امروز بنده در نقش مربی ورزشی بودم⛳️
راستش حوصله‌ی بازی نداشتم، پس پسرا رو به سمت ورزش هدایت کردم😁😍
تا همین چند ماه پیش ورزش منظم جزو روتین هر روزمون بود، ولی این روزا برنامه‌هامون زیاده و هر چند روز یه بار وقت می‌کنیم

همیشه دوست داشتم پسرا توی مسیر ورزش و رقابت سالم باشن، چون به نظرم ورزش فقط برای بدن نیست؛ تلاش کردن، ناامید نشدن، نظم و دوباره بلند شدن بعد از شکست رو هم یادشون می‌ده

از طرفی هماهنگی عصب و عضله هم فقط به درد خود ورزش نمی‌خوره و توی خیلی از کارهای روزمره و حتی فعالیت‌های مدرسه هم می‌تونه کمک‌کننده باشه

برای همین با هر سختی‌ای بود، حتی با وجود هیراد کوچولو، مهراد رو باشگاه می‌بردم🫠

البته هنوزم مهراد روحیه‌ی حساسی داره، ولی تأثیر ورزش رو توی زندگی روزمره‌ش می‌بینم و همین برام ارزشمنده🤍

امروز سفر دوم مجازی رو دارم ادیت میکنم که از عکسش معلومه کدوم کشوره دیگه؟🇫🇷
امروز صبح با نظرات خوب چندتا از شما درباره ویدیو چین بیدار شدم و انرژی گرفتم🥹😍



شیرخشک پوشک زایمان فرزندپروری تب واکسن قطع شیر بارداری

تصویر
۱۳ پاسخ

اگه مامانا بدونن چقدر این آویزون شدن به رشد قدی بچه ها کمک میکنه همش آویزونشون میکنن🤭

من که خودم ویدیو چین رو کلی با ذوق و شوق دیدم
خیلی عالی بود 😍😍😍
فقط نمی‌دونم چرا اینجا پیاماتون برای من نمیاد
هر روز میرم تو قسمت دوستان من باید کلی بگردم پیداتون کنم ببینم پست جدید گذاشتی😅

یکی از نظرات ویدیو چین مال من بود😁🙋‍♀️خیلی زحمت کشیده بودین دستتون درد نکنه، هنوز برای پسرم نزاشتم خودم یه دور دیدم کلی چیز یاد گرفتم😅

اون دیس لایک بابت چیهههههه؟
لامصب کل حرفا منطقی و همون‌چیزایی که حتی اسلام و ادیان و روانشناس و.. هم گفتن دردت چیه دیس میزنی

ماشالله به شما مامان نمونه احسنت خدا قوت
بهترین کارو میکنی منم علیرضا بزرگتر بشه میبرمش باشگاه 😍❤️

منم ببرید فرانسه لطفا

سلام عزیزم قضیه کانال تون چیه؟ داخل تلگرامه؟
این بارفیکسو برای خونتون خریدید؟
بنظرتون تو این سن زیمناستیک خوبه؟ خطر نداره من میترسم

من که لذت میبرم از تاپیک های شما 🤍🌸😍
میشه آیدی کانالتون رو بدین؟

واسه من فیلم باز نمیشه میگه بایه برنامه دیگه فیلم باز کنین.
روی چه فرمتی هستش؟؟

هنوز فرصت نکردم همه ویدئو هارو دانلود کنم( نت فاجعه شده)
اما امروز دوتا از ورزشارو گذاشتم انقدر کیف کرد ایلیا😅

مامان نمونه ای😍

راستی فاطما جان منم پسرمو میفرستم ژیمناستیک ولی تو خونه هیچ حرکتی رو انجام نمیده ، نیازه تمرین کنه؟؟

وای خدایا اون جوجه که میله رو محکم گرفته، ماشالا 😻

سلام فاطمه آیدی تلگرامتو بده ویدیوها رو ببینم دیروز از اینستا کانکت نمیشد

سوال های مرتبط

مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
⚽️ بازی امروز رو دونفره انجام دادیم؛ با یه هدف کوچیک ولی مهم: اینکه پسرا کم‌کم یاد بگیرن با هم همکاری کنن 😁😅

یه سینی برداشتیم و توپ روش گذاشتیم و هر کدوم از دو طرف سینی رو گرفتند؛ حالا باید با حفظ تعادل سینی و بدون افتادن توپ‌ها، یه مسیر رو با هم طی می‌کردن 🏀
هم بازی تعادلی بود، هم هماهنگی بدن می‌خواست، هم از همه مهم‌تر همکاری!

