اینقدر اعصابم امشب خرد شد که حد نداره
ما این هفته عروسی دعوتیم
بعد مال بلوچهای خراسان هستش
خلاصه کنم براتون که آقامون گفت که چون اونجا بچه مچه زیاده اینام یه طایفه ای نیستن که خوش اخلاق باشن نمیخواد شما بیاید خودم تنها میرم
گفتم چرا گفت چون بچه بزرگم شلوغ کاری می‌کنه
نشته ماشالا خیلی شیطونی می‌کنه همه رو اذیت می‌کنه
بیاید اونجا بچه کسیو اذیت بکنه اگر بزننش نمیتونم چیزی بگم گفتم کدوم خری جرعت می‌کنه دست رو بچه من بلند بکنه مگه شهر هرته؟؟؟
اولا که ر ی دم تو عروسیشون دوما که من بچمو از سر راه نیاوردم هر بی پدری بخواد روش دست بلند بکنه
اگر جز آدمیزاد ها باشه متوجه میشه که سن بچه شلوغکاریشه خب وقتی میبینه بچه ها دیگه مثل چی میتازونن اینم دلش میخواد بره شیطونی دیگه !!!
و اینکه درک بکنه یه انسان آخه من که نمیتونم بچم رو بخاطر یه مشت بچه دیگه که مبادا اذیت بشن کتک بزنم بشینه سرجاش میشه ؟؟؟هرگز غرور بچمو له نمیکنم
درسته خودمم حساسم یجا میریم نمیزارم تکون بخوره از جاش اینجوری که گوشه گیر میشه من چیکار کنم 🤕🙁🫤😢😢😢😢
فرزند پروری فرزند پروری

تصویر
۷ پاسخ

خوب تو می‌دونی بچه ت شیطنت می‌کنه
نرو عروسی. اگرم میخوای بری بچه رو بذار پیش مادری کسی
بله بچه شیطنت داره اما اگر قابل کنترل نیست جاش تو عروسی نیست
نه کسی میخواد بچه تو بزنی نه بگیری نه شخص دیگه بتونه بچه تو بزنه

واا بچه ۴ساله همینه شیطنت داره ولی خب پدرومادرباید حواصشون باشه تا زمانی که به کسی خطری ندارن کارخطرناک نمیکنن یامجلس طرفو بهم نمیزنن بایدبزاری بازی کنن حتی جایی بابچه های دیگم دعواشون میشه برای چیزای کوچیک نباید بزرگترا دخالت کنن باید بزاری خودشون یادبگیرن قهرواشتیو.
اگر دلت میخادبری برو حواصت ب بچت باشه اگر نه بچت خیلی اذیتت میکنه نرو چون همش سرپایی و اینا

برو بسپر به باباش

نه بلوچا آدمای خوبین ما چند سال باهشون ربت وآمد داشتیم بعدم خواهر همه بچه ها توعروسی دوست دارند برن بابچه های دیگ‌بازی اون باباش حوصله نداشته دنبالش راه بیفت شیطنت نکن برای راحتی خودش گفت

بر اعصابت مسلط باش خواهر نرین تو عروسی اونم فقط با فرضیه شوهرت مردم خیلی خرج کردن😁😁

بعضیا این چیزارو نمیفهمن عزیزم
پیشنهاد میکنم نرو عروسی بچه رو نمیشه ببندی ک تو جایی دعواشم کنی میگن اعصاب ندارید و فلان

نرو عروسی
اگه هم رفتی حواست باشه به بچت کسی اذیتش نکنه
جدیدا تو عروسی خیلی گیر میدن به بچها واقعا بعضی مادرا بیخیالم هستن ولی خب عروسی بدون بچه نمیشه رفت

