اینو میذارم اینجا برا مامانایی که مثل خودم شرایط سختی دارن تو بارداری تا دلشون یکم آروم بگیره.
من ماه 7 صبح از خواب بیدار شدم دیدم لباسم خونیه، سریع رفتم دکتر، برام آمپول پرولوتون و شیاف نوشت و استراحت مطلق داد و گفت آمپول ریه هم باید بزنی اگه خون ریزی قطع نشد،گریه میکردم فقط، آمپولشم دردناکه واقعا با امپولای عادی فرق داشت هر بار میزدم پام تا یک هفته وحشتناک درد میکرد،هفته ها میگذشت من لکه بینیم کم شده بود ولی قطع نمیشد،دیگه کار هر روزم گریه بود، همسرمم طفلی افسرده شده بود با غصه ی من، دلم برا اونم میسوخت، ولی کاری از دستم برنمیومد...
بلاخره یه روز تو ماه 8 بعد از یک ماه و نیم لکه بینی دیدم قطع شده...
خیلی یهویی
آرزوم بود برسم هفته ی 37 که امروز رسیدم
و برا همه ی مامانایی که تو استرس زایمان زودرسن آرزو میکنم برسن به این هفته و اذیتو استرس شون کم باشه، الهی همه به سلامتی و به وقتش زایمان کنید عزیزان🩷 🤲🌸

تصویر
۱۷ پاسخ

عزیزم ممنونم بابت دلگرمی و دعات ان شاءالله نی نی رو بسلامتی بغل بگیری
امپول ریه درد داره؟من باید بزنم

خداروشکر
انشالله نینی به موقع و راحت بدنیا بیاد وسلامت

ای جانم چقد این روزای آخر رو دیدن واسه مامانا لذت بخشه خصوصا استراحت مطلقی ها

خداروشکر عزیزم😍🥹

یه روز ازت جلوترم

وای الهی فدات شم چقدر خوشحال شدم متنو خوندم😭 از ته دلم از خدا میخوام نی نی رو سلامت بغل بگیری منم اخرای ماه شش سه بار خونریزی شدید کردم 😭 داشتم سکته میکردم یک ماهو نیمه استراحت مطلق هستم هفته ی یکی امپول پروژسترون میزنم با روزی سه تا شیاف ۶ دز هم امپول ریه زدم خداروشکر که رسوندی تا اینجا برای منم دعا کن بتونم برسونم 😭🩵

دقیقا همراه منی ایشاالله زایمانتم خوب پیش بره

انشالله بسلامتی زایمان کنی

اخی عزیزم ایشالا بسلامتی بغلت بگیریش براماهم دعا کن

عزیزم خداروشکر ک خطر و پشت سر گذاشتی برای منم دعا کن هر روز درد پریودی و کمر درد شدید دارم

انشالله همه مامان ها به سلامتی و دل خوش کوچولو هاشون رو بغل بگیرن 💙❤️❤️

خداروشکر خداروشکر خداروشکر

خداروشکر عزیزم

الحمدالله که رسیدی به اینجا عزیزم 🥹😍
منم تاریخم ۳۰مهره😍

چشام پر اشک شد با حرفات الهی بگردم انشالا به سلامتی زایمان کنی عزیزم 🥲🥹

ان شاالله بسلامتی زایمان کنی عزیزم
خداروشکر عزیزم
برای منم دعا کن به هفته امنی برسم خطر زایمان زود رس دارم خیلی استرس دارم

الهی آمین🤲

سوال های مرتبط

مامان دلانا مامان دلانا ۱۶ ماهگی
و بالاخره رسیدیم به ۳۶ هفتگی...خدافظ استراحت مطلق، شیاف،خونه نشینی،استرس،افسردگی....خدایاشکرت شکرت شکرت😍😍😍
میخوام از تجربه کم بودن طول سرویکسم بگم واستون:
تا پنج ماهگی همه چی خوب بود من خیلی عادی زندگی خودمو داشتم همه فعالیتی میکردم خونه تکونی خرید سیسمونی پله رابطه همه چی...دیگه تو ۲۵ هفته بودم که کم کم کمردرد و دردای واژن اومد سراغم رفتم سونو گفت طول سرویکس شده ۲۷...خلاصه از ۲۵ هفتگی زندگی من تغییر کرد شد همش و همش استراحت مطلق خیییلی بهم سخت گذشت هر روزش اندازه هزار روز واسم میگذشت هر روز کم میاوردم گریه میکردم افسرده شده بودم از خونه نشینی تموم بدنم درد میکرد از بس خوابیده بودم همش پشیمون بودم از بارداری ولی خب چاره ای جز تحمل نداشتم خدا کمکم کرد و با استراحت و شیاف رسیدم به هفته امن ولی از من به شما نصیحت توروخدا از اولش رعایت کنید که مثل من نشید استراحت مطلق و خونه نشینی خیلی طاقت فرساست من که خیلی سختی کشیدم تا رسیدم به اینجا🥲🥲🥲
مامان معجزه زندگیم مامان معجزه زندگیم ۳ ماهگی
تجربه من ازماه 8 ام🤰🤰
خیلی سریع تراز چیزی که فکر میکردم گذشت
خداراشکر زود گذشت
اما چه گذشتنی اوایل ماه 8 انقباضات کاذبم شروع شد و شدتش روز به روز بیشترشد دکتر احتمال زایمان زودرس داد و استراحت مطلق شدم
شیاف پروژسترون و ایزوکسوپرین مصرف کردم اما زیاد فرقی نکرد
مامانای که شیاف استفاده می‌کنید ژست تا برا من عالی بود تازه مارکشا عوض کردم و این مارک خرید واقعا تو کنترل انقباض خیلی موثره
(انقباض برامن اینطوریه که کل شکم سفت میشه و نفس کشیدم یکم برام سخت میشه و احساس فشار تو واژن و زیر دلم دارم وگاهی با درد پریودی)
بعد رفتم سونو شد گفت یه دور محکم بندناف دورگردن بچه پیچیده که دکتر بهم گفت باید خیلی خیلی حواست به شمارش حرکت باشه و شب و روزم شده بود استرس که خدایی نکرده اتفاقی برا بچه نیفته
خلاصه حواسم به شمارش حرکت بچه بود و انقباضات شکمم که زایمان زودرس نشم یهو زونا گرفتم(آبله مرغان) گرفتم🥴
پهلو چپم به سمت شکمم پراز دونه شد که هم خیلی پهلو درد داشتم هم دونه ها میسوخت ولی زیاد خارش نداشت
دکترعفونی برام والاسیکلویر و داروساختنی داد مصرف کردم بعد یک هفته خوب شد
اینطوری شد که چون این همه دغدغه برام پیش اومد ماه 8 برام سریع گذشت