسم‌کمترشد🥹🥹

لاغری؟ وزنت چقدر بود؟

قدم نو رسیده مبارک باشه ، عالی بود توضیحاتت 🥰🌹🤌

مرسی از اینکه تجربه ات به اشتراک گذاشتی استرسم کمتر شد💖

عالی بود خیلی ممنون که تجربه تون رو به اشتراک گذاشتید ❤️❤️❤️

۲۳ روز دیگه سزارینم هست و مدام فکر‌های چرت و پرت میکنم…خدا رو شکر به سلامتی این دوران رو پشت سر گذاشتی

کلا از اول عمل تا اخر فهمیدی دردو؟

موقع بخیه زدن فهمیدی یا بیحس بودی؟

سوال های مرتبط

مامان shahan💙 مامان shahan💙 ۱۱ ماهگی
مامان نیلا خانوم💗 مامان نیلا خانوم💗 ۱ ماهگی
پارت 7️⃣

شروع کردن به تزریق دارو توی سرم و فشارم رو بردن روی ۱۰. بخیه ها رو زدن و ماساژ رحمی رو هم توی همون اتاق عمل و توی بی حسی کامل برام انجام دادن خدا رو شکر. بعد از عمل لباس جدید تنم کردن و بردنم ریکاوری. همون موقع یه لرز وحشتناکی گرفتم طوری که دندونام میخوردن بهم و تمام بدنم رعشه گرفته بود. برام وارمر گذاشتن زیر پتو تا حالم بهتر شد. از طرفی گردنم هم درد گرفته بود. با اجازه دکترم یه بالش کوتاه گذاشتن زیر سرم. توی ریکاوری بهم گفتن پمپ درد میخوای گفتم آره چون سوزش بخیه هام کم کم داشت شروع میشد. (هزینه اش هم بعد فهمیدم ۴‌.۵میلیون بوده)
دکترم هم تو ریکاوری انگشتش رو کرد توی نافم و دوسه بار چرخوند. چون هنوز از بی حسی درنیومده بودم درد چندانی حس نکردم.
توی ریکاوری مرتب میومدن چک میکردن ببینن میتونی پاتو تکون بدی یا نه. بعد از حدود ۲-۳ ساعت میتونستم زانومو خم کنم و بردنم بخش. تا ۱۲ ساعت بعد از عمل حق خوردن و آشامیدن نداشتم ولی چون سرم میزدن احساس ضعفی نکردم. توی بخش گفتن به کمر باش و سرتو اصلا بالا نیار.
قسمت بد ماجرا این بود که بچه رو آوردن گذاشتن کنارم روی بازوم که بهش شیر بدم ولی من اصلا نمیتونستم بچرخم و نگاهش کنم😞
مامان پاشا🩵 مامان پاشا🩵 ۱۱ ماهگی
پارت دوم#
زایمان سزارین

من نشستم رو تخت یه دکتر بیهوشی اومد که آمپول بی حسی بزنه گفت اصلا تکون نخور کل کمرمو بتادین و ضد عفونی کرد بعدش دوتا آمپول زد به کمرم که یکم درد و سوزش داشت
بعد دختره بالا سرم بود با دستش هولم داد گفت زود دراز بکش خلاصه دراز کشیدم آوردن پرده زدن جلو صورتم و دستگاه فشار و اکسیژن وصل کردن بهم من کم کم حس میکردم پاهام داره داغ میشه و بی حس بعد یه چیز مهم دیگه که من که گفتم بعد از بی حسی سوند بزنن اونا هم تو اتاق عمل یادشون رفته کلا نزدن😂😂😂😂😂
دیدم دکترم اومد شروع کنه ولی حس میکردم یه کار داره
می‌کنه واااای که من تو همه ی این لحظه ها کلا استرس و
ترس و دلهره داشتم
هیچ دردی نمی‌فهمیدم ولی می‌فهمیدم دارن هی تکونم میدن شکممو
بعد یه فشاری میدن بالای شکممو که بچه در بیاد که دو بار فشار دادن نی نی دراومد😜😍🧿
بعدش تو حین عمل من دو بار نفس تنگی گرفتم که اکسیژن زدن واسم بعدش دیدم هیچ دوستم انگار داره کش میاد داشتن میدوختن تو شکمم حس خالی و سبکی بود دو بار هم فشار دادن شکممو دوختن تموم شد دکترم اومد تبریک گفت خسته نباشید گفت به همکاراش و رفت بعدش پرده رو برداشتن منو بردن ریکاوری یه ساعتی موندم اونجا که بازم نفس تنگی داشتم بعدش نی نی رو گذاشتم رو سینم بردن بخش که بدترین چیز ممکنی که من تجربه کردم فقط لرزش بعد از عمل بود یعنی داشتم اینقدررررررررر می‌لرزیدم و دندونامو بهم میکوبیدم دندون درد گرفته بودم یعنی تا یکی دو ساعت بعد از عمل من فقط می‌لرزیدم که گفتن اثر آمپول بی حسیه خلاصه بعد از ریکاوری منو بردن بخش که من خیلی بی حال بودم همچنان می‌لرزیدم بعد همسرمو مامانمو دیدم منو رو تخت بخش خوابوندن
پارت سوم
تاپیک بعدی#
مامان دیار مامان دیار ۴ ماهگی
تجربه سزارین پارت دوم
قبل انتقال به اتاق عمل داخل یک سالن نگهم داشتن و ازم راجع به اینکه پمپ درد میخوام یا نه و اینکه پروسه عمل چطوریه توضیح دادن
من پمپ درد گرفتم و راضی بودم از انتخابم با وجود اینکه یکم حساسیت نشون داد بدنم و حالت تهوع گرفتم
بعد از اینکه منتقل شدم به اتاق عمل دکترم باهام صحبت کرد و دلگرمی بهم داد و هم دکترم هم پرسنل اتاق عمل خیلی دلسوز بودن
امپول بی حسی رو برام زد که واقعا درد چندانی نداشت و آسون گذشت
بعد سریع دراز کشیدم و رفته رفته پاهام سنگین شدن
دستیار دکتر بهم اطمینان داد که تا کامل سر نشدم شروع نمیکنن
من اول عمل دچار حالت تهوع شدم و هی آوردم بالا
حسن عمل هم اصلا چیزی متوجه نشدم چون یه دفعه صدای پسرمو شنیدم
من انتظار داشتم موقع برش یا بخیه چیزی رو احساس کنم اما اصلا متوجه نشدم
بعدش پسرمو گذاشت کنار صورتم و من در همین حین باهاش حرف میزدم
بعد عمل منتقل شدم به ریکاوری که یکم گیج و منگ بودم
لرز گرفتم یکم که برام دارو زد به خاطرش و بعد دوباره دچار حالت تهوع شدم
توی ریکاوری ماساژ رحمی دادن که درد نداشتم و بعد پسرمو آورد و سینه گذاشت تو دهنش که شیر بخوره 🥹
تقریبا ۳ ساعت تو ریکاوری بودم که بیشترش به گیجی و منگی گذشت
در آخر پسرمو گذاشتن رو سینم و منتقل شدم به بخش
بعد عمل دردی شبیه درد پریودی داشتم
من خودم پریود های پر دردی دارم برای همین قابل تحمل بود برام
بیشترش هم مدیون پمپ درد و شیاف و مسکن هایی که برام میزدن بودم
اما در کل درد چندانی نداشتم