‌کسی بیداررهست؟من چندشبه از فکر و خیال خوابم نمیبره شوهرم پولشو گذاشت توی یکاری بعد چندماااهه اصلااا سود نداد ماهی ۲۵ میانگین برمیداشت بجای حقوق این ماه حتی به اندازه ۲۵ هم نیست هرشب داشتم فکر میکردم با ۲۵ تومن چجوری برای بچم لباس پاییره بخرم پسرم یکسالشه دخترمم دو هفته دیگه تولدشه فکر میکردم چی بهش بدم کادوی تولدش و تولدش چی بپزم بچم از ذوقش از یکماه قبل هم به مادرشوهرم اینا گفته هم به مامانم اینا که بیان خونمون تولدش
حالا شوهرم گفت اصلاااا نمیشه تولد بگیریم براش برای پسرمم یکسالگیش نگرفتم حالا نمیدونم چیکار کنم امشب غصه اونو دارم بچم از ذوقش هی میپرسید کی تولدمه
شوهرم میگه به مامانامونم میگیم تولدی نمیگیریم هرکی خواست خودش کیک بگیره و تولدش خونش بگیره چون بچه های من تک نوه اند امشب همش تو فکر اینام چکار کنم خوابم ببره چند شبه تا صبح بیدارم دیگه بدنم داره رد میده
تولد بچمو چیکنم چی بگم بهش

۱۰ پاسخ

تولد تو ذهن بچه ها با ما فرق داره، یه کیک خونگی بپز و ببر خونه مادرت یا مادرشوهرت تزیین کن و سوپرایزش کن، مطمئن باش کلی ذوق میکنه

عزیزم یه کیک کوچولو بگیر و ی کادوی ساده .‌مهمان دعوت نکن . چند تا بادکنک هم بگیر خوشحال میشه
مگ حتما باید چند تا ادم سن بالا باشن

عزیزم تو خونه ی کیک کوچولوبگیر یا خودت درست کن ب دخترتم قول بده بگو یکم وضعمون بهترشد واست جشن میگیرم میدونم سخته ولی چاره ای نیست

این ماه هموند۲۵ هم نداده اینو جا انداختم
بعد درواقع ور شکسته شده همه پولش رفته

من یک پیشنهاد دارم
شما خونه الویه درست کن و ژله
کیک خودت درست کن
کادو شم قسطی بخر از اسنپ پی یا دیجی کالا

مگه چن نفرن ؟ خیلی ریخت و پاش نکنید ی مدل غذا و ی کیک بگیرین

بنظرم خودت ی کیک درست کن تو خونه جشن بگیرید چندتام بادکنک براش باد کن ی شمعم بخر براش خیلی هم خوب میشع هزینه ای ام برات نداره

من اگه جای شما بودم با مامانم یا بابام صحبت می‌کردم شرایطمو بهشون میگفتم و از شون خاهش میکردم که برای دخترم تو خونه خودشون تولد بگیرن
البته اونا با جون و دل قبول میکردن و اینجوری دل دخترم شاد میشد

من سرهمین کم وزیادشدنهاازدوماه قبل خوردخوردوسیله ی تولدگرفتم که یهوشوهرم سختش نشه یاغرنزنه

ازیجاپو ل قرض کن عزیزم این فکروخیال نداره یه کیک وشات میوه وخونواده هاتونوبگوبعدشام بیان