آیا هیراد همکاری می‌کنه؟
خب هیراد عاشق توپه؛ بخاطر توپ توی بازی جذبش شد
آیا از همون بار اول بلد بود؟ نه!
چندین بار امتحان کردیم، توضیح دادیم، خراب شد، دوباره شروع کردیم و وسطش هم کلی به کارهای همدیگه خندیدن😅

و اصلاً قرار نیست بازی کامل و بی نقص انجام بشه
هیراد تازه اول راهه؛ همین که وارد بازی میشه، تلاش می‌کنه و کم‌کم مفهوم «با هم انجام دادن» رو تجربه می‌کنه، برای الان کافیه🤍

امروز بعد از مدت‌ها هم دوباره توی خونه تمرین ژیمناستیک داشتیم.
قبلاً تقریباً همیشه یه گوشه از روزمون به تمرین‌های ورزشی اختصاص داشت و این مدت که فرصت نمی‌شد،ذهنم مشوش بود

گاهی وسط این همه کار با خودم میگم:
من دقیقاً کی‌ام؟
مامانم؟ آشپزم؟ کیک‌پزم؟ روانشناسم؟ معلم مهدکودکم؟ مربی ورزشی‌ام؟!😂نمیدونم!🦦

راستی این روزها هوا انقدررر خوبه که صبح‌ها یکی دو ساعتمون رو هم توی بالکن می‌گذرونیم 🥹☁️🌧️اگه توام عاشق هوای ابری و بارونی هستی دوست خوب منی🥹💙



شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
بالاخره بعد از این همه انتظار، هوا بارونی شد و رفتیم برای چیدن سفره‌ی مهرگان 🥹🍂
سفره‌مون رو با هرچی توی خونه داشتیم چیدیم و پسرا هم با باباشون رفتن خرید و با گل برگشتن و سفره رو کامل کردن 😍

به رسم ایران باستان که در جشن مهرگان آتش روشن می‌کردن، ما هم شمع روشن کردیم و ذوق پسرا از همین شعله‌ی کوچیک، خودش یه پا جشن بود ❤️🔥

بعد نوبت به داستان فریدون و ضحاک رسید؛ نمایش اجرا کردیم، بابای بچه‌ها هم در نقش ضحاک وارد ماجرا شد و نتیجه‌ش شد کلی خنده و شلوغی وبازی😂
بعد از پیروزی فریدون(مهراد)، چهارتایی جشن گرفتیم و حسابی رقصیدیم 😁

آخر شب هم نشستیم پای کتاب و چند بیتی از شاهنامه خوندیم…
و من باز با خودم فکر کردم چقدر قشنگه این قصه‌ها و رسم‌ها😍

حالا هم پسرا مشغول یه بازی ویدیویی تعاملی‌ان و شبمون رو با یه انیمیشن خانوادگی تموم میکنیم 🥰

جمعه‌ی ما این‌طوری گذشت؛
بارونی، شلوغ، خنده‌دار و پر از مهر🥺🍂

اگر دوست داشتید شما هم امسال مهرگان رو توی خونه‌هاتون زنده کنید ❤️
مهرگان از امروز شروع می‌شه و تا ۲۱ مهر ادامه داره

بیایید رسم‌های قشنگمون رو برای بچه‌هامون نگه داریم؛
شاید یکی از همین شب‌های ساده، تبدیل بشه به بخشی از خاطراتی که نسل بعد با خودش می‌بره 🍁خونه رو شاد نگه دارین،به هر بهانه ای✨

شیرخشک پوشک ویروس تب واکسن فرزندپروری زایمان بارداری شیردهی
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
«حس عجیبی دارم... دوباره توی اتوبوسِ رشت به تهرانم...

