۳ پاسخ

خیلی خوب بود از من به شما نصیحت با مردی ازدواج کنید که عاشق شماست همیشه عشق قبل ازدواج رو انتخاب کنید

مبارکه عزیزم ببین ما تازه خونه خریده بودیم شوهرم گفت رفتیم خونمون بچه دوم رو بیاریم قبل جابجایی من حامله شدم حالا نمیدونستم تا اینکه عقب انداختم بیبی زدم فهمیدم بله زود خواسته شد شوهرم گفت به همه میگیم خودمون خواستیم ‌وفقط خواهرام میدونن هیچکس نمیدونه منظورم اینه قرار نیست همه اصل ماجرا رو بدونن بگو خودتون خواستید ‌دیگه هیچیزی نمیگن

خیلی سخته خداقوت

سوال های مرتبط

مامان علی اصغر وتودلی مامان علی اصغر وتودلی ۲ سالگی
مامانا اون سریع داخل تاپیک قبلی گفتم دختر طبقه بالا خیلی میاد پایین نمیزار درست بچه ام بخوابه همش تو سرمه چند روز پیش اومد خونمون با مامانش هی علی اصغر اذیت میکرد بچه ام میرفت سمت ماشینش میرفت هولش میداد خودش سوار میشد هر اسباب بازی ک علی اغر میگرفت اونم میگرفتش بعد علی اصغر هی گریه میکرد دختر خودش ۳ سالشه هی میگه من میخام علی اصغر بغل کنم من دیکه اعصابم خراب شد داد زدم گفتم الان بچه ام میندازی مامان هم هی نگاش میکرد کاری باهاش نداشت من بهش گفتم دیکه نیای پیش پسرم اذیتش میکنیاز اون روز مامانش قهر کرده گفتم بدرک ک قهر ببخشید بچه ام انداخت خدایی نکرده بالایی سرش انداخت خوبه اون سری هم بزوز بغلش کرد زورشو نداشت افتاد رو علی اصغر سر علی اصغر خورد زمین پیشونیش باد کرد منم ب مامانش گفتم اگه شوهرم بفهمه کل ساختمون ب آتیش میکشه یخ گذاشتم روش بادش خوابید حالا من دیکه دیدم بچه پرو بچه ام اذیت میکنه بهش گفتم دیگه حق نداری بیای پایین بچه ام تو خونه خودمون هم آسایش نداره حالا مامان بدش اومد قهر کرد گفتم بدرک بهش بر خورده به بچه اش گفتم نیا خوب گفتم ؟؟؟