سوال های مرتبط

مامان shahan مامان shahan ۴ سالگی
خسته شدم از پسر ۴سالم
خیلی اذیتم میکنه هیچی ازم نمونده از بس که منو اذیت میکنه همه میگن تو زیاد خودتو درگیر بچه کردی ولی اینجوری نیست خواه ناخواه درگیر میشم
از این بچه ها نیست شیطونی کنه اینور بره اونور بره فقطگیرای بیخود نیده یکشاعت بند میکنه به یه چیزی گریه میکنه
میگه میخوام نقاشی بکشم باید همه دفترایی که داره کنارش باشه تمام مداد رنگیا جامدادی قیچی چسب همه باشه بعد شروع میکنه به نقاشی کشیدن مثلا اگر قیچی نباشه نقاشی رو شروع نمیکنه
گریه و بهونه گیری میکنه گییییر میده که الان من برم حموم من موقعیتشو ندارم حالشو ندارم میگم نه قهر میکنه غر میزنه میگه تو بدی دوستت ندارم برووووو
گیر میده الان من با هرمواد غذایی تو خونست اشپزی کنم همه چیزو قاطی کنم به کم هم قانع نیست از همه چی زیاد بده یعنی رسما موادو حروم کنه بگم نه انقدررر غر میزنه زندگی رو بهم زهرمار میکنه نمیذاره دو دقیقه اوقات کنم بگمم اره که بازم بدبختی دارم و دراخر هم راضی نمیشه کلا هرکاری براش بکنی اخرم راضی نمیشه
تا شوهرم میاد خونه بهونه گیری ولجبازیاش بیشتر میشه تا خانواده شوهرمو میبینه اصلا همچین گریه میکنه بغض میکنه پرخاشگری میکنه انگار که من تو خونه شکجنه اش دادم انگار که من باهاش بدم اونام به من اعتماد ندارن فکر میکنن واقعا کاریش کردم مثل ادمای مشکوک بمن نگا میکنن
الانم رفته خونه مادرشوهرم نمیادش خونه میترسم دیگه افسارش از دستم بره اونام ادمایی که همه چی دراختیار بچه میذارن دیگه توان غصه خوردن ندارم
خسته شدم دیگه انقدر وزن کم کردم که دیگه هیچکی منو نمیشناسه خیلی بد ازبین رفتم همه اش از حرص وجوش وغصه خوردنه
مامان آیهان مامان آیهان ۵ سالگی
مامانا یه درمانگر چند ماه پیش به اشتباه یه تشخیص واسه پسرم داد( اوتیسم ) که بردمش پیش فوق تخصص روانپزشکی کودک گفت نه این مشکل رو نداره یه مقدار بی بی دیجیتال شده که درست میشه ، اون موقع چون من خیلی بی قراری کردم که باید همین روز ببریمش پیش متخصص شوهرم قبول نمیکرد و با عصبانیت به خونواده اش زنگ زد قضیه رو گفت حالا از اون روز به بعد خواهر شوهرم همش میگه با مشکلی که پسرت داره و ...یه بارم گفت پرت کردن از علائم اصلی اوتیسم هست که پسر تو هم زیاد پرت میکنه ،خلاصه هی جوری حرف میزنه که یعنی آره بچه تو این مشکل رو داره یه روانشناسی هم خونده فک میکنه متخصص هست ، پسر من تاخیر گفتاری داشت الان جملات شش هفت کلمه ای هم میگه رنگا اشکال هندسی و ...، تازگیا شروع کرده سعی میکنه تعریف کنه ، اما خیلی شیطون هست و یه جا نمیشینه ، من نمیدونم پسرم من مشکلی داره یا نه ولی فقط خدا میدونه چی تو دلم میگذره زندگی برام نمونده فقط گریه ، هر دفه خواهر شوهرم همچین حرفایی میزنه من ساعت ها گریه میکنم ، الان میخوام یه متخصص دیگه ببرمش ببینم چی میشه فقط تو این شبا برام دعا کنید خیلی دل شکسته ام امروزم خواهرشوهرم گفت پرت کردن وسایل تو این سن نشونه های اصلی یه سری بیماری هاست پسر من قبلا پرت نمیکرد تازگیا پرت میکنه