به کوکی‌ای که دیشب هوس کرده بودم رسیدم، آرتمم خوشگل شد 😍☕️
بعدش یه بازی مخصوص سن هیراد کوچولو کردیم؛ «شکار دستمال پرنده» 🪽

دستمال‌های کاغذی رو دولایه کردم که سبک‌تر بشن، یه جای بلندتر نشستم و شروع کردم به پرت کردنشون تو هوا. پسرا هم با کاسه دنبال دستمال‌ها می‌دویدن که بگیرنشون 😂🪽
هیراد اول کار کلاً کاسه رو گذاشته بود کنار و با دست شکار می‌کرد، ولی آخرای بازی بالاخره فهمید این کاسه یه کاربردی هم داره😎

فکر می‌کنین پسرای من خیلی گوگولی‌مگولی و ملو هستن و من قادر به مدیریت شیطنت ها هستم؟؟
پس عکس پایین تقدیم به شما 😂
بفرمایید اینم هیراد که طبقه‌ها رو گرفته و رفته اون بالا نشسته؛ 🤦🏻‍♀️

حقیقتاً مادرِ پسر بودن یه سبک زندگیه، نه صرفاً یه عنوان 😅

امروز یه کم با بحث‌های گهواره‌ای انرژیم گرفته شد، ولی خب… بگذریم..

حالا شما بگین؛ ویدیوی چین رو دیدین؟ جالب بود؟ 🌎✈️
برای سفر بعدی کجا بریم؟


شیرخشک پوشک ویروس تب زایمان بارداری فرزندپروری زایمان قطع شیر

تصویر
۱۲ پاسخ

طبقه کمد بچه‌های من شیشه ایه نکنه یه روز تصمیم به کوهنوردی بگیرن

وای آرتت عالی شده😍😍😍خوشبحال پسرا که مامان خلاق و آگاهی دارن

عاشق ارتت شدمممممم

وای گل گفتی
بخدا که مامان پسر بودن سبک زندگیه
اصلا عجیب غریبه
من دوستم دختر داره
میومد خونمون انقد این خانوم بود
الان مهد کودک میره
حالا من پسرمو بردم خونشون به اصرار خودش
ببین نمیدونی چییییکار کررررد

فقط به من بگو چجوری رفته بالای کمد😅😅

دقیقا مادر پسر بودن یه سبک زندگیه،فاطمه جان من وحشت افتادن کمد ارس رو دارم ماشالا به هیراد عزیز کوهنورد پستونکی♥️😄

وای. بچه تو اون بالا چیکار میکنی

واییی چقدر خطرناک
تورو خدا همین امروز این کمد رو پیچ بزنید به دیوار باشه؟
راستی دستور کوکی برام میفرستید ؟

خوشا به سعادت اهل خونه که شما مادر و بانوی اون خونه ای

چ بازی هیجان انگیزی ماشالله

ای خووووداااااا😍😍😍

ازکمدپسرمنه

چجوری رفته اون بالا خوبه کمد نیوفتادا😅

سوال های مرتبط

مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
امروز بارونیه و انرژی من بالااا😍🌧️
به مناسبت این هوا تست پنیر و کره رو قرتی کردم😅مثلا ابر و خورشید کشیدم روی تست‌ها، البته هیراد هم در تمام مراحل با انگشتاش در خدمت بود و یه مقدار به آثار هنری دست‌برد زد🤨

یه بازی خیلی جالب برای دنبال کردن الگو و استفاده از مداد انجام دادیم،ماشین رو روی کاغذ کشیدیم و پشتش یه سنجاق چسبوندیم، بعد نوک مداد رو گذاشتیم گوشه‌ی سنجاق و ماشین رو روی مسیری که کشیده بودیم حرکت دادیم 🚗✏️

اگر کلاس اولی یا مهد کودکی داریناین بازی باعث میشه بچه بدون اینکه حس کنه داره تمرین می‌کنه، با مداد کار کنه و کم‌کم دستش برای نوشتن قوی‌تر بشه و دیرتر خسته بشه،حرکت ماشین هم خیلی جالبه😍

من مسیر رو با ماژیک رنگی و یه کم خوشگل‌تر کشیدم که برای بچه‌ها جذاب‌تر باشه. البته هیراد طبیعتاً ترجیح می‌داد ماشین رو با دستش ببره 😂 که هیچ اشکالی هم نداره، مهم اینه که مسیر و الگو رو دنبال کنه😎

