مامانای عزیزم، بعد از سه ماه بالاخره برگشتم به جمع دوست‌داشتنی‌مون! 🥹❤️ گفتم قبل از اینکه شما شروع کنین به تعریف کردن، خودم یه گزارش کوچیک از این سه ماه بدم 😄

از تیرماه با کمک هوش مصنوعی یه رزومه از تجربه‌های کاری چندین سالم آماده کردم و بعد از بین چند فرصت، وارد شرکت «بهرادسازان» شدم و کار بازاریابی و فروش رو به‌صورت دورکاری از خونه شروع کردم. کنار کار، طبق معمول مشغول بزرگ کردن کیان، خونه‌داری، همسرداری و زندگی روزمره بودم و البته سفرهای همیشگی‌مون با کیان هم سر جاش بود. 🥰

مامانای قدیمی می‌دونن که از بارداری و شیر دادن گرفته تا غذا خوردن و از پوشک گرفتن، خدا رو شکر کیان هیچ‌وقت چالش سختی برام نداشت و این مسیر رو با کلی خاطره شیرین پشت سر گذاشتیم. ❤️راستی از حرف زدن قند عسلاتون بگین کیان من که خداروشکر همه چی میگه جمله هم میگه😍😍☺️

اما خبر جدید و هیجان‌انگیز من اینه که این ماه تصمیم گرفتیم برای بچه دوم اقدام کنیم. 🥹💕 همه‌چیز هم از قبل برنامه‌ریزی شده و دوست داشتم اگر خدا بخواد، کوچولوی دوممون هم مثل کیان تیرماهی باشه. حالا باید ببینیم خدا چه چیزی برامون رقم می‌زنه. فقط برام دعا کنین که اگر خیر و صلاحمونه، این بار هم یه بارداری شیرین و موفق داشته باشم. 🙏🏻❤️

حالا دیگه نوبت شماست! 😍
توی این سه ماهی که من نبودم چه خبر بود؟ کی مامان شد؟ کی زایمان کرد؟ کیا اتفاق مهمی براشون افتاد؟ بچه‌هاتون چه کارای جدیدی یاد گرفتن؟ اصلاً بیاین از شیرین‌ترین، سخت‌ترین و هیجان‌انگیزترین اتفاق این سه ماهتون برام تعریف کنین. دلم برای شنیدن داستانای مامانانه‌تون تنگ شده. ❤️

تصویر
۷ پاسخ

حالا بزار من یچی بگم بترسی یکم😂همیشه وقتی بچه اول ادمو اذیت نکنه بچه دوم حساااابی جبران میکنه ینی باورنمیکنی بالای ده نفرو دیدم ک میگما😂😂😂

به به چقد خوب
چقد حس خوب گرفتم با خوندن تاپیکت
منی که هنوز پوشک نگرفتم
راستی تجربه پوشک گرفتن رو تو تاپیکات ندیدم

اصلا نمیفهمه که از پوشک بگیرم

منم که دومی رو باردارم
امیدوارم بچه دومم مثه بچه اولم نباشه

برعکس شما بچه من پوستم کنده از اول اذیت کن بود از همون نوزادی

منم ارین همه چیزش راحت بود همههه چیزش از راه رفتن تا غذا خوردن و از پوشک گرفتن و الانم جمله سازی میکنه حتی چیزی که خودش میریزه جمع میکنخ کمک میکنه توی کارا ولی بااین حال اصلا دلم بچه دوم نمیخواد یسری هم که دلم خواست شوهرم اب پاکی ریخت رو دستم که دیگه نه🤣

من باردارم،یهو دلم برای رزی سوخت حس کردم خیلی تنهاس،خودمم دلم میخواست یه بار دیگه کامان شم،درگیرم دیشب دکترم برام انوکساپارین تجویز کرد و من دودلم،جواب آزمایشاتم خوبه نمیدونم چرا!میخوام یه دکتر ذیگه برم،از نصف شب چشمم به گوشی دارم دنبال دکتر میگردم،حساسیت به انواع بو ها پیدا کردم و کلا حال خرابی دارم🥲ولی شکر الهی صحیح و سالم به دنیا بیاد این روزا میگذرن💚

پوشکشو چجوری گرفتی دوسته عزیز.غذا چجوری میخوره همه مدل غذاهارو میخوره ؟اصن راز موفقیتتو بم بگو 😂😃

