۶ پاسخ

سلام عزیز جانا😘 لطفا تو کانال من عضو بشید لباسای خارجی اروپایی که مناسب جیگر گوشه هاتون هست یا از لباسای تخفیفی دیدن کنید و مطلع بشید که براشون خريداری کنید،خوشگلا لباسا همگی راحتی مناسب بیرون و منزل صد درصد جنس تضمینی هستن که در صورت عدم رضایت از جنس، میتونید مرجوع کنید و پولتونو پس بگیرید، یعنی در این حد مطمئنم چون برای پسر خودمم از شون استفاده میکنم تا پاره نشن دور نمیندازیشون شعار منِ 😊میتونید روبیکا عضو بشید مامانای زحمتکش 💖💝👇از بادی های نوزادی تا 2 سال و تیشرت شلوارک های دخترونه و پسرونه تا سن 14 سال موجود دارم، از من حمایت کنید لطفا 🙏💖
آیدی کانال kivana_kids@
آیدی خودم mami_sha @

حالا پستونک بخوره چی میشه؟من که تا یک سال دیگه میدم به دخترم

اینجا کجاست دخترمو ببرم

من که میخواستم دوروز پیش بگیرم فقطم موقه خواب میخوره انقدر شب تاصبح جیغ زد وگریه کرد که‌پشیمون شدم....اخه غیرازخودش که داشت هلاک میشد...همسایه ها هم گناه داشتن🥲

ای جونم ماشالله 🧿❤️
امیدوارم راحت بگذره براش🥹

من که شروع کردم بگیرم نشد خیلی گریه میکرد گفتم اول از شیر بگیرم بعد پستونک تو اون یه روز اینقدر گریه کرد سرشو میکوبید زمین که فک کنم سردرد شده بود

