منم خیلی خیلی این حسی که میگی رو تجربه کردم، هنوزم گاهی دارمش
اما به مرور که تکون هاش رو متوجه بشی یا مثلا خرید براش بکنی حست کامل عوض میشه
در کل یه سردرگمی خاصیه، من همش میگم منی که انقدر ذوق بارداری داشتم و چشم انتظار بچه بودم چرا الان خنثی هستم
حس میکنم بخاطر احساس مادرشدن، حجم مسئولیتی که دیگه داریم و اینا سردرگمیم
گاهی حسم نسبت بهش مثل یه آدم فضاییه🤦🏻♀️
اونم بخاطر اینکه نی نی اوله و کاملا بی تجربه
منم اینطوریم یه وقتایی دوستش دارم اما فکر میکنم که هنوزدرست باورش نداریم چون حسش نمیکنیم واینکه اینهمه استرس داریم شایدموقع که تکون بخوره بیشترحسش کنیم که واقعامادرشدیم وباورش کنیم که است وخیلی بیشتردوستش داشته باشیم
دقیقا منم این حس هارو داشتم بعضی وقتا هنوزم گاهی میاد سراغم که عههه مااصلا بچه میخواستیم میتونیم از پسش بربیایم درست تربیتش کنیم یا نه اوایل بیشتربود ولی الانا که تکون میخوره حتی نصف شبا که تکون میخوره بیدار میشم از خواب نمیدونی بهترین حس دنیاس ایقد نازش میکنم دستمومیذارم روش حس میکنم احساس امنیت میکنه دخترم اصلا جونم واسش میره ولی خب حسی و که میگی درک میکنم منم داشتم ولی به این فکرکن خیلیا توحسرت این حس ها میمونن و چقد سخته و ماباید چقد خداروشکرکنیم که این فرشته هاروبهمون داده
عزیزم حاملگی یه هورمونایی تولید میکنه از همه چی بیزارت میکنه بی احساست میکنه . نگران نباش بهش کلا فک نکن به چیزایی که دوس داری فک کن تا این چند ماه بگذره کلا
منم واسه دختر اولم این طور بودم حتی وقتی هم امد به دنیا بهش حسی نداشتم ولی کم کم انقد عاشقش شدم که جونم به جونش بستس حتی افسوس میخورم که چطور روزا اول انقد دوستش نداشتم
بخاطر سختی بارداریه درست میشی
من بچم که دنیا امد هر شب کنارم میخوابید شب ۵و۶ اینا بود مامانم گداشتش تو گهوارش اصلا اونشبو خوابم نبرد یچی کم داشتم انگار😁😅
با اپلیکیشن گهواره، هفته به هفته بارداریت رو دنبال کن.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.