عاطی
یه کاری کن تو خونه بیشتز بهش خوش بگذره مثلا تو و شوهرت باهاش بازی کنیدبیرون ببرید خوراکی بخرید مسابقه بزارید بخدا قطعا اینجوری جذب شما میش
براش وقت بذار
ببرش تفریح پارک شهربازی
ببینه تو بهش زیاد اهمیت میدی بیشتر میاد طرف تو
براش چیزی که دوست داره بگیر
منم پسر بزرگم همش طرف عمش بود زورم میگرفت الان بهتر شده
با این چیزهایی که نوشتی حتما از یه مشاور کمک بگیر تنبيه راحش نیست اصلا
حتما زیاد میرین اونجا و اونام زیاد محبت میکنن بچه ها عاشق کسایی هستن که باهاشون بازی میکنن باز خوبه که گاهی جدا میشه اونجا میمونه دختر من که چسب خودمه خانوادمم به جز بابام خیلی اهل بچه نیستن وقتایی که میرم خونه مامانمم اگه بابام نباشه همش در عذابم چون چسب منه ولی بابام که میاد یه کم باهاش بازی میکنه اما مامانم حوصله نداره برا همین تنهایی بیشتر از یک دو ساعت واینمیسته اونجا
من وابسته خانواده شوهرمه
گلم یه مدت نگران نباش ازسرش میفته بی تفاوت باش اعصاب خودتو خورد نکن من پسرم یه جور بود برای دستشویی ام ازم جدا نمیشد خیلی اذیت میشدم ولی الان یه مدت بدون من با پدرش همه جا میره اینا کلا یه دوره برای سنشون خودش خوب میشه
بچه هامون خیلی تنهان💔
کاش بایه مشاور کودک صحبت میکردی
ببین ببرش خانه بازی پارک کارگاه مادروکودک بذار بازی کنه از این وابستگیه کم بشه چون خونتون تنهاست میره اونجا دورش شلوغه خوشش میاد
خودت سعی کن باهاش بازی کنی کتاب بخونید نقاشی بکشید
خونه مامانم اینا ۱۷۰ متره خونه خودم ۶۵ متر همش میگن بچه تو زندانه بیارش اینجا بازی ولی پسرم میگه نه خونه خودمونو دوست دارم خوشگله راحتم
ببین باید باهاش حرف بزنید
پسر منم اینجوری بود ولی نه به این شدت ولی شوهرم خیلی باهاش حرف زد گفت ما خانواده ایم باید پیش هم باشیم تورو دوست داریم اکه نیای خونه مامان تنها میمونه غصه میخوره و خیلی براش توضیح داد
الان میریم خونه مامانم بابام و مامانم میگن نرو خونتون بمون پیش ما میگه نه میرم پیش مامانم چون تنها بمونه غصه میخوره باهاشون خداحافظی میکنه و سوار ماشین میشه
من پیشنهاد میکنم اینو با یه مشاور مطرح کنی راهکاری که اینجا بگیری اصولی نیست و یا به خانواده ضربه میزنه یا بچه
اینا همه طبیعیه دخترمنم دقیقا همینجوربود.یادمه از خونه مادرم که میومدم خونه خودم در ورودی رو محکم میگرفت تا داخل نره اینقدر گریه میکرد تا از هوش بره
انگار فضای خونه رودوست ندارن دوست دارن بیرون باشن
زیاد رفت و آمد داری برای همون عادت کرده . باید کم کم رفت و امدت رو کم کنی تا به خونه خودت عادت کنه و از سرش بیفته . چون مامانت هم اصرار میکنه که بیاین خیلی سخته .باید باهاشون حرف بزنی که وقتی نمیری اصرار نکنن
کاش شرایطط اوکی میشد یکی دیگه میاوردی اما با این همه مشکلات تازه بیشتر گرفتار میشی
کمتر ببرش و بگو کمتر بیان
پسر منم اینجوری بود الان خوب شده
چه اصراریه یه مدت نبرش تا از سرش بیفته خوب
نمیدونم چرا انقد وابسته خانوادمه پری شبم داداشم اومد خونمون تا میخواست بره حتی حرف رفتن میزد دخترم کبود میشد. خیلی احساس تنهایی میکنه
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.