ایقد عصبیم ک حد نداره
چند وقت پیش دختر همسایه پسرمو زد تو دهنش تا جیق زد اومد پیشم هر جی میپرسیدم نمیگفت چشه فقط گریه میکرد بعد یکی دو ساعت گفت ای دختره زد تو دهنم
بعد دوباره دیشب هم زد تو دهنش ک مدام میگفت دهنم درد میکنه بهش میگم چته میگه ای دختر زدم هر دفه ی مشکلی داره میگم چی شده اسم این دختره رو میاره
زنگ زدم به مادرش با خوبی میگم دخترت ایطور مدام میزنش باهاش صحبت کن این کار نکنه
دااااد و هوار ک ن دختر من ن ایطوره میگم عزیز من اخه من چه دلیلی دارم پشت سر دختر تو دروغ بگم خب این بچه ۴.۵ ساله من چه دروغی بلده چرا نمیگه فلان دختر چرا نمیگه بهمان دختر چرا مدام میگه این میزنه دااااد ک ن دختر من مظلومه ن ایطوره میره دخترشو صدا میزنه دخترش میگه حواسم نبود میگم خب باشه حواسش نبود درسته خب ما میگیم سری قبلم حواسش نبود پس بهش بگو حواسشو بیشتر جمع کنه یوقت خدا نکرده میزنش اصلا اومدیم لبش پاره شد.
دااااد میزد ک تو ابن اپارتمان فقط شما با ما دعوا دارین مبگم چچچچ دعوایی خانم یکم فرهنگ داشته باشه دخترش خودش میگه ک زدش چرا اینجور رفتار میکنی مگ بهت فحش دادم مگ بهت بی احترامی کردم گوشیو سرش قطع کردم
بخدا شاید بگید باید به دخترش میگفتی به ولله به دخترشم میگفتم حتی با نهایت مهربونیم میگفتم هم به مادرش میگفت مادرش زنگ میزد دادو هوار ک چرا به دخترم گفتی به خودم میگفتی تا بهش بگم
اصلا نمیدونم تو این اپارتمان چکار کنم از دست اینا

ابنجام هوا گرمه بجه ها بازی میکنن صداشونو میشنوه میگه منم برم بازی هر چقد خودم سعی میکنم بازی کنم صدا اونارو ک میشنوه میگه میخام برم وقتیم میره این داستانه گرمم هست وگرن ۳ بعد ظهر میرفتم بیرون نبینم اینارو

۸ پاسخ

نباید بفرستی تمام

همون خانواده ین ک اذیت ایکردن ؟

خودتم باهاش برو پایین از دور مراقب باش.بعد اگه پسرتو زد همونجا جرش بده

تنها کاری ک میتونی بکنی اینه ک پسرت با اون دختر هم بازی نشن

من پسرم خودش دفاع میکنه ولی درکل نمیفرستمش اصلا بچن یچی میش حالا بیا درس کن

قبلاً من همش مراقب بودم کسی بچه هامو اذیت نکنه ولی الان یاد گرفتن از خودشون دفاع میکنن یکم نورا مظلوم تره وقتی میریم پارک نیلا هواسش بهش هست کسی هلش بده حتما دفاع می‌کنه از خواهرش

دقیقا منم همین مشکل داشتم هربار میزد با گریه میومد خونه هربار من کوتاه میومدم تا اینکه سریع قبل یه دختر بزرگ با پسر من که پنج سالشه زده بودن و محاصرش کرده بودن با چند تا دختر دیگه پسر من میترسید بیاد خونه مادر شوهرم هم دیده بود یکم یواش زده بوده توی دست اون دختره
پدر و مادر اون دختره اومدن وایسادن داد و بیداد فحش که انگار ما مقصر شدیم هر دفعه میزدن اونا اشکال نداشت یه این بار یواش زده رو دستش اینجوری
دیگه من پسرم رو سرگرم کردم تو خونه و خودش هم دید اینجوری کردن نمیره باهاش بازی میکنم عصر میرم یکم تو پارک محلمون می‌شینم بعدش میام نزاشتم دیگه با این بچه ها بازی کنه
بابا آدم یکم خودش فرهنگ داشته باشه بچه هم یاد میگیره به بچشون نمیگن نزن یا معذرت خواهی کن
پدر و مادر دختره می‌گفت فقط بچت نیاد بیرون خودمون میزنیمش

به بچه ات یاد بده از خودش دفاع کن پس فردا میره مدرسه پسرونه همش بزن بزنه
هر روز نمیتونی بری دعوا

