سلام خانوما اومدم یه تجربه ای از بهداشت بگم بهتون امیدوارم بدردتون بخوره
من بچم که دنیا اومد برا پنج روزگی دخترم رو بردم از کف پاش خون بگیرن چون تیروئید داشتم گفتن دوباره تو فلان تاریخ هم باید بیای که دوباره هم رفتم
یه مامایی بود که از اول مراقبتام رو پیشش میرفتم اونجا که خیلی پیگیر بود یکسره زنگ میزد برا مراقبتام روزیم که رفتم برا کف پایه دخترم زایمانم رو همون خانوم ثبت کرد اما نگفت که ۱۵ روزگی و بین ۳۰تا۴۵ روزگی باید بیای برا کنترل وزن و قد بچه که ببینیم چقدر رشد کرده منم نمیدونستم تا دوماهگی که رفتم واکسن بزنم گفتن که بچتون تو سیستم بهداشت ثبت نشده اومدن که ثبت کنن گفتن یه بچه دیگه به کد ملیه شما ثبت شده و گفتن که شما باید ۱۵ روزگی و ۳۰ روزگی میومدی چرا نیومدی که ما ثبت کنیم گفتم من نمیدونستم کسی نگفته به من
گفتن باید اون خانومی که زایمانت رو ثبت کرده بهت میگفته تو این روزا بیای برا مراقبت بچه که اون خانومم نگفته بود و کلا بازنشسته شده بود
اونروز هرکار کردن بچه من ثبت نشد تو سیستم گفتن شاید یکی از قصد این کار رو کرده یه بچه ای رو غیر قانونی اورده بزرگ کنه برا بتونه واکسنش رو بزنه به کد ملیه شما ثبتش کردن چون نه ادرسی بود ازش نه شماره تماسی نه هیچ چیز دیگه ای فقط اسم و فامیل بچه بود گفتم اگر کسی این کار رو از قصد کرده باشه ازش شکایت میکنم که گفتن نه خودمون پیگیری میکنیم
بعد یکی از خانومایه اونجا گفت اختلال سیستمی بوده چون من بچه هارو ثبت میکنم و قصدی در کار نبوده چون سیستما قطع بوده این مشکل به وجود اومده پیگیری میکنیم حتما که ثبت بشه بچتون نگران نباشید
بالاخره واکسن دخترم رو زدن که سه تاش بود یکیش نه

۴ پاسخ

دقیقااا منم پسرمو همون جانبازان میبرم وقت امدول دو ماهگی وزن پسرم شیش کیلو بود گفتن زیاده انقد منو ترسوندن که به قلبش فشار میاد و فلان تا چند روز اعصابم‌خورد بود بردمش پیش متخصص گف خیلیم وزنش خوبه

بهداشت کجا بردیش

و یه چیز دیگه اینکه همون موقع که برا کف پاش رفتیم بچم باید شیرمیخورد بعد خون میگرفتن که خون رقیق تر بشه تا راحت بگیرن
رفتم تو اتاق مشاور شیردهی که دخترم رو شیر بدم اونروز به اون خانم گفتم که خیلی گریه میکنه و دلدرد و نفخ داره گفت بهش عرق زیره وعرق نعنا بده خوب میشه
روزی برا واکسن رفتم گفتم همچنان گریه بیا شیرم رو ببین که خوبع دخترم میخوره یا نه که اگر از شیرمه دیگه بهش ندم برگشت گفت که نه کولیک دارن دستگاه گوارشسون کامل نیست اصلا ربطی نداره تا دورش نگذره خوب نمیشه فقط بهش شیر خشک و پستونک نده
ته دلم گفتم چشم چطور اونروز میگی عرق زیره بده نمیگی از کولیکه باید دورش بگذره باز الان اینطوری میگی
فقط دارن با جون طفل معصوما بازی میکنن

ادامش...
یک موضوع دیگه ای هم که پیش اومد این بود که یکی از خانومایی که اونجا کار میکرد یه واکسنی رو درش رو باز کرده بود اونی که میخواست واکسن رو بزنه ازش پرسید که شما باز کردی اول گفت نه بعد گفت حالا که فکر میکنم اره من باز کردم اون اقا بهش گفت که خب این واکسن خراب شده نباید بازش میکردی یا اگر بازش کردی باید به من میگفتی که سریع استفاده بشه
نزدیک بود اون واکسن که خراب شده بود رو به دختر این خانم تزریق کنم
این جریاناتی بود که تو بهداشت برا من تو یه روز پیش اومد من کم استرس واکسن دخترم رو داشتم که این مشکلات هم بهش اضافه شد
این رو تعریف کردم که هواستون باشه اگر اونا چیزی نگفتن شما حتما بچتون رو ببرین یا واکسن میخوان بزنن ببینین تازه دارن درش رو باز میکنن امیدوارم تجربم بدردتون خورده باشه

