پارت چهارم تجربه زایمان طبیعی بیمارستان امام رضا

نیم ساعتی خبری نبود و ان اس تی میگرفتن
بعدش دکتر اومد بالا سرم و معاینه های دردناک پشت هم شروع شد 🥲

بعد از معاینه با پرستار ها حرف میزد ميگفت خیلی زایمان سختی داره دهانه رحم خلفیه و ب شدت ضخیم و سفت
بهشون میگفت ک چیکار کنن
بعدشم به من گفت عزیزم تمام تلاشمون رو میخواییم بکنیم ک طبیعی زایمان کنی سزارین برات خوب نیست خطرناکه وزن بالاس خطر ب عفونت برات زیاده گفت همکاری کن تا بتونیم کمکت کنیم
بعد از اینکه رفت یه چیزی شبیه سوند آوردن گفتن میخواییم بزاریم روی دهانه رحمت تا باعث نرمی و باز شدن بشه درد داره خودتو شل بگیر
دو نفر بودن و شروع کردن اونو داخل کار گذاشتن و با یچیزی داشتن اونو داخلم آب میکردن مثل بادکنک 😰
و درد داشت واقعا تقریبا ۵ دقیقه طول کشید تا تموم شه بعدشم ک رفتن دستشوییم گرفت مامارو صدا کردم گفتم من دستشویی دارم دستگاه نوار قطع کرد و گفت برو وقتی پاشدم شلنگ اونی ک داخل گذاشتن ازم آویزون بود گفتم این نیوفته تو دستشویی گفت ن برو اگرم افتاد فدا سرت نشونه خوبیه یعتی دهانه رحمت باز تر شده ک اون دراومده

فرزندپروری زایمان طبیعی بارداری

۳ پاسخ

وزن خودت بالا بود یا بچه که گفتن سزارین خوب نیست؟

عه تو زایمان کردی بالاخره

وای چه سخت😢

سوال های مرتبط

مامان هانا🎀 مامان هانا🎀 روزهای ابتدایی تولد
مامان هانا🎀 مامان هانا🎀 روزهای ابتدایی تولد
پارت پنجم زایمان طبیعی بیمارستان امام رضا

بعد از اینکه از دستشویی اومدم دوباره دستگاه رو وصل کردن برای نوار قلب و فشارمو گرفتن هنوزم همون ۱۳ بود
چند دقیقه ک گذشت یه دکتر اومد بالا سرم دانشجو هم پشت سرش پرده هارو کشیدن و شروع کردن سوال کردن و حین معاینه اون چیزی ک کار گذاشتن در اومد دکتر گفت شده ۳ سانت تقریبا و گفت امپول فشار تزریق کنن 😓
بعد از رفتنشون ماما اومد و امپول رو تو سرم تزریق کرد و گفت از کم شروع میکنیم ساعت ۱ ونیم شروع امپول فشار بود
انقباض هام داشت شروع می‌شد نامنظم بود و شدتش کم دوباره پرستار اومد و گفت دکتر گفته سر بچه بالاس بیل پایین ورزش کن برسی ب ۴ سانت ماماهمراهت میگیم بیاد بلاخره اومدم پایین همون جا تخت اسکات میزدم تا ساعت ۵ بعدازظهر طول کشید تا برسم ب ۴ سانت اونم با معاینه های زیاد ک هی دهانه رحم رو تحریک میکردن تازه اونم گفتن بزور ۴ سانتی ولی چاره ای نیست ماماهمراهت میگیم بیاد تا کمکت کنه
اینجوری پیشرفتی نداری
انقباض هام منظم شده بود هر ۱۰ دقیقه انقباض داشتم ولی شدتش هنوز قابل تحمل بود

فرزندپروری زایمان طبیعی بارداری
مامان آراز مامان آراز ۱۷ ماهگی
سلام دوستان میخوام تجربه خودم برا زایمان طبیعی بگم ب صورت خلاصه ۰۰۰من از اول بارداری انتخابم سزارین بوو د اصلا ب طبیعی فک نمیکردم همه تلاشم میکردم واسه سزارین ۳۷ هفته ۲ روز م بود همینجوری گفتم برم بیمارستان ببینم قبول میکنن برا سزارین اختیاری رفتم وقتی فشارم گرفت گفت یکم بالاس بعد تست آمینو شور گرفت جوابش مثبت بود بعد اومد معاینه م کرد گفت ۲ ثانت باز هستی زود برو آماده شو برا زایمان من گفتم میخوام سزارین کنم گفتن باشه ۰ بعد منو بردن زایشگاه دیگ شروع کردن معاینه هر نیم ساعت میگفتم معاینه نکنین من سزارین میخوام گفتن نمیشه از شب شروع کردن معاینه ک ساعت ۸صب بود ک دردام شروع شد دهانه رحمم با آمپول فشار همینجور باز می‌شد ک وقتی رسید ب ۱۰ دوتا زور ک زدم نی نی اومد ساعت ۱۰ و ۲۰ دقیقه کلا ۲ ساعت من درد کشیدم وقتی بچه ب دنیا اومد انگار ن انگار درد کشیدم ۰ میخواستم بگم ک با این ک اصلا اصلا ب طبیعی فکر نمیکردم و ی ترسی از طبیعی داشتم ۰ کلا از زایمانم راضی هستم ۰ گفتم تجربه م بگم ک طبیعی اونقدر ها هم ترس نداره ۰بیمارستان هرکس سزارین کرده بود ب من می‌گفت خوشحال ب حالت ک طبیعی آوردی ۰۰ ایشالا شما هم زایمان خوبی داشته باشین
پسر منم ²/²ب دنیا اومد 🥰