سوال های مرتبط

مامان امیرعلی🫶👑 مامان امیرعلی🫶👑 ۱۱ ماهگی
پارت پنجم

روزی ک تو بخش بستری بودم پرستار شیردهی اومد بالا سر مامانا ک آموزش بده ک بهم گفت بچت کجاست گفتم بالا بستریه ک گفتش عه فلانی تویی
چرا همینجوری دراز کشیدی شیرتو بدوش من امروز بچتو دیدم حالش خیلی بهتر شده بود شیرتو بدوش ببر ک به بچت بدن
ینی این حرفو ک زد انگار دنیا رو بهم دادن من قبل این هیچ امیدی نداشتم
زودی شیشه شیر خریدم هی شیرمو میدوشیدم می‌بردم ک به بچم بدن
خلاصه دکترش گفت تنفسش خوب شده دستگاه اکسیژن بهش وصل نیس فقد یکم زردی داره و باید ده روز داروی آنتی بیوتیک بهش وصل باشه ک هنوز ۳شبش مونده بود ک ما خودمون دیگه مرخصش کردیم بعدش بردیم متخصص اطفال ک خداروشکر گفت سالمه فقد یه نوار مغز از بچه بگیرید ک ایشالله سالمه
و حالا بچم خداروشکر کنارمه و دلم آروم شده از وقتی اوردیمش خونه
فقد وقتی شربت یا قطره ای چیزی میدم خیلی حالش بهم میخوره ک منو میترسونه و گرنه دیگه حالش خوبه
خدا حالشو بهتر بهتر کنه ولی من مرگو به چشام دیدم وقتی هیچ امیدی به بچم نداشتم💔🥲☹️
مامان ساواش ❤️ مامان ساواش ❤️ ۸ ماهگی
# درد و دل
دلنوشته
زایمان


امشب آخرین شبی هستش ک نی نی تو دلمه ۴ صبح باید بیمارستان باشم برای بستری
از روزیکه فهمیدم باردارم خیلی سختی کشیدم دوماه اول ویار شدید داشتم جای غریب زندگی میکردم دور از مادرم
از ۳ ماهگی درد لگن و رحم داشتم تا همین امشب
دیابت بارداری گرفتم وزن بچم بالا رفت آب دورش زیادشد
ولی خداروشکر میکنم ک تونستم کنترلش کنم
اما بازم دکترم بخاطر اینکه زایمان طبیعی راحتی داشته باشم ختم بارداری داده
امروز معاینه تحریکی شدم و گفتن دو انگشت بازم
یکم لکه بینی دارم ولی انقباض نه
نمیدونم زایمانم راحته یا سخت نمیدونم میتونم از پسش بربیام یانه
استرسم شدیده حالم خیلی بده
همش ب این فکر میکنم ک واقعا قراره از تو شکم من یه بچه بیارن بیرون بزارنش روسینه ام بگن این بچه توعه 😭😭😭
خدایااااا من نمیدونم چی در انتظارمه ولی تو بهتر از من میدونی
کمکم کن
زایمان طبیعی سخته خیلی هم سخته
من پر از استرسم پر از ترس
نمیدونم میتونم دردشو تحمل کنم یا نه
کساییکه تاپیک منو میخونین توروخدااا برام دعا کنین
هرچی گریه میکنم ترسم کم نمیشه
حالم خیلی بده 😭😭😭😭
خدایا ب دادم برس