۲۰ پاسخ

احساس میکنم تو زمان حال هیچکس حال روحیش خوب نیست وضع بد مملکت تو روحیه هممون چند سالیه ک تاثیر گذاشته و همه ریخیم بهم و واقعا هم بچه های امروزی خیلی زیاد لجباز ی دنده و حرف گوش نکن شدن و این مارو بدتر کرده

هم بچه ها عجیب غریب شدن هم ما بی اعصاب
من الان اعصابم اندازه مامانمع ک ۴۵ سالشه شاید ب مراتب کمتررررررر

مرضیه ببرش کارگاه مادروکودک
خیلی خوبه

چون مادرهای امروز هم زمان دارن همه الگوهای قدیمی تربیتی رو تغییر میدن
از نگرانی برای تغذیه سالم بگیر تا ویژگی های شخصیتی و مهارتی بچه
ضمن اینکه بچه ها دائم پیش مادر پدرها هستند نه بچه های دیگه و خونه ها هم آپارتمانی
البته کم اعصاب تر از نسل قبلیمون هم هستیم

بچه ها الان عجیب غریبن

چون انقد از نظرای دیگه همه تحت فشار روحی هستن حوصله مون کم شده

والا قدیما چشم بازمیکردیم ،صبحونه لباس عوض میکردیم تو خیابون و کوچه بازی میکردیم تا شب
مگه مثل آلان هفته ب هفته تو قفس نگهمون می‌میداشتن

ماها بی اعصاب شدیم

ماها اعصاب نداریم،من خودم هرروزی ک زودتر بیدار شم و قبل بیدارشدن پسرم کارامو بکنم اون روز رو تا شب سرحالم و با پسرم همه چی گل و بلبله،ولی وقتی ب کارام نرسم اعصابم نمیکشه

خب الان مامانا دارن سعی میکنن با اصول تربیتی درست بچه بزرگ کنن که روان بچه سالم باشه، اموزش و بازی هدفمند و … انجام بدن، قدیمیا که اصلا درگیر این چیزا نبودن، بعدش خونه ها اپارتمانی شده بچه ها نمیتونن انرژیشونو درست تخلیه کنن، دیگه کوچه بازی کردن برای بچه ها منتفیه و مامانا شدن همبازی بچه و در کنارشم کارای خونه و … برای همینه که انقدر به ماها فشار میاد

هر دو عزیزم

منم ب همین فکر میکنم ک ماها خیلی بی‌اعصابیم یا بچه‌هامون خیلی گودزیلان!

حساسیم خیلی

بچه من اندازه ۵تا بچه هم سنش انرژی میگیره خیلی اذیت کنه بچه ها خیلی متفاوتن همیشه دقت کردم به هم سنای پسرم بعضیا واقعا ارومن... پسر من خیلی خیلی شیطون و اذیت کن و غیرقایل تحمل🥲

بچه ۱۰۰ جلوعن ازما

ماه ها کم حوصله شدیم.

راست میگی مامان من 3 تا بزرگ کرده انقدر سختش نبوده

شوهر من همش میگه با ی بچه خودتو کشتی، غیر یدونه بچه داری
مامان من آدم نبود تنها چهارتا بچه بزرگ کرد
حالا خوبه تربیت ننه شو دارم میبینم

بعد جنگ روحیه همه حساس شده

درسته همه جدیدن مث اینکه نازک نارنجی شدن

سوال های مرتبط

مامان سید محمد❣️ مامان سید محمد❣️ ۳ سالگی
فک کن یه بچه ای باشه تو اطرافیان نزدیک ،هم خونه تون نزدیک باشه هم بچه خواهرت باشه از طرفی خواهرت جاری هم هست یه بچه دیگه ش هم هم بازی بچه ت باشه ولی این از رو کوچیکی یا بی عقلی هر از گاهی یه چیزی پرت کنه برای بچه ت مثلا حسودی کنه چرا داداشم با تو بازی کرد یا وسیله بهم ندادی
اول اینکه نمیشه قطع رابطه کرد
دوم اینکه اون بچه به شدت زبون نفهمه
بچه شما هم به شدت که چی بگم فوق‌العاده آرومه
در حدی که دیشب از عصبانیت گفتم تو هم بزن گفت نه گناه داره
من چیکار کنم با این بچه
کلی مواظبت می کنم حواسم هست ولی باز یهو تو تنش ها یه چیزی پرت می کنه
گاهی میگم صبوری کن میگذره بچه ها بزرگ میشن احترام خواهر برادری میمونه گاهی میگم بحث کنم بعد میگم اصلا بحث کن خودت میبینی پدر و مادرش مقصر نیستن از روز اول بچه شون بد قلق بود
بچه من هم برای همه بی زبونه ،اگه بخوام بهش فشار بیارم که بخواد قلدری کنه فقط روح و روان بچه به هم می‌ریزه و خودم چی کنم دیگه بچه م عاقله صبوره ،واقعا نگران این حد از مهربونیش هم هستم از طرفی میگم چرا یکی بچه منو می‌زنن من نباید اونو بزنم یا دعوا شدید کنم