سوال های مرتبط

مامان لیا مامان لیا ۳ سالگی
پروسه ترک شیر( سینه مادر)
چون میدونم دغدغه هست تصمیم گرفتم از تجربه خودم بنویسم.
اول از همه بدونید که بچه ها خلق و خوشون با هم خیلی متفاوت یکی بیشتر با بازی درک می‌کنه یکی با کتاب یکی با حرف زدن یکی دیگه با یه مدل دیگه پس اول بنظرم باید مدل بچتو بشناسی
دوم اینکه من کارشناس نیستم فقط یه کارگاه ترک شیر شرکت کردم و این تجربه شخصی من با فرزندمه،چون خودم از یک‌سالگی با این اضطراب که چجوری ترکش بدم عذاب کشیدم
مامانای زیبا باید بدونید بچتون رشد کرده و اونم از نظر روحی و جسمی آماده پذیرفتن این تغییر هست( بعد دوسال منظورمه)
پس قدم اول استرس و اضطراب رو از خودتون دور کنید با پذیرش اینکه چیز عزیزی رو میخواید از فرزندتون بگیرید و بالاخره اون سوگواری خواهد کرد برید جلو...
خودتون رو برای چند شب بی قراری آماده کنید چه خودتون چه همسرتون ( آدما اگر ذهنشون آمادگی مسایل رو داشته باشه بهتر میپذیره شرایط رو)
حالا شرایط دختر من چی بود
با شیر میخوابید،با شیر از خواب بیدار میشد، اگر جاییش درد می‌گرفت شیر میخواس و وابستگی زیادی داشت
حالا یه قانون داریم
اگه بچه مریضه،شرایط خوبی نداره. پروسه ترک شیر نباید شروع بشه
قانون بعدی میگه
اگر خودت و همسرت در شرایط پر تنشی هستید،اگر خودت مریضی ،اگر از نظر روحی یا جسمی در سختی هستی،اگر شرایط کاریت الان اوکی نیس
پروسه ترک شروع نمیشه
تااااا کی تا به حالت استیبل برسید
بقیشو قسمت بعد میگم
مامان رز🌹 مامان رز🌹 ۲ سالگی
اگه احیانا قصد از پوشک گرفتن دارید،
خواستم بگم اصلااااا به این دلیل که فلانی و فلانی هم گرفتن ما هم بگیریم نباشه!
اینکه یه نفر مثلا اینجا گفت بچه ی من بی هیچ خطایی الان راحت جیش و پی پی رو خبر میده!
چون واقعا بچه ها با هم فرق دارن...
من فکر میکنم از احتمالا چهار پنج ماه قبل یا بیشتر بود که رز رو میبردم سرویس برای تعویض پوشک.
از همون موقع چمباتمه میزد.
ترس از پی پی نداشت، با جیشش اشنا بود، از سرویس نمیترسید وخیلی موارد دیگه که نشون میداد آماده س.
از حدودا یک ماه قبل هم توی سرویس مینشست جیش میکرد،
دوبار هم پی پی کرد‌.
من خودمم امادگی داشتم.
نجس شدن خونه برام مهم نبود، تو این یک ماه هم که میرفتیم سرویس خیلی وقتها مدتها مینشستم که جیش و پی پی کنه!
خلاصه که موقعیتش رو داشتیم.و خب شروع کردم با پیش زمینه قبلی ذهنی و جسمی ترک پوشک رو.
روز اول کلی خطا داشتیم‌
همون روز یوبست پیدا کرده بود از شانس بد،
خیار خورده بود و سردیش شده بود.
دیروز کمتر بود خطاها.یه بار هم نصفه نیمه دفع پی پی داشت تو سرویس.
امروز هم‌دوبار که حین بازی با پسرعموش بود و‌سرگرم‌ بود.
حتی امروز دوبار خبر داد که جیش دارم.
راستش بچه ای که مدتها با محیط سرویس اشنایی داره این دوروز تو سرویس هزار جور بازی میکنه خودش، آب بازی که سرآمدشه!
در حالیکه راستش فکر میکردم دیگه قرار نیست تو سرویس به همه جا دست بزنه و‌ اداهای دیگه!
خلاصه فقط خواستم بگم، تا میتونید آمادگی ایجاد کنید و فکر نکنید یه باره پوشک رو دربیارید و تموم!