ذهنم پر کشید به چند سال پیش، وقتی که دانشجو بودم و با یه بلیط پونزده تومنی همین مسیر رو می‌رفتم. چه دنیای متفاوتی!!اون‌موقع یه دخترِ درون‌گرا بودم که کل مسیر رو می‌نشست و به آدم‌های دوروبرش توجه میکرد اما سختش بود ارتباط بگیره.
توی ذهنم واسه همه‌شون قصه می‌ساختم و شخصیت‌شون رو تحلیل می‌کردم؛ گاهی پادکست گوش می‌دادم و گاهی آهنگ، و غرق می‌شدم توی دنیای خیال‌بافی‌هام...

جالب اینجاست که همیشه توی اون خیال‌پردازی‌ها، آخرش خودم رو با چند تا بچه تصور می‌کردم. انگار که عشقِ به مادری همیشه گوشه‌ی قلبم بود؛ توی همون رویاها هم با بچه‌هام می‌رفتم پیک‌نیک و کارهای هیجان‌انگیز می‌کردم!

حالا نگاه کن! الان دوباره توی همون مسیرم، ولی این بار دو تا کوچولو توی بغلم خوابیدن. دستم از سنگینی‌شون خواب رفته، اما ذهنم رفته به روزهای گذشته...
نمی‌دونم، شما هم مثل من هستین یا نه؟ این‌قدر احساساتی هستین که با هر نشونه و هر مکانی، پرت بشین به گذشته و همه خاطرات براتون زنده بشه؟

دارم به چند سالِ دیگه فکر می‌کنم؛ به روزی که دوباره توی همین مسیرم... اون موقع چی یادم می‌آد؟ احتمالاً به همین روز فکر می‌کنم و با لبخند می‌گم: «وای... بچه‌هام چقدر کوچولو بودن.»

زندگی عجیبه، نه؟»


شیرخشک پوشک زایمان بارداری
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
امروز متوجه یه اشتباه خودم شدم؛ اشتباهی که فکر نمی‌کردم اینقدر تاثیرگذار باشه…

قرار بود با مهراد هر کدوم یه زرافه بکشیم و رنگش کنیم🎨
من شروع کردم زرافه خودمو کشیدم و مهراد هم زرافه خودش رو کشید، اتفاقاً خیلی هم قشنگ شده بود😍(همون که تو عکس جلوی هیراده

اما وقتی نقاشی منو دید، یهو از نقاشی خودش ناامید شد
گفت «نقاشی من قشنگ نشد، من نمی‌تونم» و رفت توی اتاق
بعد برگشت و اصرار داشت از روی نقاشی من بکشه، ولی آخرش نه تونست از روی اون بکشه، نه حتی تونست زرافه‌ای که خودش توی ذهنش داشت رو دوباره بکشه

در حالی که قبلش داشت کاملاً با ایده خودش پیش می‌رفت

همیشه می‌دونستم توی نقاشی و کاردستی بهتره بچه از روی دست ما کپی نکنه، ولی امروز تازه تأثیرش رو با چشم خودم دیدم

گاهی حتی یه نمونه قشنگی که ما می‌کشیم باعث میشه بچه کار خودش رو دوست نداشته باشه و مدام خودش رو مقایسه کنه

امروز متوجه این اشتباه خودمم شدم و از این به بعد باید بیشتر حواسم باشه
گفتم این تجربه رو با شما هم به اشتراک بذارم

شما چقدر با بچه هاتون نقاشی میکنین؟؟؟



شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری حاملگی شیردهی واکسن ۱۸ماهگی تب )
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
فکر می‌کنم برش‌هایی از یک روز معمولی و واقعی، دقیقاً همین شکلیه؛
یه روزی که هم شیطنت داره، هم خرابکاری، هم لابه‌لاش چند دقیقه‌ای برای خودم

امروز درِ کابینت کنده شد 😅
پسرا کلی ورزش کردن، با هم کتاب خوندیم و من هم کتاب جدیدم رو شروع کردم😍

