سلام خانما گل منم بالاخره دیروز عصر زایمان کردم❤️
۳۳ هفته و ۵ روز اورژانسی
طبق تاپیک قبلی کل شب دردارو چک کردم هر ۵ دقیقه کل شکمم میگرفت و دردش به کمر میزد دیگه صبح ساعت ۵ رفتم بیمارستان آمپول ریه یه دوز زدن دوز دوم گفتن فردا ولی انقباضات دردش شدید شد نخ سرکلاژ هم‌پاره شد ۳ سانت باز شد و سریع رفتم اتاق عمل چهار بار معاینه کردم بخدا دردش خیلی بد بود آخر سر بهشون گفتم با اینقدر معاینه های وحشتناک آخر نخرو پاره کردید😅 گفتن چه ربطی داره درد داشتی باید چک میشدی بعدش سوند هم برای من درد نداشت راحت بود چون غذا خورده بودم گلاب به روتون موقع عمل و بعدش کلی بالا اوردم راه رفتم اول هم برام آسون بود میشد تحمل کرد خلاصه عمل به خوبی گذشت
فقط لطفا خیلی خیلی برای دوقلوهام دعا کنید که به زودی صحیح و سالم مرخص شن🥺🤲💗💗

وزن بچه هام ۱۵۰۰ و ۱۸۸۰ بود دستگاهن
لطفا براشون خیلی خیلی دعا کنید به زودی مرخص شن🥺🤲💗💗

۲۵ پاسخ

دعای توسل بخون براشون به ۱۴ معصوم متوسل شو ان شاءالله خدا برات حفظشون کنه

منم انقباض دارم خودشون زیاد جمع میکنن و سفت ولی خداروشکر درد کمر ندارم

عزیززززم مبارکهههه ایشالله صحیح و سالم باهم برگردین خونه 😍💕💋🌹 چرا اینقدر یهوووویی اخه تو که وضعیتت خوب بوووود؟ 😦 درد داشتی؟؟؟ چطوررری؟؟؟؟ 😥

انشالله قدمشون پرخیروبرکت باشه عزیز دلم
وانشالله دوقلوهای نازتم به سلامتی مرخص بشن و بیاریشون خونه .🤲🤲🤲🧿🧿

مبارک باشه
انشالله با خودت میرن خونه
بچه های من با وزن ۱۵۵۰
۱۵۳۰
تو ۳۳ هفته و دوروز بدنیا اومدن
یکی ۹ روز و یکی ۱۲ روز دستگاه بودن
با رضایت شخصی آوردم خونه

عزیزم مبارک باشه به سلامتی دقیقا مثل من ۳۳ هفته و پنج روز زایمان کردی منم اورژانسی عمل شدم بچه ها هم انشاالله زودی میان بغلت

مبارک باشه گلم
ان‌شاءالله به سلامتی مرخص میشن باهم می‌رید خونه
خداحفظشون کنه

سلام گلم😍😍😍تبریک میگم،ان شاالله قدمشون پرخیر و برکت باشه براتون🌹☘️و بسلامتی بچه ها هم ترخیص میشن،نگران نباش

عزیزم قدمشون مبارک باشه😍
ان شاالله زودی مرخص میشن

قدمشون مبارک و به سلامتی من خانم های دوقلو زایمان میکنن استرس میگیرم منم انقباض خیلی داشتم با شیاف و قرص نگهم داشتن خیلی میترسم بچه هام برن زیر دستگاه 27 هفته هردو تاشون یک کیلو بودن

بسلامتی عزیزم 🥰
ان شاءالله باهم مرخص میشین سه تایی برمیگردین خونه 🙏🏻

ان شاءالله بسلامتی مرخص میشن عزیزم نگران نباش

عزیزدلم به سلامتی
انشالله که صحیح و سالم ترخیص میشن❤️❤️
روحیه‌ت نباز فقط سعی کن قوی و پر انرژی بری پیش بچها اونا میفهمن و درک میکنن، نگران هیچی هم نباش.