سوال های مرتبط

مامان علیرضا کوچولو مامان علیرضا کوچولو ۲ سالگی
سلام خانوما صبحتون بخیر میخوام تجربه از شیر گرفتنو براتون بگم
من پسرم خیلی وابسته شیر بود وشبا فقط با شیر می‌خوابید روز جمعه یهویی تصمیم گرفتم از شیر بگیرم وچسب سیاه زدم رو سینم وقتی خواست بهش نشون دادم گفت لولو شده ورفت عصر بردمش تولد و شبم بردمش پارک حسابی خسته شد و موقع خواب یه کم بیقراری کرد تا ساعت یک خوابید وساعت چهار بیدار شد گریه کردن یک‌کم کمرشو ماساژ دادم خوابید دوباره ۶ بیدار شد بازم همین کارو کردم دوباره عصر روز دوم بردمش پارک تا خسته بشه شب دوم خیلی بهتر خوابید ودوباره ساعت چهار بیدار شد ودوباره کمرشو ماساژ دادم تاخوابید روزا یه کم بهونه می‌گرفت یا درخواست شیر داشت ولی سرگرمش میکردم خوراکی براش گرفتم هروقت خیلی بهونه بگیره میدم بهش و غذا هم تواین پنج روز همیشه آماده داشتم تند تند بهش دادم که سیر باشه و تا دیشب که شب چهارم بود بازم همون ساعت چهار بیدار شد یه کم بهونه گرفت آب دادم بهش خورد خوابید بنظرتون تاکی ساعت چهار بیدار میشه الان خیلی بهتره شده و دیگه بهونه گرفتنش خیلی کمتر شده و دیگه درخواست شیر نمیکنه هروقت میخواد به زبون بیاره خودش به خودش یواش میگه جوجو لولو شده اینقدر دلم براش کباب میشه 🥲❤
مامان همتا مامان همتا ۲ سالگی
روز دوم از شیر گرفتن
طبق تاپیک قبل دیشب که بچم خواب بود بهش شیر دادم ۲،۳باری بیدار شدتا صبح
صبح هم به اندازه ۲تا بند انگشت نون پنیر و گردو خورد و دیگه چیزی نخورد و گفت می می خوب شد؟که گفتم نه مامان بعدشم رفتتا ظهر یکم چوب شورو تنقلاتی که دوست داشت دادم ناهار لوبیا پلو درست کردم که طبق معمول لوبیاهاشو جدا کرد و چنتایی خورد تمام
گفتم ان شاالله اکروز دیگه بعداز ظهر میخوابه که هرچی تلاش کردم نخوابید
بعداز ظهر بردمش بیرون سرگرم‌بشه بعدش که اومدم خونه چنتا بازی ریختم توی گوشی (مجبور شدم چون میگفت فقط پیشم بشین)بعد خودم رفتم سراغ شام درست کردن
یکم سیب زمینی سرخ شده و چنتا تیکه کوچولو مرغ خورد بعد دوباره دیدم واسه خواب بی قراری میکنه ولی نمیتونه بخوابم گفتم بریم بیرون شاید تو ماشین خوابید یکم دور زدیم ولی باز نخوابید تو راه گفت به نام نام میخوام (همون خوراکی) شوهرم نگه داشت بره یچیزی براش بخره بچم‌خیره نگاه میکرد به خیابون یهو گفت ای وای می می😳😭اصلا ی حالی شدم نمیتونم توصیف کنم
خودمو زدم به اون راه و خلاصه اومدیم خونه واسه خواب اماده اش میکردم میگف اجازه دادی؟(ینس اجازه میدی می می بخورم) یا میگفت می می خوب شد؟....هیچی دیگه با هزار مکافات توی ننو که گفته بودم بعد از حدود ۱ساعت خوابید
با خودشم حرف میزد که دیگه می می نداریم و....😭
برام جالبه که چطوری دارم تحمل میکنم ناراحتی بچمو باورم نمیشه
لجبازی میکنه و یدفعه بغضش میترکه و گریه میکنه
امیدوارم هستم که زودتر فراموش کنه
امشبم وقتی خوابید بهش شیر میدم🫠
راستی خانما من یدفعه ای نگرفتما گفتم بگم زودتر که اشتباه نشه
ولی ندریجی که یکماه طول بکشه هم نبود
مامان همتا مامان همتا ۲ سالگی
سلام
روز سم‌از شیر‌گرفتن
شب قبل اونطوری که قرار بود به دخترم‌شیر دادم وقتی که خوابش عمیق شد اما حس کردم متوجه شد ساعت جدود ۳/۵شروع کرد به گریه و بهانه گرفتن هرچی هم میگفتم اب میخوری یا چیزی میخوای فقط میگفت نه با گریه مجبور شدم با حرف و قربون صدقه رفتن ارومش کنم که تا ساعت ۶خورده ای کم کم اروم شد و خوابید صبح بیدار شد صبحانه نخورد یکساعت بعد نصف تخم مرغ ای پز خورد تا ظهر که به اندازه چنتا صاشق کوچک ایگوشت خورد ،بعداز ناهار سعی کردم بخوابونمش که با هر سختی شد بالاخره روی پا خوابش برد سکساعتی خوابید که بعد با تنقلاتی که دوست داشت سرشو گرم کردم (این بین چنبارم سراغ می می گرفت که خوب شده یا نه،🥲)موقع شام چند قاشق کوچک برنج خورد بعدشم یکم‌بازی و....قبل از خواب براش سیب زمینی سرخ کردم به اندازه ۶،۷تا خلال خورد و ساعت ۱۲ بود که کم کم خوابید روی ننو
نیم ساعت پیش هم با گریه و بغض شدید بیدار شد و بغلش کردم راه بردم و...تا یکم اروم شد باز توی ننو خوابید الانم کنارش نشستم‌منتظرم خوابش که سنگین تر شد بهش شیر بدم(اخرین شبیه که به دخترم شیر میدم بعدش دیگه برای همیشه می میشو ترک‌میکنه🥹 )دختر قشنگم مامانو ببخش که به اجبار غم اوردم توی چشمات مادر😭
مامان راحیل خانم❤👸 مامان راحیل خانم❤👸 ۲ سالگی
اینجا مینویسم چون همه ی شما مامان هستین و منو درک میکنین.🤗
چند روزه که تصمیم گرفتم شیر راحیل جونم رو بگیرم.
روز دو بار میخورد شاید ۳ بار
ولی شب وابسته بود و هی بیدار میشد براش.
تصمیم گرفتم که آروم آروم کم کنم ولی راحیل خیلی خیلی مقاومت میکرد. جوری شده بود که ۵ دقیقه می‌خوابید و بیدار میشد میگفت ممه.
خیلی هم خودش اذیت شد هم من بیشتر اون....😔
دیشب تصمیم گرفتم بدون ممه بخوابه خیلی بهونه گرفت خیلی هم خسته بود ۲۴ ساعت درست نخوابیده بود....
یکم گریه کرد
بردمش توی اتاقش یکم بغلش کردم قصه راحیل رو گفتم که توی اتاقش فیل داره...
آوردمش روی پام خوابید
خیلی خوب خوابید تا ۴ خوابید ؛ ۴ یکمی ممه خورد خوابید تا ۸
الان لالا داشت با مقاومت شدید که برای خودم خیلی سخت بود ممه ندادمش گریه کرد آبش دادم بغل کردم میخواست ممه بخوره ولی الان روی پام لالا کرد🙂‍↕️
چقدر سخته مادر شدن😭😭😭😭😭🥺🥺🥺🥺
دو سه روزه که ممه کم شده لباش خشکه
همه چیز هم بهش میدم نمیذارم دلش خالی بشه
ولی لباش خشکه😭😭😭😭😭
مامان تیام مامان تیام ۲ سالگی
#فرزندپروری#شیرخشک#پوشک