سوال های مرتبط

مامان نرگس مامان نرگس ۶ سالگی
مامان مهدی یار مامان مهدی یار ۶ سالگی
سلام مامانا
پسرمن تولدش آخر تابستونه .تاحالا بخاطر شرایط و محرم وصفر براش تولد دعوتی نگرفتم از طرفی هم میدونستم نمیان .الان خوب هم دوستایی داره هم خودم دوستام و بچه هاشون هستن میدونم میان اگر تولد بگیرم .از طرفی خودش هم مونده بین تولد با دوستاش یا تولد بین خودمون وخانواده ام تو رستوران گرون ومعروف شهر با کادویی که دوستداره .ازطرفی خرج جفتش سنگینه نمیتونم هردو رو باهم بگیرم .نمیدونم چیکارکنم .امشب باهاش حرف زدم گفت جفتشو دوستدارم اما خودمون با مامانی اینا(خانواده خودم) بریم رستوران و... گفت چون خجالت میکشم دوستامو دعوت کنیم.از طرفی میگم بگیرم بهتره تا از الان یاد بگیره با خجالتش روبرو بهشه .از طرفی دوستداره بره رستوران فلان شهر .نمیدونم چیکارکنم موندم .از طرفی دوستاش و منتظر تولدشن .خیلی ها زبون اومدن...
شما بودید چیکار میکردین ...؟از طرفی از نظر مالی خیلی محدودیت دارم اون رستوران مورد علاقه پسرم کم کمش هزینه اش ۱۰ تومن میشه در کمترین حالت .کیک هم در هرصورت انتخابی میخواد یعنی به سفارش بده خودش شکلشو ...
از نظر هزینه ایی به نظرم جفتش یکیه ...
مامان پویان🩵فرهان💚 مامان پویان🩵فرهان💚 ۷ سالگی
پیرو تاپیک قبلی،بماند که چقد اون پسره امیرعباس به بچه من نه گفته و گفته نمیام و مامانم نمیذاره، یه روز یکی از همکلاسی های پسرم اومده بود دم خونه مون با پسرم بازی کنه، بعد پسر منم دیگه رفته پیش دوستش، این امیرعباس هم بهش برخورده و رفته به مامانش گفته پویان بیشتر با امیرعلی همکلاسیش هستش تا من،بعد که همکلاسی پسرم میره، پسرم همین امیرعباس همسایه مونو صدا میکنه ولی مامانش نمیذاره بیاد میگه اون موقع که رفتی با همکلاسیت فکر الانو میکردی 🙄🙄 اینارو امروز مامانش خودش بهم گفت، نگا توروخدا چیارو یاد بچه شون میدن و کینه و دشمنی رو، بعد اون پسره اینقد به حرف مامانش گوش میده که حد نداره ولی بچه من مارو به هیچی حساب میکنه، من وقت نکردم همون لحظه جوابشو بدم چون بچه نوزادم تو خونه بود و تنها، حالا به نظرتون به مامانش بگم ازت ناراحت شدم که بچه تو شیر میکنی که سمت بچه من نیاد چون یه بار بهش گفته همکلاسیم اومده، اینهمه خودتو و بچه ت به پسر من نه گفتین و گفته نمیاد، میدونید عادت کردن از بس بچه ساده من رفته سمتشون و صداشون میکنه،
بگم به مادره یا نه اصلا اهمیت ندم و به روی خودم نیارم؟
متاسفانه هر چی به بچه م میگم نرو سمتش، صداش نکن انگار به دیوار میگم
مامان نرگس مامان نرگس ۶ سالگی
سلام..مامانا میشه لطفا راهنمایی کنید چکار کنم..من مادر شوهرم اینا یه خونه باغ کوچیک تو شهرستان دارن.. بعد از هفته پیش رفتن..حالا میگن شما هم بیابد..خونه هم کلا ۱۲ متره و یه اشپرخونه کوچیک و دست شویی تو خود خونه که ..
بعد من نمیدونم شاید از نظر بقیه وسواسی باشم..دست شویی ایرانی برم باید حتما پاهامو بشورم..از طرفی اونا هم زیاد خوششون نمیاد احساس میکنم..و دوست ندارم فک کنن وسواس هستم..کلا هم خودم هم دخترم توالت فرنگی میریم..اونجا نداره..از طرفی فردا هم دقیقا پریود میشم.. به شوهرم گفتم سخته اونجا با این وضعیت بخوام برم دست شویی.. هم دخترم به توالت فرنگی عادت داره هم خودم اب کشی میکنم.. از طرفی دوست ندارم فک کنن همیشه من بهانه میارم..چون بالاخره میدونن پسرشون مشکلی نداره.. نمیدونم چکار کنم..به شوهرم گفتم بهشون بگه وضعیتم اینطوری هست.. اینم بگم خواهر شوهرم با دو بچه هاش و شوهرش هستن..احتمال زیاد موقع خواب اونجان و باید زنونه مردونه کنیم..چکار کنم؟؟
تب
واکسن
انفلانزا
پوشک
دخترم