سلام عزیزم تبریک میگم ان شاالله به همین زودی سه تایی برید خونه🩷🩷

ای جان مبارکه عزیزم 🥹❤️
ایشالا به زودی هر سه تاتون مرخص میشین عزیزم❤️

بعد با ی دوز آمپول ریه کامل میشه ریه شون یا نه؟

مبارک باشه عزیزم انشالله به سلامتی بانی نی های قشنگ مرخص بشی و قدمشون خیر باشه واستون 💕💕

بسلامتی عزیزم ایشالله که صحیح و سالم بیارشون خونه

عزیزم نگران نباش مرخص میشن مهم اینه هر سه نفرتون سالم و سلامت هستین

مبارکه عزیزم الهی شکر سالمن ان شالله زود مرخص شن

انشالله بسلامتی مرخص بشن ب همین زودیا برین خونه عزیزم نگران نباش🥺❤️تبریک میگم بلخره نینی هاتو دیدی

سلام عزیزم قدم نورسیده مبارکه انشالله به زودی مرخص میشید باهم میاید خونه

منم سی هفته با انقباضات نزدیک رفتم بیمارستان، سرکلاژم بودم، دکترم خدا خیرش بده گفته بود قرص نیفیپدین بخرم اورژانسی شدم اونجا بگم من این قرص رو دارم. من با اون قرص نجات پیدا کردم تا اخر ‌37 هفته زایمان کردم. سواد دکتر خیلی شرطه

انشالله تا دوشنبه سه شنبه که خودت میری خونه اونام همرات میان عزیزم‌چشت روشن😍😍🧿🧿

ایشالا ب خوشی و لب خندون مرخص بشن عزیزم
خودتم حالت خوب باشه ک بتونی ازاونامراقبت کنی😍♥️
راستی مبارکت باشن گلم

سوال های مرتبط

مامان 🍓Liana🍓 مامان 🍓Liana🍓 ۹ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت 1