تجربه خیلی سخت ازشیرگرفتن پسرم
روز اول صبح که قطره تلخک رو زدم گذاشت دهنش سریع دراورد دیگه نخورد گفت ماما ممه اَع تاخواب ظهر چیزی نفهمید تو خواب ظهر یه کوچولو گفت ممه بعد پستونک گذاشتم دهنش خوابش برد جالب اینجا شیرگاو یا پاستوریزه رو هم نخورد
به شب که رسیدیم بدتر شد تا ساعت ۲بی قراری و گریه بزور بالاخره خوابید ولی امروز صبح ساعت۶/۳۰بیدارشد یکسره گریه کرد تا۹/۳۰ بعد یه ساعت بازی کرد نصف شیرموز خورد بعد مجبور شدم سینه هامو بدوشم خیلی ناراحت بودم گفتم دوباره بدم ولی به هیچ عنوان لب نزد فقط باهاش بازی میکنه لپشو گذاشت رو ممه ساعت ده و نیم صبح خوابید تا ۱/۳۰ظهر بعد بیدار شد یکم غذا خورد رفتیم باغچه تاساعت ۷بازی کرد بعد تو ماشین بهم گفت ممه دراوردم دوباره لپشو گذاشت روش خوابید تاالان که هنوز خوابه
فقط مشکل اینجاس جاگزین نمیکنه چیزی رو واین خیلی بده فعلا یه دونه شیرخشک گرفتم ببینم میخوره شبا بجاش بدم خیلی روزای سختی هست😑😮‍💨😓
مامان قلب خونه 🫶🩵 مامان قلب خونه 🫶🩵 ۲ سالگی
فرزند پروری
روز اول تجربه شیر گرفتن که خیلی هم وابسته سینم بود
دیشب از داروگیاهی صبغ زرد تهیه کردم امروز صبح مالیدم به سینم
صبحانه یدونه تخم مرغ با کمی نون خورد بعد گفت می می گفتم ببین اوف شده نخورد رفت بازی کرد منم تلویزیون زدم سرگرم بشه بعد رفتم سراغ کارام بعد یساعت بهش یکم چوب شور دادم چون اشاره کرد میخواست تا ناهار ناهار هم‌غذای مورد علاقش بود کباب تابه ای با برنج قشنگ خورد موقع خواب ظهرش باز گفت می می سریع اون صبغ و زدم به سینم گفتم مامان اوف شده یکم شیر پاستوریزه دادم خورد خوابید عصز پاشد گرسنه بود یه دونه موز با کمی مغزیجات بهش دادم بعد رفتیم خونه مادرشوهرم که با بچها بازی کنه سرگرم بشه یادش بره بازیاشو کرد اومد گفت بازگفتم اوف شده ببین گرسنش هم شده بود سریع اومدم خونه غذاشو گرم کردم خورد بعد همه میگن اشناهامون که شیر محلی بگیر پسر عموم داره ازش یک کیلو خریدم جوشوندم الان که میخواست بخوابه یه مقدار دادم بهش که سیر باشه دیگ نگفت می می ولی واقعا دلم سوخت خیلی صبوری کرد بچم‌انشالله امشب هم راحت بخوابه اذیت نکنه من هنوز سینه درد نکردم شیرمم ندوشیدم ممکنه فردا سینه درد کنم چکنم اگه سینه درد کردم ممنون میشم راهنمایی کنید
آنومالی
فرزند پروری
مامان قلب خونه 🫶🩵 مامان قلب خونه 🫶🩵 ۲ سالگی
فرزند پروری
روز اول تجربه شیر گرفتن که خیلی هم وابسته سینم بود
دیشب از داروگیاهی صبغ زرد تهیه کردم امروز صبح مالیدم به سینم
صبحانه یدونه تخم مرغ با کمی نون خورد بعد گفت می می گفتم ببین اوف شده نخورد رفت بازی کرد منم تلویزیون زدم سرگرم بشه بعد رفتم سراغ کارام بعد یساعت بهش یکم چوب شور دادم چون اشاره کرد میخواست تا ناهار ناهار هم‌غذای مورد علاقش بود کباب تابه ای با برنج قشنگ خورد موقع خواب ظهرش باز گفت می می سریع اون صبغ و زدم به سینم گفتم مامان اوف شده یکم شیر پاستوریزه دادم خورد خوابید عصز پاشد گرسنه بود یه دونه موز با کمی مغزیجات بهش دادم بعد رفتیم خونه مادرشوهرم که با بچها بازی کنه سرگرم بشه یادش بره بازیاشو کرد اومد گفت بازگفتم اوف شده ببین گرسنش هم شده بود سریع اومدم خونه غذاشو گرم کردم خورد بعد همه میگن اشناهامون که شیر محلی بگیر پسر عموم داره ازش یک کیلو خریدم جوشوندم الان که میخواست بخوابه یه مقدار دادم بهش که سیر باشه دیگ نگفت می می ولی واقعا دلم سوخت خیلی صبوری کرد بچم‌انشالله امشب هم راحت بخوابه اذیت نکنه من هنوز سینه درد نکردم شیرمم ندوشیدم ممکنه فردا سینه درد کنم چکنم اگه سینه درد کردم ممنون میشم راهنمایی کنید
آنومالی
فرزند پروری