۶ پاسخ

منم عزیزم امروز ۱۱روز میشه ختنه کردم ۵تومن فقط منشی ازمن گرفت برد آمپولشو زد گریه کرد بعد۱۰دقیقه بود اومد ببرتش گفت ن مادر ن پدر نمیزاریم من یه کم ناراحت شدم شوهرمم بادکتر دعوا کرد گفت پسرم مارو میشناسه نمیشه تنهافلان میخاستیم ازمطب بریم شماره کارت دادیم ک پولو برگردونه منشی دیگه دکترحرف زد باشوهرم اومدن بچه رو گرفتم ۱۰دقیقه نشد گریه میکرد منشی گفت درد نداره چون پاشو میبندن بچه لج میکنه تمام شد دادن به شوهرم دکتر منو صدا کرد نسخه نوشت همین توماشین خوابید اومدیم خونه یه کم گریه کرد داروهاشو دادم خوابید ۲ساعت ماهم رفتیم شیطونی کردیم چون شوهرم شب میرف سرکارش دیگه بیدارشد شام خوردیم کلی بچه بازی کرد یادمه راستی موقعه جیش دوبار یه کم گریه کرد داروهاشو سر وقت دادم تمام توهم خواهر ببرش از این پیشتر بزرگ شه اذیت میشه دکترو میشناسه

ن گلم خوب میشه اون سفیده تندتند بشورش چربش کن پسرمن اینو داشت از دیروز کم شده

عزیزم وقتی ختنه اش کردی گریه کرد چجوری بود میشه بگی

نه گلم پسر منم اینطور بود خوب شد طبیعی

پوسته ماننده میریزه نم نم حالت اصلیشون میگیره

سلام عزیزم ‌مبارکش باشه
نه چیزی نیست برا پسر منم اینجوری بود فقط دکتر بهت نگفته پوستشو بکشی عقب پماد بزنی چون اینجوری بمونه چسبندگی ایجاد میشه

سوال های مرتبط