خیلی راحتتر از چیزی ک فکرکنی میشه
یه روز قرار بذار با شوهرت ک همکاری کنه باهات
من از چن شب قبلش بهش میگفتم ک چن روز دیگه تموم میشه نمیفهمید ولی میگفت باشه
من هرخوراکی ک خیلی دوس داشت براش خریدم
سرکار میرفتم مرخصی گرفتم کلا باهاش بازی کردم و سرگرمش کردم
بیرون بردمش
خیلی کم ایراد گرفت حواسشو پرت کردم بلاخره یجا گیر داد
رو هرکدوم فقط یدونه چسب زخم زده بودم بلاخره نشونش دادم گفتم تموم شده
دید جاخورد ولی رفت دیگه
یه دوسه بار دیگم اینجوری شد عادت کرد
فقط شب و موقع خواب اذیت میکرد دوروز اولی میذاشتم تو تاب بخوابه
یا بردمش پیاده روی ک خسته بشه
من مثل تو بودم از شیر گرفتن واسم شده بود بزرگترین دغدغه هام
ولی برکس خیلی راحت بود
پسر منم خیلی وابسته بود همیشه دوتا سینه هام بیرون بودن یکی تو دهنش با اون یکی بازی میکرد🤣
نوک سینه هامو ضرب دری چسپ زدم بهش رژقرمز زدم یکی دوروز میخواست منم بهش نشون میدام دیگه خودش میگفت یع🤣🤣🤣
با بازی کردن مشغولش میکردم میبردمش کوچه با بچه ها بازی میکرد دیگه یادش نمیموند به این راحتی الان یه ماه شده که از شیر گرفتمش
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.