موقع خوندن کتاب،، رسیدم به یه قسمت که یه تکنیک تنفس ساده برای بچه‌ها یاد می‌ده و دیدم این یکی از تکنیک‌های کتاب برای ما خیلی کاربردی بوده، با اینکه قبلاً معرفیش کرده بودم گفتم این قسمتشو باهاتون به اشتراک بذارم

اسمش «تکنیک ستاره»ست ⭐️

کف دستت رو باز می‌کنی و انگشت‌هات رو مثل یه ستاره نگه می‌داری. بعد با انگشت دست دیگه، از پایین یکی از انگشت‌ها شروع می‌کنی و هم‌زمان که آروم نفست رو می‌کشی تو،و بعد به اخرش که رسیدی میدی بیرون💨

یه تکنیک ساده برای وقت‌هایی که بچه عصبانیه، لجبازی می‌کنه، استرس داره یا بی‌قرار شده

ما بارها توی باشگاه ازش استفاده کردیم

برای هیراد هم که هنوز خیلی کوچیکه، شاید فکر کنید «این بچه اصلاً می‌فهمه نفس عمیق یعنی چی؟»
ولی ما داریم کم‌کم باهاش تمرین می‌کنیم😁اینجوری که

من جلوی خودش انجامش می‌دم و طبیعتاً سعی می‌کنه تقلید کنه. هنوز نفس‌هاش کوتاهه و دقیق انجامش نمی‌ده، ولی کم‌کم داره با مفهومش آشنا می‌شه

و راستش فکر می‌کنم این تکنیک فقط برای بچه‌ها نیست؛ برای ما مادرها هم خیلی کاربردیه!

مثلاً همین امروز که درِ کابینت کنده شد، دقیقاً همون لحظه‌ای بود که باید یه ستاره جلوی دستم می‌گرفتم و چندتا نفس عمیق می‌کشیدم 😂⭐️

چه خبر مادرا؟شام چی دارین؟؟


شیرخشک پوشک فرزندپروری زایمان ویروس تب واکسن قطع شیر پستونک
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
🎮 یکی از بازی‌های ساده‌ای که توی خونه می‌تونین با بچه‌ها انجام بدین و هیچ وسیله‌ای هم لازم نداره، بازی «پیدا کن و بیار»ه 🔎

👶 برای هیراد فعلاً یه وسیله، مثلاً یه اسباب‌بازی یا حتی کنترل تلویزیون رو یه جای خونه می‌ذارم، ازش عکس می‌گیرم 📸 و عکس رو بهش نشون می‌دم و می‌گم: «این اونجاست، برو پیداش کن و بیار» 🧸

🧒 برای مهراد که بزرگ‌تره، بازی رو سخت‌تر می‌کنم؛ گاهی براش نقشه می‌کشم 🗺️ که از روی نقشه پیداش کنه، گاهی هم فقط می‌گم چندتا عروسک گم شدن و باید پیداشون کنه 🔍 حتی جاهای سخت‌تر و بالاتر می‌ذارمشون که براش چالشی‌تر بشه

🧠 همین بازی ساده برای دقت و توجه، تمرکز و حافظه تصویری خوبه و کم‌کم باعث می‌شه توی کارهای روزمره هم وقتی می‌گیم چیزی رو پیدا کنن یا بیارن، با دقت بیشتری دنبال کار بگردن،شما هم فقط میشینین و راهنمایی میکنین😎

من پریودم و بیش از این کاری از دستم برنمیاد😅شما چطور؟
راستی یه سری کلیپ تعاملی ورزشی قراره تو کانال بذارم خیلی جالبه!بچه ها عاشقش میشن😍

شیرخشک پوشک زایمان بارداری فرزندپروری
مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
خونه عجب سکوتِ جالب و عمیقی گرفته… پسرا با پدرشون رفتن مهمونی مردونه! من تنهام، با یه ظرف بستنی و صدای بارونی که می‌زنه به شیشه. هر گوشه خونه رو که نگاه می‌کنم، یه نشونه از حضورشون هست، یه ردپایی از شیطنت‌هاشون…