حدودا ساعت۶ صبح بود که دردام شروع شد در حد پریودی خیلی کم هر ۷ دقیقه یه بار ۶ دقیقه یه بار می‌گرفت ول میکرد گفتم حتما دردام تازه شروع شده تا ساعت ۳ بعد از ظهر صبر کردم و نرفتم بیمارستان ۳ ظهر وقت دکترم بود رفتم سونو بچه رو نشون بودم که گفت مایه بچه کمه بستری مینویسم ساعت ۵ رفتم بیمارستان بستری شدم معاینه کردن گفتن ۱ سانتی بعد از نیم ساعت گفتن ۲ هستی آمپول فشار رو زدن دردام شروع شد هر ۵ دقیقه یه بار می‌گرفت ول میکرد رفته رفته شدید تر شد هر ۳ دقیقه یه بار میشد اومد معاینه کرد گفت ۲ سانتو نیمی گفت تا صبح شاید زایمان کنی رفتم دسشویی مدفوع داشتم رفتم دردام خیلی شدید بود مامانم هی کمرمو ماساژ میداد بعد یکم راه رفتم بعدش دوباره رفتم رو تخت که دردام قابل تحمل نبود خیلی زیاد شد زور اومد بهم زور زدم کیسه آبم پاره شد به مامانم گفتم نگاه کرد گفت همراه با خون هست رفت ماما رو صدا کرد اومد گفت بچه داره میاد مامانمو بیرون کردن اینم بگم نفس عمیق خیلی تاثیر داره تو زایمان حتما انجام بدین
مامان ترمه🧸 مامان ترمه🧸 ۱ ماهگی
تجربه زایمان...
۳۹هفته و سه روز بودم که بدون درد رفتم مطب دکتر و گفتم دیگه خسته شدم ختم بارداری می‌خوام، دکتر هم معاینه کرد و گفت سر بچه خیلی اومده پایین، ولی دهانه رحمت بستس،بعد گفت مایع دور جنین هم کم شده،دیگه نامه زد واسه بستری...
رفتم زایشگاه و سه ساعتی بستری شدم دوبار معاینه ام کرد ماما دید پیشرفتی نکردم همون یک سانت ام ، دکتر گفت آمپول زور نمی‌خواد الکی انقباض میده و ممکنه بازم دهانه رحم باز نشه، فرستادنم اتاق عمل .
چقدر پرسنل اتاق عمل خوب بودن، کل استرسم از بین رفت، دکتر بیهوشی هم اول به آمپول به دستم زد که به خرده گیجم کرد، کمرمو با یه مایع بیحس کرد بعدش آمپول زدن که من اصلا درد آمپول نفهمیدم، دیگه ۵غروب که بچه دنیا اومد تا ۲شب هیچ دردی نداشتم، از ساعت ۲دردام شروع شد که برام شیاف زدن و یه آمپول مخدر زدن، تا ۵ یعنی درحد سه ساعت دردش برام زیاد بود، ۵صبح اولین قدمو برداشتم که اونم برام اصلا درد نداشت. خلاصه خداروشکر تجربه خوبی داشتم...
امیدوارم به درد کسایی که می‌خوان سزارین بکنن بخوره و زایمان راحت داشته باشن
مامان نیلا🐥 مامان نیلا🐥 ۱۱ ماهگی
داستان سزارین من
اول از همه من روز شنبه نامه سزارین اختیاری رو از دکترم برای روز چهارشنبه گرفته بودم
دوشنبه صبح ساعت ۹ خواب بودم یهو تو خواب حس کردم خودمو خیس کردم
خیلی حس بدی بود
بلند شدم دسشویی رفتم نوار گذاشتم همینجوری آب ازم میرفت به دکترم زنگ زدم گف برو بیمارستان منم میام
به شوهرم که محل کار بود زنگ زدم و با مامانم و شوهرم راهی بیمارستان شدیم
تو کل مسیر شلواری که پام بود هم خیس شده بود و دردهای نسبتا شدیدی داشتم ولی چون تصمیمم سزارین بود اصلا دوست نداشتم بشمرم دردارو
رسیدیم بیمارستان و مستقیم رفتم بلوک
خوابیدم رو تخت و nst رو وصل کردم من دردام شدید تر میشد مامای بلوک اومد گفتم من خیلی درد دارم به برگه nst نگاه کرد گف اوه خیلی دردات زیاده باید معاینه شی
واییییییییییی نگم از معاینه خیلی دردناک بود خیلی زیااااد
یهو گف ۶ سانت بازی و نمیشه بری اتاق عمل
میخواستم همونجا گریه کنم
گفتم به دکترم زنگ بزنید بیاد چون من قول سزارین ازش گرفته بودم
خلاصه یه خانوم مامای دیگه اومد آنژیوکت زد برام اصلا درد نداشت و سرمم رو وصل کرد
دکترم اومد بعد احوال پرسی گف باید معاینه شی معاینه کرد گف ۶ سانتی ولی سر بچه خیلی بالاس و سریع حاضر شو بریم تاق عمل
ماماهای بلوک به دکتر میگفتن تو قول دادی یه شکم اول طبیعی بیاری نیاوردی اینو بذار بزاد اینجا 😐 خلاصه کلی بهشون برخورده بود
یه خانوم مامای دیگه اومد سوند رو وصل کرد اونم هیچ دردی نداشت حتی میگفتن بعدش سوزش داره که به نظرم اصلا زیاد نبود و کاملا قابل تحمل فقط تا اینجا نه درد طبیعی بد بود نه هیچ درد دیگه چون همه قابل تحمل بود و بعدش رفتیم اتاق عمل
اتاق عمل رو تو پارت بعدی میگم کامل