سوال های مرتبط

مامان ضحی(ضحا) مامان ضحی(ضحا) ۵ سالگی
سلام مامانا
امروز دخترم تو کلاسشون جشن بود بعد ب بچه ی دیگه کش‌مو پاپیونی دخترم ازش گرفته بود میگفت مال خودمه دخترم هم ازش گرفته بود ک نه این مال منه اون دختره زد زیر گریه ک من اینو میخوام ی دفعه مادر بزرگش و مامانش اومدن تو سینه منو دخترم ک بده بهش گناه داره گریه میکنه من اصلا دخالت نکردم ک ب دخترم بگم بده بهش گناه داره خب دختر منم گناه داره اخه ......
خلاصه مامانش کش مو رو از دخترم گرفت رفت شکلایتی اورد داد دست دخترم اونم داد ب دختر خودش دختر منم گریه اش گرقت منم بلند گفتم مامان این مال تو بود برو بهش بگو بهم بده مال خودمه بعد دخترم ی کم بهونه کرد منم ب صورت اعتراض ک بدونن ناراحت شدم دخترم رو تو بغل گرفتم گفتم برو ازش بگیر گریه نکن برو حقت رو بگیر ....
دخترم رفت جلو ب ی خانمی گفت خاله این کشمو منو گرفته ازش میگیری برام خیلی دلم سوخت اونجا بلند شدم دست دخترم گرفتم رفتم پیششون گفتم خاله این مال تو نیست مال ضحا بوده گفت دوسش دارم گفتم خب ضحا هم کش‌موش رو دوست میخواد مال خودش باشه این کار درستی نیستی وسیله های مرد رو ب زور ازشون بگیری مامانش ازش گرفتش داد دستم منم همون جا دادم دست دخترم و بوسش کردم وسایلام برداشتم رفتم بیرون دیگه مراسم کلاس تموم بود .....
شما بودین چکار میکردین تو این موقعیت گذشت میکردین یا نه حقتون رو میگرفتین؟؟؟؟
مامان celine مامان celine ۵ سالگی
فرزند پروری کودک پروری شیرخشک شیر محلی شیر مادر تغذیه کودک پروری

لطفا باهام حرف بزنین...کسی نیست بهش بگم و بفهمم چیکار کنم...
قبل دخترم رابطه ی منو شوهرم خوب بود ولی بعد دخترم که گریه می‌کنه همش میگه بسه کم گریه کن و میبینم عصبانی میشه ...بعد دخترمم بیشتر گریه می‌کنه میگه بابا عصبانی شد...نمیدونم شاید دختر منم زباد و زود گریه می‌کنه ...ولی خب چه میشه کرد؟؟؟همش بهش میگم اینجوری نکن با بچه...با هزارتا زبون بهش گفتم...با دعوا...با قهر....با آرامش...ولی انگار نه انگار...یه کم هم بیشتر شده عصبی شدنش...زود میگه اه این بچه هم همش گریه می‌کنه فقط ...حوصلمو برد و...منم اینور بچه آروم میکنم و سعی میکنم با آرامش باهاش حرف بزنم و حل میشه ..اون بچه س توجه میخواد بازی میخواد شوهرم هم شده یه مرد عصبانی بی حوصله ..😔باهاش مثلا بازی می‌کنه ولی حواسش پیش گوشی و تلویزیونه! احساس میکنم منم اونقدر سر دخترم بهش گفتم اینجوری کن اونجوری کن داره رو رابطه ی خودمونم تأثیر می‌ذاره و دیگه مثل قبل نیستیم،😔انگار وسط گیر کردم و دارم له میشم‌..
مامان عزیزدل مامان عزیزدل ۵ سالگی
هروقت بچه خواهر شوهرم میاد خونه ما من از حرص تا مرز جنون میرم و دیونه میشم
از دختر من چند ماهی بزرگتره
ولی اندازه یه زن ۵۰ ساله زرنگ و مارموزه،یه سره در گوش دختر من دو پچ می‌کنه و به دخترم یاد میده حرف من و گوش نده خونه رو بهم بریزن وسایل و خراب کنن یا به دختر من میگه فلان وسیله رو باید بدی به من اینا رو آروم و با سیاست در گوش دخترم میگه و اون وقتی میگه نه تهدید می‌کنه که باهات بازی نمی‌کنم خونمون رات نمیدم قهر میکنم باهات دختر منم از ترسش همه حرفاش و قبول می‌کنه
یا خوراکی میبرم براشون برمیداره خودش یکیش و زیاد می‌کنه یکیش و کم در گوش دخترم میگه زیاده برای کنه کمه برای تو اونم از ترس همین تهدید ها قبول می‌کنه
منم از درد اینکه مهمونه و چیزی بگم میره به مامانش میگه و از اونجایی که مامانش از خودش صد مرتبه بدتره
هیچی نمیگم بهشون
تروخدا شما بگید من چیکار کنم
خیلیییی عصبی میشم از دست مارموز بازی های یه الف بچه و باج دادن های دختر من
فرزند پروری #
#پوشک
#تربیت