البته باز هم میگه، بچه با بچه فرق داره!
مامان نیکان مامان نیکان ۲ سالگی
از اونجایی که من به شدت تنهام دلم میخواد این حرف ها رو یه جا بگم، حالا چه کسی بخونه یا نه برام مهم نیست فقط میخوام بگم که دلم سبک بشه
الان که اذون میدادن کلی گریه کردم به حال بچم که مادری مثل من داره!
من افسردگیم از بارداریم شروع شد و بعد از زایمان واقعا تبدیل شده بودم به یه دیوونه تمام عیار! خیلی از همه لحاظ تحت فشار بودم، یه بچه ی سبک خواب، رفلاکسی که آلرژی هم داشت، وزن نمی‌گرفت و از طرف کسایی زخم زبون می‌شنیدم که اصلا نمیدونستن این مشکلات چیه! الان که فیلم و عکس های اون زمان رو نگاه میکنم میمینم اصلا هم بچم لاغر و ضعیف نبوده! از َرف دیوه رفتارهای خانواده همسرم و تفاوت های فاحشی که بین من و جاریم میزاشتن از بارداری بگیر تا....
خلاصه بعد از اینکه از شیر گرفتمش خیلی خیلی حالم بهتر شد،. تازه دارم خودم رو پیدا میکنم، اما رابطه ام با بچه ام روز به روز بدتر میشه، با اینمه اون دوران خیلی حالم بد بود اما تا یکسالگی سرش داد نزده بودم، حتی یه تشر کوجولو نزده بودم بهش، اولین دعوایی که باهاش کردم رو خوب یادمه، حتی بعدش انقدر دعواهامون کم بوده که همه یادمه سر چی بوده، برای تک تکشون بعدش از دلش درآوردم، اما این روزا خیلی مامان بدی شدم، با اینکه میدونم چقدر این دعواها بده، چقدر براش ضرر داره، چقدر دل مهربون و کوچولوش رو میرنجونم اما شدم یه مامان شیطانی که بازم اشتباهش رو انجام میده 😓
الهی بمیرم براش که امشب مثل ابر بهاری گریه میکرد و اومد جلوم و مظلومانه میگه مامان ناراحتی 😭😭 ناراحت نباش، باشه 😭😭😭
امشب کلی بغلم کرد و تک تک اجزای صورتم رو بوس کرد و آخرش هم دستم رو بوسید و محکم بغلم کرد. اونجا فهمیدم من چقدر پستم😭😭😭
مامان کیان مامان کیان ۲ سالگی
مامانا ی گلم ،خوبین؟
خیلی هاتون گفتین تجربه از پوشک بگو من قبلا گذشته بودم اما مجدد اسکرین گرفتم و گذاشتم و مواردی رو اضافه کردم
.قدم اول و اصلی: قطع شیر شب
مهم‌ترین قدم اینه که حتماً شیر شب رو قطع کنید. همچنین از دادن مایعات زیاد، هندونه و خربزه در ساعات پایانی شب خودداری کنید. من اولش شیر شب کیان رو قطع کردم و دم‌دمای صبح (ساعت ۵ یا ۶) متوجه می‌شدم جیش کرده، چون خواب بودم و نبرده بودمش دستشویی. بعدش ساعت کوک کردم و سر همون ساعت بیدارش کردم.
​سنجش آمادگی بچه
یکی دو هفته شیر شب رو قطع کنید و مایعات ندید؛ اگر دیدید صبح‌ها پوشکش کاملاً خیسه، یعنی بدنش هنوز آمادگی نداره، حتی اگر دو سال و نیمش شده باشه.
​شروع استقلال بچه
من از ۱۴ ماهگی شیر روزانه رو کم کردم و رفتم جلو. روزهای اول سخت بود، اما الان که کیان دو سال و سه ماهشه، کاملاً خودش می‌گه، شلوارشو درمیاره و می‌ره روی لگنش می‌شینه. براش کتاب خریدم و حتی خودش لگنش رو توی توالت خالی می‌کنه! خطاهای کوچیک هم موقع بازی یا آشپزی پیش میاد که طبیعیه.❤️
​امیدوارم این تجربه برای شما هم مفید باشه و به سلامتی این مرحله رو پشت سر بذارید. بوسه برای همه نی‌نی‌های نازنین!