۷ پاسخ

برای ما که هنوز یاد ندادن چیزی ولی شعر از همون بچگی دخترم زود حفظ می‌کرد خودم تو خونه هی شعرو می‌خوندم یا میگفتم بیا با هم بخونیم با لحن بچگانه با دست زدن می‌خونیم میگم بیا با هم بخونیم الان دیگه سه چهار بار بخونم دخترم حفظ میشه

غصه نخور یاد میگیره با تمرین و اینک حواسش جمع باشه

براما متن شعرو میفرستن خودمون چنباری تمرین میکنیم بعد باهم میخونیم بعد خودش میخونه جاهاییم ک یادش میره من میگم بعد چنتا وییس میگیریمو تموم یاد میگیره همشو

مدام خودت تکرارکن
بایدازهمون۳سالگی کارمیکردی که آموزش اینارویادمیگرفت

براش ویس دانلود کن مدام بذار تا حفظ کنه

پسر‌من که هنوز بلد نیست تا ۱۰ بشماره😂بخدا هر روشی رفتم یاد نمیگیره

برا ما ویس شعر رو میفرستن من هی میذارم برا پسرم و با هم تمرین میکنیم تا حفظ بشه مثلا اولی رو میخونم بعدش رو میگم عه من یادم رفت چی میشد ؟پسرم میخونه باز ی کلمه اول بعدی میگم باز میگم یادم رفت پسرمم خوشش میاد هی میخونه برام

سوال های مرتبط

مامان فرشته کوچولو مامان فرشته کوچولو ۵ سالگی
خانومها شما جای من بودید چکار می‌کردید ،من دخترم خیلی ضعیف عمل می‌کنه ،نمیتونه از حقش دفاع کنه ،ترسو هست ،،بعد همش میگه من برم تو کوچه بازی کنم ،،همش اسرار می‌کنه ،،،،بعد بچه‌های تو کوچه همش اذیتش میکنن ،،مثلا دمپاییش رو پرت میکنن دختر من می‌خنده ،با چرخ بهش حمله میکنند بعد بهش میخندن دختر منم می‌خنده ،،،یا پسر همسایمون با چرخش میزنه به ماشین ما خط میندازه می‌خنده ،دختر منم باهاش می‌خنده ،اصلا نمی‌فهمه که باید نگذاره بچه‌ها باهاش اینطوری رفتار کنند ،،حالا من نمی‌زارم بره بازی کنه ،،بعد به من میگه تو مامان بدی هستی ،ازت بدم میاد ،،چون باهاش حرف میزنم نصیحت میکنم ،اصلا حالیش نیست ،،،بچهای اقوام اسباب بازیش رو میشکنند دختر من می‌خنده ،،بعد من بهش میگم اگه بشکنی ونگه داری نکنی من دیگه برات نمی‌خورم ،بعد گریه می‌کنه که تو مامان بدی هستی ،تازه به همه‌ی اقوام گفته من از مامانم بدم میاد ،به نظر شما با چنین بچه ای باید چکار کرد ؟
مامان قلبم🤸‍♂️💕 مامان قلبم🤸‍♂️💕 ۵ سالگی
ایقد عصبیم ک حد نداره
چند وقت پیش دختر همسایه پسرمو زد تو دهنش تا جیق زد اومد پیشم هر جی میپرسیدم نمیگفت چشه فقط گریه میکرد بعد یکی دو ساعت گفت ای دختره زد تو دهنم
بعد دوباره دیشب هم زد تو دهنش ک مدام میگفت دهنم درد میکنه بهش میگم چته میگه ای دختر زدم هر دفه ی مشکلی داره میگم چی شده اسم این دختره رو میاره
زنگ زدم به مادرش با خوبی میگم دخترت ایطور مدام میزنش باهاش صحبت کن این کار نکنه
دااااد و هوار ک ن دختر من ن ایطوره میگم عزیز من اخه من چه دلیلی دارم پشت سر دختر تو دروغ بگم خب این بچه ۴.۵ ساله من چه دروغی بلده چرا نمیگه فلان دختر چرا نمیگه بهمان دختر چرا مدام میگه این میزنه دااااد ک ن دختر من مظلومه ن ایطوره میره دخترشو صدا میزنه دخترش میگه حواسم نبود میگم خب باشه حواسش نبود درسته خب ما میگیم سری قبلم حواسش نبود پس بهش بگو حواسشو بیشتر جمع کنه یوقت خدا نکرده میزنش اصلا اومدیم لبش پاره شد.
دااااد میزد ک تو ابن اپارتمان فقط شما با ما دعوا دارین مبگم چچچچ دعوایی خانم یکم فرهنگ داشته باشه دخترش خودش میگه ک زدش چرا اینجور رفتار میکنی مگ بهت فحش دادم مگ بهت بی احترامی کردم گوشیو سرش قطع کردم
بخدا شاید بگید باید به دخترش میگفتی به ولله به دخترشم میگفتم حتی با نهایت مهربونیم میگفتم هم به مادرش میگفت مادرش زنگ میزد دادو هوار ک چرا به دخترم گفتی به خودم میگفتی تا بهش بگم
اصلا نمیدونم تو این اپارتمان چکار کنم از دست اینا

ابنجام هوا گرمه بجه ها بازی میکنن صداشونو میشنوه میگه منم برم بازی هر چقد خودم سعی میکنم بازی کنم صدا اونارو ک میشنوه میگه میخام برم وقتیم میره این داستانه گرمم هست وگرن ۳ بعد ظهر میرفتم بیرون نبینم اینارو
مامان celine مامان celine ۵ سالگی
فرزند پروری کودک پروری شیرخشک شیر محلی شیر مادر تغذیه کودک پروری

لطفا باهام حرف بزنین...کسی نیست بهش بگم و بفهمم چیکار کنم...
قبل دخترم رابطه ی منو شوهرم خوب بود ولی بعد دخترم که گریه می‌کنه همش میگه بسه کم گریه کن و میبینم عصبانی میشه ...بعد دخترمم بیشتر گریه می‌کنه میگه بابا عصبانی شد...نمیدونم شاید دختر منم زباد و زود گریه می‌کنه ...ولی خب چه میشه کرد؟؟؟همش بهش میگم اینجوری نکن با بچه...با هزارتا زبون بهش گفتم...با دعوا...با قهر....با آرامش...ولی انگار نه انگار...یه کم هم بیشتر شده عصبی شدنش...زود میگه اه این بچه هم همش گریه می‌کنه فقط ...حوصلمو برد و...منم اینور بچه آروم میکنم و سعی میکنم با آرامش باهاش حرف بزنم و حل میشه ..اون بچه س توجه میخواد بازی میخواد شوهرم هم شده یه مرد عصبانی بی حوصله ..😔باهاش مثلا بازی می‌کنه ولی حواسش پیش گوشی و تلویزیونه! احساس میکنم منم اونقدر سر دخترم بهش گفتم اینجوری کن اونجوری کن داره رو رابطه ی خودمونم تأثیر می‌ذاره و دیگه مثل قبل نیستیم،😔انگار وسط گیر کردم و دارم له میشم‌..