۱۱ پاسخ

میگفتم عن پریسا رو نزار دهن مادرت
و تمام
میزدم بیرون تا تو دلم چیزی نمونه

چقد بیشعوره همونجا جلو مامانش جوابشو میدادی

همونجا جرش میدادی .چه ربطی داره دختر من چند ماهه که تو خواب بیدار میشه گریه می‌کنه بعد میخابه

خاک تو سر هر چی مرد دهن لق....شوهر منم وقتی ننه گوهش میبینه شیر میشه منم جلو مامانش سر سنگین میشم باهاش وقتی ننه ش می‌ره بهش میتوپم....همونجا بهش می گفتی چی می گی تو زدیش ترسیده...اگر عقل الان داشتم هیچوقت ازدواج اینطوری نمیکردم

خیلی راحت میگفتی من بچمو ترسوندم گریه میکنه تورو مادرت چیکار کرده که انقد بی صفت و بی ذاتی که پشت سر من داری بد میگی پیشش؟شیر حروم خوردی؟؟

ببین عزیزم تاپیک هاتو خوندم
ببخشید که اینو میگم شما تبدیل شدی به یه خانم ضعیف و توسری خور....
تا زمانیکه خودت نخوای نمیتونی از این شرایط بیرون بیاری
یا شرایط نداری و باید تحمل کنی و بمونی و گله وزاری نکنی خودتو قوی کنی
یا اینکه همچین مردی رو تنبیه کنی....
بنظرم فکر کن به شرایطت به زندگیت
متاسفانه هممون درگیر مشکلات هستیم
اما با مشاور صحبت کن و یه تصمیم درست برای زندگیت بگیر
واقعااااا با خوندن تایپیک هات خیلی ناراحت شدم امیدوارم مشکلات هممون حل بشه♥️

عزیزم این مجازاتیه ک اکثرما مادرهامیکشیم متاسفانه
تا تقی ب توقی میخوره..‌..منم برای زایمانم،برای غذادادن به رهام،برای خوابش زیرسوال رفتم همیشه اماکارخودموکردم بزاربگن ب جهنم خداکه میدونه ماکم کاری نکردیم توم همینطورخداشاهده که تقصیرتونیس بیخیال بنظرم بزارسرفرصت بنداز روکنایه وبگو

حالا مامانش چی گفت؟؟

باید فورا میگفتی همش تقصیر خودته بچم اینجوری شده بچه رو میزنی ترسیده چرا دروغ می‌ندازی گردن من تازه اصلا چرا باید چنین چیزی رو پیش مادرش بگه چ آدم بیشعوری

اینم شد شوهر من
بچم از چیز‌جدیدی بترسه
این همش میگه تقصیر توإ
تو ترسوش کردی
میگم باشع من ترسوش کردم
چون صبح تا شب با منه
تو چرا اصلا وقت نمیگذرونی باهاش

عزیزم بهش بگوهمه حرفاتوشنیدم وازت توقع نداشتم ب مامانت بگی بعداخرسریاداوری کن ک زدیش ..........تلیسلتمنسیاننمبسانمنبیانم....این جملات اخرفحش بیناموسی وبیشرفتی بودگلم ناراحتی نشی ی وقت اخه خودم ی همچین لییاحبسفانمتیاجج.... رو دارم

سوال های مرتبط