سلام مامانا اومدم یه چیزی بهتون بگم شاید کمکتون کنه
هممون مادریم و نوزاد داریم خیلیامون هم دوتا بچه داریم یا حتی ممکنه مامان اولی باشیم این کاملا طبیعیه که بعضی روزا کلافه عصبی خسته ناامید باشیم این کاملا طبیعیه که گاهی بخوایم گریه کنیم بخوایم داد بزنیم از حجم کار از خستگی از گریه های بچه این کاملا طبیعیه که گاهی دلمون تنگ بشه واسه روزایی که هیچ بچه ای نبود اینا هیچکدومش معنیش این نیست که ما بچمونو دوس نداریم یا داریم ناشکری میکنیم اتفاقا خودمون میدونیم هیچ کس اندازه ما بچه هامونو دوست نداره . یه راهکاری که به من کمک کرده تو روزای اینجوری نوشتنه.میرم تو اتاق همونجور که دارم به بچم شیر میدم یا خوابه تو قسمت نت گوشیم همه حرفامو تایپ میکنم حتی گریه میکنم هررررر چیزی تو دلتونه بنویسین حتی گله کنین شکایت کنین هیچ کس قرار نیست اینارو بخونه پس راحت باشین یکم بعدش قشنگ حس سبکی میگیرن من تا حالا چندین بار امتحان کردم و نتجیش عالی بوده.اینم بگم اولش بنویسین که بچون چند وقتشه بعد برمیگردی و میبینی عه یه ماهگیش چقد اذیت بودین دوماهگیش کمتر شده و.....

۸ پاسخ

باشه عزیزم مرسی

سلام عزیزم خوبی ولله چه فکر خوبی کردی منم تو فکر این بودم از این به بعد منم مینویسم تا بعدا هم خاطره بشه برام هم حالم خوب بشه ،واقعا افسرده شدیم نمیتونیم به کسی هم بگیم بنویسیم احساس میکنم حال مون بهتر بشه

با‌ور میکنید حتی وقت فک کردن ندارم وقتی بچها میخابن منم غش میکنم اونقد ک بی خابی میکشم

ایقد درگیرر زردیشو سرما خوردگیشم وقت نمیکنم گریه ام کنم خیلی دلم میخاد ی دل سیرر گریه کنم وقت ندارم 😂🤦🏼‍♀️

من هر وقت از دست شوهرم ناراحت می شدم این کار رو می کردم بعد قفل روش می ذاشتم و می گفتم اگه یه بار دیگه ابن کارو کرد براش می فرستم هیچ وقت هم نفرستادم یه چند وقت بعد پاکشون می کردم🤪😁😁😁

منم این روزا خیلی حال روحیم خرابه☹️

راهکار جالبی بود👌👌راستش بعضی روزا به فروپاشی روانی میرسم امروزم همینجور بود

فعلا وقت ندارم گریه کنم بمونه وقتی که دستم خالی شد🫠

سوال های مرتبط

مامان حلما گلی🧚‍♀️ مامان حلما گلی🧚‍♀️ ۲ ماهگی
ولی من پیامای گهواررو ک میبینم احساس میکنم ما مامانا یه وقتایی ناشکر میشیم،تا قبل حاملگی همش دعا میکنیم زودتر حامله شیم نزدیک پریود ک میشیم با اولین قطره خون همش دعا میکنیم لایه گذینی باشه هی بیبی چک میزنیمو با استرس نگاهش میکنیم ،حامله ک میشیم تو کل اون ۹ ماه همش استرس داریم بچه سالم باشه ضربان قلبش چطوره رشدش چطوره ،چه شکلیه حالش چطوره ،لگداش کم نشه،و دلمون پر میزنه برا دیدنش ،اون دو سه ماه اخر اندازه یک سال میگذره،ولی بچه ک دنیا میاد یکم که خستگی و بیخوابی بهمون غلبه میکنه با اینکه جونمون برا بچه میره ولی همه ی دعاهامونو یادمون میره و عصبی میشیم حتی از بچه لجمون میاد که چرا خوابمونو خراب کرده ازش کفری میشیم اما همین ک یه لبخندشو میبینیم دلمون براش ضعف میره،بنظرم حق داریم خسته شیم حق داریم کلافه شیم اما هیچوقت حق نداریم از بچه هامون لجی شیم ،حق نداریم ازشون عصبی بشیم و تلخ نگاهشون کنیم چون اینا فرشته کوچولو های ما هستن که یه سریامون یه سال یه سریامونم چندین سال منتظرشون بودیمو خدا بعد این همه این هدیه های قشنگشو بهمون داده ،من شخصا به خودم میگم از این به بعد هر وقت از گریه بچم خسته شدم یا بی خوابی بهم فشار اورد و کلافه بودیم میخوام یاد خودم بیارم اونوقتی که همش منتظر مثبت شدن بیبی چک بودم ،اون ۹ ماه ک قبل هر سونوگرافی میمردم از استرس و یادم بیاد همین دوماه پیشو که داشتم زایمان میکردمو بدترین درد عمرمو تجربه میکردم اما همش میگفتم خدایا بچمو سالمو سلامت بهت بده🥹❤️😍👌
مامان نوزاد محمد مامان نوزاد محمد ۱۵ ماهگی
سلام مامانای عزیز میگم بچه ای منکه اصلا خواب نداره همش بیقراره هیچ آرامشی نداره من بیشتر از شیر خشک شیر خودمو میدم شاید روزی یه بار شیر خشک بدم یا اصلا هیچ ندم دو روز بعد میدم ربط به شیر خودم داره که گاهی کم میشه گاهی اوقات هم زیاد از علت همین بیقراری هاش برد دکتور گفتن هیچ مشکلی نداره فقد دل‌درد داره یه دو یا ۳ تا قطره نوشت بهش میدم ولی انگار هیچ اثری رو بچم نداره وقت بدنیا اومده بود وزن تولدش ۳۳۰۰ بود ۷ روزگی بردیم ۳۱۵۰ شده بود بعدا ۴۴ روزش بود بردم وزنش ۵ کیلو بود میگم وزنش خوبه یا کمه من نمیدونم از بسکه سرم گیچه تو خودم اصلا نیستم انگار دنیای دیگری هستم بخدا من توی این بچه داری کلا نابود شدم دوتا بچه هام خوبن اصلا گریه نمی‌کردن تاهنوزم آرومن ولی این یکی بخدا جهنم شده جام الان نه وزنشو درست بفهمم نه خودشو کلا درگیر اونم که چرا همش گریه میکنه با اینکه بهش خیلی میرسم هر راهی امتحان میکنم تاخوب بشه آروم بشه ولی نه فقد دلش گریه میخواد باید من بجاش گریه کنم که مردم ولی راحت شیر میخوره میخوابه این گریه میکنه یا خود خدا این افتضاحته واقعا 🤣🤣🥱🥱🥱😄😄😄😄🙃🙃