سوال های مرتبط

مامان آیماه مامان آیماه ۲ ماهگی
امروز آیماه خانوم واکسن دوماهگیشو زد،آوا هم واککسن زد دوتاشون باهم آیماه دوتا توپاش آوا تو دو دستش،من اخرین واکسن آوا ک ۱۸ ماهگی میشه فک کنم رونزدم ما مجبور شدیم مدتی رو برا کار آقای همسر روستا زندگی کنیم پرونده بهداشتشوبرده بودیم اونجااز چهارماهگیش نقل مکان کردیم، دقیقا ۱۸ماهش شده بود ک برگشتیم شهر خودمون حالا مجبوربودیم تا خونه مناسب پیدا میشه خونه خواهرم بمونیم شرایط سختی بود اولش یادم بود ک هی برم بزنم بعدش شوهرم بیکارشد یه مدت و مشکلات بیشتر دغدغه ها بیشترشرایط خیلی سختی بودیبار بعداز برگشتمون از بهداشتی که قبلا تو شهرمون زیر نظرشون بودیم بهم ژنگ زدن گقتن چرا واکسنای اوا رو فقط تا دوماه زدین بهش گفتم که رفتیم از شهر و واکسناش اونجا ثبت شده خلاصه شماره خانه بهداشت روستارو دادم بهشون که هماهنگ کنن و واکسناشو اینجاهم تو شهر ثبت کنن بعدش باهام تماس گرفتن که کارتونو انجام دادیم و اینجا ثبت شده و واکسن مدرسشو بیاین همین بهداشت ومن که فراموش کرده بودم نزدم۱۸ ماهگی رو باتماس این بنده خدا خیالم راحت شد که دیگ واکسنی نمونده تااینکه چندروز پیش نگاه انداختم دیدم ای وای که نزدم چون میخواستم پیش ثبت نامش کنم یاید تکمیل میبود واکسیاسیونش
ودوروز پیش ک کردم واکسن آیماه رو بزنم و گفتن دوشنبه بیا بهشون توضیح پادم گفتن بیارش واکسنشو بزنیم ولی باید بین این واکسن و واکسن مدرسش یک سال فاصله بیوفته خلاصه که دوتا بچه واکسن زده افتادن رودستم فعلا دورشون بگردم حالم خیلی بده از خال بدشون
مامان آراز مامان آراز ۱۵ ماهگی
سلام دوستان راستیتش برای من یه اتفاقی افتاد خواستم اینجا بهتون بگم من سه بار سنوگرافی رفتم اون یه بار اول که جنسیت بچه مشخص نبود هیچ دوبار دیگه رفتم اونم بهترین سنوگرافی ها و غلبارگری ها همشون هم گفتن بچه دختره سنوی اخرم و که رفتم اومدم سه بار پرسیدم جنسیت بچه گفتن دختره نه این که دختر پسر فرقی کنه ها نه اونقدر گفتن تو شبی مادر دختر دار نیستی به خاطر اون پرسیدم رفتیم با مامان و بابام و عمم سیسمونی بخریم عمم همش میگفت داداش صبر کن بچه پسر صبر کن بابامم میگفت هی ابجی ول کن دختر پسر که فرقی نمیکنه بچه هم که عوض نمیشه اقا من بعد از چند روز دردم رفت رفتم بیمارستان چون جایی که ما زندگی میکنی شهرستانه بیمارستان شلوغ نبود یا بهتر بگم فقط من بودم 24 ساعت درد کشیدم تا اینکه صب ساعت 6 و نیم بچم به دنیا اومد اقا ماما بچه رو که گذاشت روی سینم دیدم یا خدا بچه پسره اصلا پشمام ریخته بود اگه تو بیمارستان به غیر از من کسی دیگه بود یا اصلا زایمانم طبیعی نبود و سزارین بود میگفتم بچه رو عوض کردن ولی خدا شاهده تو بیمارستان به غیر از من هیچ بیمار دیگه ای نبود معجزه های خدا😂😘