دارم سعی میکنم خونه رو مرتب نگه دارم و حال و هوای پاییزی رو نگه دارم🥹
چه چیزی قشنگ تر از هوای خنک و صدای بارون،که با کالکشن آهنگای هایده معین امید و مهدی احمدوند ترکیب بشه😁؟🍂🍁

شیرخشک پوشک زایمان فرزندپروری قطع شیر بارداری ویروس تب ،
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
🎯ایده بازی: مزرعه‌داری 🚜🧑‍🌾
این قسمت آشنایی با گاو 🐄😁هیراد که عاشقش شد😂

یه گاو کشیدم و جای دهنش رو سوراخ کردم که بچه‌ها بهش علوفه بدن 🌱
یه دستکش لاتکس هم پر از آب کردم و چسبوندم پشت گاو، بعد با سوزن خیاطی چندتا سوراخ ریز روی انگشت‌های دستکش زدم که با فشار دادن و کشیدن آب، قطره‌قطره بیرون بیاد؛ دقیقاً شبیه دوشیدن گاو 😁🥛

حین بازی درباره‌ش حرف زدیم که گاوها علف می‌خورن و شیر تولید می‌کنن و از شیرشون چیزهایی مثل ماست، کره و دوغ درست میشه🧈
صدای گاو رو هم تقلید کردیم😁و شروع کردیم علف دادن بهش🐄

بعد که علفارو خورد نوبت دوشیدن شد که عاشقش شدن😍یه فیلم از دوشیدن واقعی شیر هم نشونشون دادم که متوجه بشن چجوریه و حسابی مشغول شدن🤝

این بازی هم یه جور بازی حسی و دستورزیه؛ بچه با دستش فشار دادن، کشیدن و کنترل مقدار آب رو تجربه می‌کنه و همزمان یه مفهوم ساده درباره‌ی حیوانات و غذایی که ازشون به دست میاد یاد می‌گیره
برای هیراد هم که هنوز خیلی از مفاهیم رو با توضیح کلامی نمی‌شه جلو برد، بخش عملی بازی کمک کرد مفهوم رو از طریق تجربه و بازی بفهمه 😁😍




شیرخشک پوشک ترک شیر تب واکسن شیردهی بارداری زایمان
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
⚽️ بازی امروز رو دونفره انجام دادیم؛ با یه هدف کوچیک ولی مهم: اینکه پسرا کم‌کم یاد بگیرن با هم همکاری کنن 😁😅

یه سینی برداشتیم و توپ روش گذاشتیم و هر کدوم از دو طرف سینی رو گرفتند؛ حالا باید با حفظ تعادل سینی و بدون افتادن توپ‌ها، یه مسیر رو با هم طی می‌کردن 🏀
هم بازی تعادلی بود، هم هماهنگی بدن می‌خواست، هم از همه مهم‌تر همکاری!

آیا هیراد همکاری می‌کنه؟
خب هیراد عاشق توپه؛ بخاطر توپ توی بازی جذبش شد
آیا از همون بار اول بلد بود؟ نه!
چندین بار امتحان کردیم، توضیح دادیم، خراب شد، دوباره شروع کردیم و وسطش هم کلی به کارهای همدیگه خندیدن😅

و اصلاً قرار نیست بازی کامل و بی نقص انجام بشه
هیراد تازه اول راهه؛ همین که وارد بازی میشه، تلاش می‌کنه و کم‌کم مفهوم «با هم انجام دادن» رو تجربه می‌کنه، برای الان کافیه🤍

امروز بعد از مدت‌ها هم دوباره توی خونه تمرین ژیمناستیک داشتیم.
قبلاً تقریباً همیشه یه گوشه از روزمون به تمرین‌های ورزشی اختصاص داشت و این مدت که فرصت نمی‌شد،ذهنم مشوش بود

گاهی وسط این همه کار با خودم میگم:
من دقیقاً کی‌ام؟
مامانم؟ آشپزم؟ کیک‌پزم؟ روانشناسم؟ معلم مهدکودکم؟ مربی ورزشی‌ام؟!😂نمیدونم!🦦

راستی این روزها هوا انقدررر خوبه که صبح‌ها یکی دو ساعتمون رو هم توی بالکن می‌گذرونیم 🥹☁️🌧️اگه توام عاشق هوای ابری و بارونی هستی دوست خوب منی🥹💙



شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
فکر می‌کنم برش‌هایی از یک روز معمولی و واقعی، دقیقاً همین شکلیه؛
یه روزی که هم شیطنت داره، هم خرابکاری، هم لابه‌لاش چند دقیقه‌ای برای خودم