نشستم و فکر می‌کنم: پاشم خونه رو مرتب کنم که فردا دغدغه‌ای نداشته باشم؟ یا همین‌جا بمونم و این سکوتِ نایاب رو زندگی کنم؟ بعد یه واقعیت محکم می‌خوره تو صورتم: دو تا پسر کوچولو داری، این چرخه تا ابد ادامه داره! پس بهتره همین الان بزنم به بی‌خیالی و از این آرامشِ کوتاه سهمم رو بردارم

این روزها سعی می‌کنم پدر و پسرا رو بیشتر تو چالش‌های دونفره بندازم. از همون وقتی که مهراد تک‌وتنها بود، برام مهم بود که یه وقت‌هایی فقط مال خودش و باباش باشه؛ از پارک و دوردور پدرپسری گرفته تا همین چالش‌های کوچیک روزمره

همسرم شاید مثل من توی پیچ‌وخم فرزندپروری غرق نشه و زودتر کلافه بشه، ولی به نظرم بچه‌ها قراره با آدم‌های مختلفی توی دنیا روبه‌رو بشن و لازمه کم‌کم یاد بگیرن با این تفاوت‌ها کنار بیان،منم سعی می‌کنم روش‌های درست رو یواش‌یواش به همسرم نشون بدم، بدون اینکه بخوام همه‌چیز رو به سبک خودم پیش ببرم

همین دیروز فرستادمشون دنبال چالش «خرید کفش تنهایی»اولش حسابی گره خوردن؛ مهراد عصبی شد، باباش کلافه شد و آخرش مجبور شدن بهم زنگ بزنن😂 چند جمله با مهراد حرف زدم و توضیح دادم چرا فلان کفش اندازه نیست یا چرا اون رنگی که می‌خواد پیدا نمی‌شه. یهو ورق برگشت و با یه جفت کفش جدید و یه گل خوشگل که برای من خریده بودن، خندون برگشتن خونه🥹

خلاصه که تنهام و دلم خواست گوشه‌ای از فکرای توی سرم رو باهاتون به اشتراک بذارم،امیدوارم خستتون نکرده باشم💙حالا چجوری نهایت استفاده رو ببرم؟؟😂

شیرخشک پوشک
مامان ایلیا،آریا،لِنا مامان ایلیا،آریا،لِنا ۲ سالگی
این روزا واقعا برام پرچالش بود و هست تولد پسرا رو پشت سر گذروندم مونده نیمه شعبان که تولد یکی یه دونه خونست ❤️که تقریبا یک هفته است از شیر گرفتمش و ناراحتم چون وزنش کم شده لپاش آب شده و هیچ جوره تو لیوان نی دار هم شیر نمیخوره!😣
برای آریا جانم مهد با دوستاش تولد گرفتم کیکم خودم پختم مربی ها انقدر از طعمش خوششون اومد و کلی تشکر کردند و ازم تعریف کردند🤩 که چجوری به اینهمه کار میرسی و مامیخواستیم شمارو به عنوان مادر نمونه تو مهد معرفی کنیم چون خیلی به فکر تغذیه پسرتون هستید و کامل و مفید منم گفتم همش با نظم و برنامه ریزی 😁البته که شرایط هم آدم رو مجبور میکنه همه کاراش سر برنامه باشه !
هفته دیگه مادرشوهرم میخاد بیاد و من بسی شادمانم🥺میتونم اون چند روزی که هست نفس بکشم و به خودم برسم.
کلا این روزا ذوق مرگم نه فقط برای تعریف های مربی و مدیر مهد برای اینکه هرکی میبینم میگه شبیه دخترا شدی باربی شدی چه خوب لاغر کردی و دیگه وزن کم نکن 😎
خلاصه گفتم که نزدیکِ عیده هم خونه تکونی رو شروع کنید هم به خودتون برسید ورزش کنید حتی تو خونه 🤪

#از شیر گرفتن
#دو سالگی
#کالسکه
#کریر
#پستونک
#شیر خشک