۹ پاسخ

مگه نمیگی تنهاست خب بزار بره سرگرم میشه گناه داره بازم هرجور خودت صلاح میدونی

منم دوست دارم ببرم مشکلم اینه جیشش ونمیگه من خودم پیشش باشم هرنیم یایک ساعت میبرم ولی اونجابه کسی نمیگه بعدبلدنیست بره دیگه گذاشتم سال بعداگه جای دیگه داره ببراونجاتوسن خودش حداقل بچه باشه وکارخاصی هم انجام بدن بازی کنن

مهد خصوصی ببر خب چرا بردی تو مدرسه

خب نمیشه ک هروز خودت بشینی تو حیاط اینجور بدتر عادت میکنه
بگو من یک ساعت دیگ میام دنبالت برم غذا درس کنم سریع میام.
منم مهد هس ولی نبردم گقتم زود سال دیگ میبرمش اینم ن هروز هروقت دلش خاس بره

یکماه بزاربره وسیله بگیر خودت سرگرمش کن

خانه بازی بیشتر ببرش به جای مهد نزدیکتون نیس؟؟

ببرش مسقل بار بیاد منم خیلی دوس داشتم بره ولی خودم همه چیز یادش دادم دیگه گفتم ایشالله میبرم پیش

ببین اونکه باید بشینی طبیعیه هر سنی ببری همینه هر چی زودتر بهتر
خیلیم کار خوبی کردی الان شروع کردی خیلی بهتره
بعد فقط اگر میبینی محیطش مناسب نیسو بازی نمیکنن ببر جای دیگه کنسل نکن
اگر اموزشا با بازیوشعره خب خوبه بذا باشه

اخه هنوز زوده واسه نتیجه گیری. اولش همینه. ولی اگه میبینی به درد نمیخوره اونجا هیچ کاری نمیکنن و بچه ها خیلی بی برنامه ن میتونی عوض کنی یا نری .

سوال های مرتبط

مامان نلین مامان نلین ۴ سالگی
سلام مامانای عزیز ، خواستم تجربه مهد گذاشتن دخترم رو بگم چون توی تاپیکا میبینم خیلی دغدغه دارن...

خب من چون شاغلم از اول دخترم پرستار داشت ، اما به دلایلی اون خانوم دیگه نیومد، تقریبا وسطای زمستون بود ک به ناچار گذاشتم مهد با کلی غصه چون همش میگفتم زوده... سه سال و نیمه بود، اون رفت مهد و من ناراحت از این که چرا باید بچه م باید بره وسط ویروسها!


حالا بماند ک بعد تعطیل شد و عید و ...


الان یه دوسه هفته ای هست دوباره میره و هرروز یه چیز جدید یاد میگیره ، کلی به مهارتهاش اضافه شده، دست ورزیش عالی شده، اخلاقش خیلی بهترشده و خوراکش هم بیشتر ... چند دفعه ای هم مریض شده البته



اینو گفتم ک بگم خیلی راضی هستم با اینکه اصلا دوس نداشتم ، بعضیا فک میکنن زوده ک بچه بره دنبال کتاب و دفتر ، میگن باشه بچگی کنه ، درحالیکه توی این سن فقط باهاشون دست ورزی کار میکنن ، دفتر و مداد رو از پیش ۲ باهاشون کار میکنن... یک نمونه از کاردستی هاش رو ک امروز توی مهد درست کرده میذارم





قصد دارم تابستون هم بفرستم ...
مامان عروسکِ من مامان عروسکِ من ۴ سالگی
مادرای عزیز میشه کامل بخونید بعد با دلیل و منطق جواب منو بدید؟ قبلش واقعا ممنونم بابت وقتی ک میزارید و میخونید🙏
دختر من 3سال و 8 ماهشه. متولد 1400/9/19 تصمیم گرفتیم از مهرماه بفرستمش مهدکودک. چن روز وقت گذاشتم تمااام مهدکودک های اطراف خونمون حتی یکم اونطرفترش رو پرس و جو کردم از مهد ها خیلی راضی نبودم، از چندین نفر تحقیق کردم همه بلا استثنا یه مرکز مهد یا پیش دبستان رو معرفی کردن ک خیلی راضی بودن. حتی ی مرکز پیش دبستان رفتم مدیر اون مرکز گفته بود ک بچه های خودشو چندین سال قبل تو همون مهدی ک تعریفش رو شنیدم فرستاده بود میگفت کادر خوب و قوی داره.. خلاصه دیروز رفتم و با مدیرش صحبت کردم همینکه رفتیم دخترم سریع رفت پیش بچه ها باهاشون ب بازی و صحبت مشغول شد و من با مدیرش حرف میزدم. مدیر گفتش دخترت مشخصه بچه زرنگ و با اعتماد بنفسیه چون خودش رفته بالا پیش بچه ها و ب بازی و صحبت مشغول شده. و گفت ما اینجا مهد نداریم پیش دبستان داریم ک کلاسها طبق سن بچه ها تفکیک شده ست یعنی دختر تو میره تو کلاس 4تا 5سال👇👇👇👇👇👇👇
مامان ارمغان مامان ارمغان ۳ سالگی
سلام بچه ها خوبید؟ یه مشورت میخواستم ما دوتا مهد کودک تو شهرمون هست که یکی تقریبا سه چهار دقیقه با خونمون فاصله داره و تو حیاط مدرسه دخترانه راهنماییه اما فضاش و راه ورودیش کاملا جداگانه است و کوچیکه اما یه دونه دیگه تقریبا بیست دقیقه باهامون فاصله داره ولی فضای بزرگ‌تر داره و اتاق تلویزیون و اتاق بازی و …داره. پارسال حدود یک ماه ارمغان رفت مهدکودکی که باهامون فاصله داره اما حتی یک ساعت بدون من نموند اما امسال با توجه به تغییر رویه من و یه سری مسائل دیگه خیلی وابستگیش کمتر شده و کاملا آماده بود تنهایی تو مهد بمونه. روز اول من تو دفتر نشستم و ارمغان خیلی راحت رفت و تا اخر تایم فقط یکبار اومد نقاشیش رو بهم نشون داد ‌و روز بعدش تنها موند و‌من برگشتم خونه اما وقتی رفتم دنبالش مربیش گفت ده دقیقه گریه کرده گفته مامانمو میخوام منم یکم دلداریش دادم و بردمش اتاق بازی خودش گفته گریه ام تموم شد بریم پیش بچه ها. ظهر همون روز ارمغان وقتی از خواب بیدار شد گفت مامان من گریه کردم خانم مربی عصبی شد گفت ساکت شو دیگه!

*ادامه کامنت