امروز درِ کابینت کنده شد 😅
پسرا کلی ورزش کردن، با هم کتاب خوندیم و من هم کتاب جدیدم رو شروع کردم😍

موقع خوندن کتاب،، رسیدم به یه قسمت که یه تکنیک تنفس ساده برای بچه‌ها یاد می‌ده و دیدم این یکی از تکنیک‌های کتاب برای ما خیلی کاربردی بوده، با اینکه قبلاً معرفیش کرده بودم گفتم این قسمتشو باهاتون به اشتراک بذارم

اسمش «تکنیک ستاره»ست ⭐️

کف دستت رو باز می‌کنی و انگشت‌هات رو مثل یه ستاره نگه می‌داری. بعد با انگشت دست دیگه، از پایین یکی از انگشت‌ها شروع می‌کنی و هم‌زمان که آروم نفست رو می‌کشی تو،و بعد به اخرش که رسیدی میدی بیرون💨

یه تکنیک ساده برای وقت‌هایی که بچه عصبانیه، لجبازی می‌کنه، استرس داره یا بی‌قرار شده

ما بارها توی باشگاه ازش استفاده کردیم

برای هیراد هم که هنوز خیلی کوچیکه، شاید فکر کنید «این بچه اصلاً می‌فهمه نفس عمیق یعنی چی؟»
ولی ما داریم کم‌کم باهاش تمرین می‌کنیم😁اینجوری که

من جلوی خودش انجامش می‌دم و طبیعتاً سعی می‌کنه تقلید کنه. هنوز نفس‌هاش کوتاهه و دقیق انجامش نمی‌ده، ولی کم‌کم داره با مفهومش آشنا می‌شه

و راستش فکر می‌کنم این تکنیک فقط برای بچه‌ها نیست؛ برای ما مادرها هم خیلی کاربردیه!

مثلاً همین امروز که درِ کابینت کنده شد، دقیقاً همون لحظه‌ای بود که باید یه ستاره جلوی دستم می‌گرفتم و چندتا نفس عمیق می‌کشیدم 😂⭐️

چه خبر مادرا؟شام چی دارین؟؟


شیرخشک پوشک فرزندپروری زایمان ویروس تب واکسن قطع شیر پستونک
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
خونه عجب سکوتِ جالب و عمیقی گرفته… پسرا با پدرشون رفتن مهمونی مردونه! من تنهام، با یه ظرف بستنی و صدای بارونی که می‌زنه به شیشه. هر گوشه خونه رو که نگاه می‌کنم، یه نشونه از حضورشون هست، یه ردپایی از شیطنت‌هاشون…

نشستم و فکر می‌کنم: پاشم خونه رو مرتب کنم که فردا دغدغه‌ای نداشته باشم؟ یا همین‌جا بمونم و این سکوتِ نایاب رو زندگی کنم؟ بعد یه واقعیت محکم می‌خوره تو صورتم: دو تا پسر کوچولو داری، این چرخه تا ابد ادامه داره! پس بهتره همین الان بزنم به بی‌خیالی و از این آرامشِ کوتاه سهمم رو بردارم

این روزها سعی می‌کنم پدر و پسرا رو بیشتر تو چالش‌های دونفره بندازم. از همون وقتی که مهراد تک‌وتنها بود، برام مهم بود که یه وقت‌هایی فقط مال خودش و باباش باشه؛ از پارک و دوردور پدرپسری گرفته تا همین چالش‌های کوچیک روزمره

همسرم شاید مثل من توی پیچ‌وخم فرزندپروری غرق نشه و زودتر کلافه بشه، ولی به نظرم بچه‌ها قراره با آدم‌های مختلفی توی دنیا روبه‌رو بشن و لازمه کم‌کم یاد بگیرن با این تفاوت‌ها کنار بیان،منم سعی می‌کنم روش‌های درست رو یواش‌یواش به همسرم نشون بدم، بدون اینکه بخوام همه‌چیز رو به سبک خودم پیش ببرم

همین دیروز فرستادمشون دنبال چالش «خرید کفش تنهایی»اولش حسابی گره خوردن؛ مهراد عصبی شد، باباش کلافه شد و آخرش مجبور شدن بهم زنگ بزنن😂 چند جمله با مهراد حرف زدم و توضیح دادم چرا فلان کفش اندازه نیست یا چرا اون رنگی که می‌خواد پیدا نمی‌شه. یهو ورق برگشت و با یه جفت کفش جدید و یه گل خوشگل که برای من خریده بودن، خندون برگشتن خونه🥹

