یه هفته بود نشتی داشتم کمر درد پا درد امونم بریده بود شکمم ک بدتر امروز رفتم پیش ماما گفتن باید بری زایشگاه رفتم معاینه کردن یه پد بم دادن گفتن بنداز ببینم چقد خیس میشه گفتن از فشار استرس عصبی بودی مدت بچه بش فشار اومده آب دور بچه هی داره کمتر میشه باید درس بیاریم ب زور جلو خودم گرفتم تا خونه ک گریه نکنم اومدم ساک چیزام ببندم برم خرم آباد گفتن اونجا بهتره یه ساعت دارم ب حال خودم بچه ام بدبختیم زار میزنم فکر نمی‌کردم بابام بمیره انقد بی کس بشم بابام بود الان میگفتم بش بیاد دنبالم هی ب شوهرم گفتم خونه سرد بخاری وصل کن لرز دارم لوله بخاری یکم جاش بد بود زد بخاری لوله هاش ترکوند خونه شد پر از شیشع شکسته گچ تا الان داشتم خونه ارو تمیز میکردم اتاق جمع کردم با گریه با بدبختی قلبم درد می‌کنه واسه بخت سیاهم اومد خونه بحثمون شد باز زد اتاق بهم ریخت روم نمیشه بگم مامانم بیاد دنبالم نمیگه شوهرت چی ک نیاوردت مامانش کم اذیتم نمیکنه حالا نوبت خودشه گفت بگو مامانت بیاد دنبالت ک‌ گفت بچه بیاری من نمیام 😭😭😭💔💔💔💔فقط دارم دعا میکنم میگم خدایا من سر زا ببر انقد دیه فشار واسه قلبم زیادیه

۸ پاسخ

سلام عزیزم هر وقت همسرت نبود با این شماره مشاوره تماس بگیر مشکلاتتو باهاشون در میون بذار خیلی کمکت میکنن 1480 رایگان 24ساعته در اختیارن،خواهر دوستم بهشون زنگ زده خیلی راهنمایش کردن.

الان بری خرم اباد بستریت میکنن تا وقتی بشی۳۵و اینا

الان گلم زود نیست ک بچه دربیارن

عزیزم توروخدا آدرس بده خودم میام کنارت فقط بگو کدوم بیمارستان میایی مرخصم شدی بیا خونه خودم به خودت استرس نده فعلا نوبت تو هم میشه به وقتش حال این شوهر بی رحم رو بگیر بی لیاقت ه ناسپاس،بگو بچه بابام که نیست خب وظیفته همه چی برام فراهم کنی

عزیزم تو ک میدونی شوهرت اینجوریه و ادم حسابی نیس چرا رفتی حامله شدی هم خودت و هم این طفل معصوم عذاب بکشین مردی ک به زن حامله خودش رحم نمیکنه چ توقعی باید ازش داشت
ولش کن برو پیش مامانت زندگی کن این لیاقت تو و بچت نداره

ناراحت نکن خودتو پشیمون میشی ب خاطر بچت آروم باش با اومدنش حال دوتاتون خوب میشع عزیزم اشکالندارع ب مامانت بگو بیاد دیگه چاره نیس

عزیزم خودتوناراحت نکن هیچی ارزش نداره خودتوناراحت کنی بچت اذیت میشه منم خیلی مشکل دارم خیلیم خرس میخورم ولی واقعا ارزش ندارن خودمون ناراحت کنیم

شوهرت فازش چیه چرا اینجور باهات لج میکنه!!!
زنش حاملس سردشه و اونم وظیفشه بخاری رو بزاره این دیگه دعوا داره واقعااا آدم‌میمونه چی بگه والا😐
به زن حامله مادرش رحم نمیکنه اینم پسر همون مادره رحمی نداره انگار!

سوال های مرتبط

مامان ...... مامان ...... هفته هشتم بارداری
خانما شوهرم رفته شهرستان برا کارش منم چند روزه درد داشتم رفتم بیمارستان گفتن انقباض داری باید بستری بشی منم نشدم گفتن برو استراحت کن کار نکن فقط دسشویی رفتنی از جات بلند شو منم شوهرم گفت ایندفه برو خونه مامانم به مادرت خیلی اذیت دادی یکمم مامانم مواظبت ۲ ۳ روز تا از شهرستان برگردم منم قبول کردم از دیروز اینجام خانم میگه ما فردا میریم مراسم چهلم پسر عمم اونم شهرستانه توام بمون خونه ما شب برمیگردیم تا بیایم شامم بزار از صبح هم میگه شکمم درد میکنه تخمدانام کیست داره درد میکنه مونده جاش تکونم نمیخوره ناهار شام میزارم ظرف میشورم شب که شد سفره رو جمع کردم ظرفا شسته شد خانم خوب شد پا شد رفت مهمونی من باید آدم نفهم چیکار کنم ب شوهرمم گفتم میگه به بابات زنگ بزن بیاد دنبالت تا بیام برو اونجا منم ب خانوادم بگم اینکارو کردن باهام ناراحت میشن دعوا میکنن باشوهرم که چرا نیووردی اینجا پدرمادرتم اذیتش کردن واقعا هم الان درد شکم کمر دارم بچمم خودشو سفت میکنه دردم میاد تیر کشیدن واژن لگن دارم دکترم گفته استراحت کن خوب بشی ک هیچ نشی باید بستری بشی منم ک اینجا استراحت ندادم از وقتی اومدم سرپام