۱۴ پاسخ

من ک دیگه از شوهرم انتظار درک ندارم🤣اینا مال یه سیاره دیگن خواهر

هیچوقت مردا نمیتونن بفهمن یه مادر از شروع روزاول بارداری تا آخر عمرش چه بلاهایی سرش میاد چه چیزایی رو تجربه میکنن هیچ مردی نمیتونه تحمل کنه هیچ‌مردی فقط الکی ادعا دارن♥️
قربون قلبت خواهر🫂

اونا که اینطور زحمت آدم رو بی اهمیت جلوه میدن با عرض معذرت خودشون گوزشون گیر کنه سه ماه به خودشون استراحت مطلق میدن

دقیقاً فردای روزی ک بخیمو کشیدم شوهرم داد زد گف شام یا ماکارانی میزاری یا ابگوشت مامان من مگه نوکر توعه شام ناهار بیاره ت یه ساختمونیم چن باری غذا اورد.......
الانم یادم میاد اشکم در میاد

واقعا سزارین خیلی سخته فکر کن بعد این که از بیمارستان مرخص میشی روز بعدش زردی دخترم بالا بود چون ۳۶ هفته و با وزن ۲ کیلو به دنیا اومده بود دوباره رفتم بیمارستان ۳ روز تو دستگاه تا زردی اومد پایین با اون زخم و بخیه بعدش هم که ۲ ماه کولیک داشت شب ها تاصبح با آقام داخل ماشین شهر رو دور میزدیم فقط داخل ماشین آروم میشد تا یک سالگی رفلاکس و الرژی که رژیم داشتم فقط سیب زمینی و گوشت و برنج میتونستم بخورم چون شیر خودم رو میخورد حسابی داغون شدم بعد یک سالگی هم که اصلا غذا نمی‌خورد فقط چسبیده بود به سینه و وزن نمی‌گرفت و الان که ۲ سالشه ۹ کیلو هست تازه دو روزه از شیر گرفتم امیدوارم غذا بخوره و وزن بگیره دیگه داغون داغون شدم

شوهرم منم بهم گفت توکه زایمان نکردی بچه رو درش آوردن 🥲🥲🥲

خییییلی سخته شنیدن این حرفا
شنیدن اینکه کسی قدر کارت و ندونه
امثال این حرف و زیاااااد شنیدم

آره من دخترم به دنیا اومده رفلاکس و کولیک و الرژی به پروتئین گاوی شدید داشت تا یک سال گریه میکرد شب و روز مادر شوهرم هر روز میومد میگفت بچت یه درد نا علاجی داره به ما نمیگین

تا دلت بخواد
مادرشوهرم گف سزارین چیزی نیس که بیچاره دختر من طبیعی زایید
کمرتو راس بگیر قدت همینطوری میمونه

من بیچاره که بچم بستری بود شیر نداشتم با اون زخم تو بیمارستان از اونسر میرفتم اونسر تا شیر بدم شیرین نمیومد فشار میدادن سینما به زور که شیر مادر بخوره دلم نمیخام دیگه هیچوقت اون روزا بیاد بعدش کولیک رفلاکس دندون😭😭😭😭

ارهههه بعد زایمان چندین نفر از آشناهای نزدیک گفتن حالا خوبه طبیعی نیاوردی سزارین که کاری نداره عملت میکنن ... و با تمام عصبانیت گفتم چند بار تجربه سزارین داشتین کلا بعد زایمان تا یه تایمی هم خیلی زودرنج بود هم خیلی سریع عصبی و بهم میریختم ...

حالا اگه دخترا خودشون باشد باید براشون پرستارم بگیرن.جاشونم پهن کنن.ولی برای دخترای مردم امرونهی می‌کنند😔😔

میگفتی برو یه عمل ساده ای انجام بده ببینیم چندروزه میتونی بلندشی بعد بیا بامن ک عمل سزارین انجام دادم درموردش صحبت کن

منم هزار بار از این حرفا شنیدم💔

سوال های مرتبط

مامان فندق مامان فندق ۲ سالگی
مامانا توروخدا دعوام نکنین .بخدا دست خودم نیست🥺 خب قطعا برای همه مادرا پیش اومده. بچم یه مدته که همش جیغ میزنه. اگه یه چی بخواد حتما باید بدیم یا خراب کاری می‌کنه. من میفهمم که هر کدوم از رفتاراشون یه دوره ای داره حتی به شوهرمم میگم که طبیعیه. ولی متأسفانه بعضی وقتا واقعا به مرز جنون میرسم .خیلی وقتا که تنهام خب خیلی اذیت می‌کنه منم واکنش نشون نمی‌دم تا آروم شده ولی بعضی وقتا یکی دوتا میزنمش .مثلا امشب . الان دوسه روزه زیاد حالم خوب نیست همش بی حالم. یهو یه کاری کرد یه لحظه عصبانی شدم یدونه زدمش گریه افتاد .شوهرم بغلش کرد گفت دستت بشکنه😐😑 بار آخرت باشه بچه رو مبزنی. یعنی یه ژستی میگیره که دلم میخواست خفش .دوس دارم ببینم اگه۲۴ساعت با بچه تنها باشه چیکارمیکنه. چیزی نگفتم ولی اصلا دست خودم نبود بعدش خیلی عذاب وجدان می‌گیرم و ناراحت میشم . راجع به شوهرمم بگم که همیشه فک میکردم ازاین مرداییه که اعصاب بچه رو نداره . البته گاهی وقتا اونم اعصابش خورد میشه میگه بچه چیه آخه. ولی هرچقدرم اذیتش کنه اصلا نمیزنه .حتی یه بازم نزدتتش فقط دعواش کرده. اصلا دلش نمیاد. واقعا گاهی وقتا دلم میخواد یه نفر بغلم کنه کلی تو بغلش گریه کنم یکم خالی شم.خب گاهی وقتا یه سری فشارا روی هم جمع میشه و باعث میشه ما کنترلمونو از دست بدیم . مثه همین که نمی‌تونیم راحت یه غذا بخوریم یا بخوابیم. یه دستشویی یا حموم راحت بریم . تنهایی یه بیرون بریم .مثه قبل برای خودمون وقت داشته باشیم.شاید از نظر بعضیا این چیزایی که میگم خیلی کوچیک و خنده دار باشه چون درکی ازش ندارن ولی فقط ما مامانا می‌دونیم که اینا برای ما چقد بزرگن
#فرزندپروری#شیرخشک#قطره آهن#پوشک#آنومالی
مامان هلین مامان هلین ۲ سالگی