خلاصه که تنهام و دلم خواست گوشه‌ای از فکرای توی سرم رو باهاتون به اشتراک بذارم،امیدوارم خستتون نکرده باشم💙حالا چجوری نهایت استفاده رو ببرم؟؟😂

شیرخشک پوشک
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
امروز بنده در نقش مربی ورزشی بودم⛳️
راستش حوصله‌ی بازی نداشتم، پس پسرا رو به سمت ورزش هدایت کردم😁😍
تا همین چند ماه پیش ورزش منظم جزو روتین هر روزمون بود، ولی این روزا برنامه‌هامون زیاده و هر چند روز یه بار وقت می‌کنیم

همیشه دوست داشتم پسرا توی مسیر ورزش و رقابت سالم باشن، چون به نظرم ورزش فقط برای بدن نیست؛ تلاش کردن، ناامید نشدن، نظم و دوباره بلند شدن بعد از شکست رو هم یادشون می‌ده

از طرفی هماهنگی عصب و عضله هم فقط به درد خود ورزش نمی‌خوره و توی خیلی از کارهای روزمره و حتی فعالیت‌های مدرسه هم می‌تونه کمک‌کننده باشه

برای همین با هر سختی‌ای بود، حتی با وجود هیراد کوچولو، مهراد رو باشگاه می‌بردم🫠

البته هنوزم مهراد روحیه‌ی حساسی داره، ولی تأثیر ورزش رو توی زندگی روزمره‌ش می‌بینم و همین برام ارزشمنده🤍

امروز سفر دوم مجازی رو دارم ادیت میکنم که از عکسش معلومه کدوم کشوره دیگه؟🇫🇷
امروز صبح با نظرات خوب چندتا از شما درباره ویدیو چین بیدار شدم و انرژی گرفتم🥹😍



شیرخشک پوشک زایمان فرزندپروری تب واکسن قطع شیر بارداری
مامان دوقلوها👧🏻👧🏻 مامان دوقلوها👧🏻👧🏻 ۲ سالگی
سلام اومدم تجربه گرفتن از شیر رو بگم 🩷
چون اکثرا می‌خوندم تجربه ترک شیر مادر بود و برای ما شیرخشکی ها چیزی نبود
اول از همه بگم دخترای من ۱۸ شهریور دوسال میشن و حدودا از عید که ۱۹ـ ۲۰ ماه بودن وعده شیرشون رو به مرور کم کردم مثلا اول وعده شیر ظهر رو قطع کردم ، بعدش شیر صبح و الان یک و نیم دوماه بود که بهشون یه وعده قبل خواب شب ۱۸۰ تا میدادم ، اینم بگم که هم شیرخشک هم پاستوریزه ، یعنی مثلا یه شب شیرخشک نداشتیم پاستوریزه میدادم به خاطر همون عادت کرده بودن و هر دو رو میخوردن
اینجا پرسیدم از مامانا و گفتن که مشکلی نداره یه وعده رو بده بهشون
ولی طبق تحقیقاتی که کردم درستش این بود که من باید اون وابستگی که به شیر قبل خواب داشتن رو حذف میکردم و اگه با لیوان هم شیر بهشون میدادم بازم اون وابستگی سرجاش بود
بنابراین تصمیم بر این شد که کلا قبل خواب بهشون شیر ندم
الان دو روزه نمیدم و خداروشکر خوب همکاری کردن
در طول روز بهشون شیر پاستوریزه میدم ولی تو لیوان اونم تاکید نمیکنم که شیره فلان که حساس نشن همون با کیک میدم اونم یه زمان ثابت نمیدم یهو صبح یهو روز بعد ظهر
اینجوری
ممکنه یه روز هم ندم چون به جاش ماست ، و بستنی ،و پنیر و فلان استفاده می‌کنن
همین ✨🌸
✨ اولین شبی هم که شیر نخوردن موقعی که خوابیدن گریه ام گرفت ، فکر میکردم چون شیر خودم رو فقط دوماه خوردن از این لحاظ بهش حسی نداشته باشم ولی تمااااام اون روز ها و شب هایی که با وجود رفلاکس شدیدشون بهشون شیر میدادم و بالا سرشون بیدار میموندم که شیر نیاد تو گلوشون
اومد جلو چشمم و گفتم شما کی بزرگ شدین؟🥹😭🩷🌸🫀

بماند به یادگار
۱۴۰۵.۴.۱۰ روز قطع شیر