۳ پاسخ

منم بستری شدم امشب صبح عمل دارم

دولتی بودی یا شخصی

مبارکه عزیزم حین عمل تنگی نفس هم داشتین؟

سوال های مرتبط

مامان علیسان مامان علیسان روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان سزارین پارت سه
اره داشتم میگفتم برای من بلند شدن سخت بود اخه از یه طرف دستشویی بهم فشار می‌آورد هم زود بود من بخاطر اینکه دستشویی داشتم مجبور شدم بلند شم از یه طرفم درد داشتم واقعا سخت بود بلند شدن و راه رفتن نفسم بند میومد نمیتونستم نفس بکشم حرف بزنم حتی لباس زیرم اولین بار مامانم پوشک گذاشت خودم اصلا نمیتونستم به هر سختی بود رفتم سرویس
وقتی دراز میکشی خوبه درد خیلی کمه ولی بلند شدن نشستن و راه رفتن واقعا تا حداقل ۷ تا ۱۰ روز سخته فقط خداروشکر شکممو فشار ندادن چقدر من از این شکم فشار دادن میترسیدم وای همه میگفتن درد داره ولی خدارو منو فشار ندادن یه ورزشی گفتن انجام دادم همه خونا اومد بیرون درسته ورزش هم سخت بود تو اون شرایط اما از شکم فشار دادن خیلی راحت تر بود
خلاصه از انتخاب سزارین خیلی راضیم خداروشکر که نرفتم طبیعی میدونستم که نمیتونم
فردای روز زایمان هم مرخص شدم به سختی راه میرفتم تا ماشین به زور خودمو رسوندم اولاش سخته ولی خوب رفته رفته بهتر میشه ادم بخیه هارو هم که بکشی خیلی بهتر میشه راه رفتن و بلند شدن و نشستن
مامان آرن مامان آرن ۱ ماهگی
#پارت سوم تجربه سزارین
بعد از اینکه بچم دنیا اومد چند ثانیه تمییزش کردن و آوردن نشونم بدن برای تماس پوستی که من رو هوا بودم و قشنگ ترین لحظه زندگیم ثبت شد یکی دو دقیقه مشغول دیدن بچم و ابراز احساسات و گریه بودم که بردنش فکر کردم الان میخوان بخیه بزنن که دکتر گفت خوب بخیه هاتم تموم شد ببریدش ریکاوری با پسرش
باورم نمیشد با سرعت نور کار انجام میداد من هیچییییی نفهمیدم
خلاصه با پسرم رفتیم ریکاوری چون زود دنیا اومده بود یه ساعتی زیر دستگاه اکسیژن بود و منم فقط نگاهش میکردم و شکر میکردم از اومدنش تو ریکاوری دوبار ماساژم دادن که هیچی حس نکردم و بردن بخش منو
اما بعد از اینکه بی حسیم رفت دردام شروع شد که با مسکن کنترل کردن چند باری هم تو بخش ماساژ دادن که درد داشت اما درحد چند ثانیه بود و قابل تحمل بود
بعدش نوبت راه رفتن رسید که سخت ترین قسمت ماجرا همین بود به معنای واقعی مردم و زنده شدم دردام شدید بود و ناتوان ترین حالت خودم بودم کل مسیر که راه برم خپن ازم ریخت چند باری دیگه راه رفتم و فرداش ترخیص شدم اما واقعا راه رفتن عذاب آور ترین کار دنیا بود اصلا دردش قابل توصیف نیست تمام بخیه هام میسوخت حتی اومدم خونه ام تا ۲۴ ساعت وضعم همین بود که به دکترم زنگ زدم گفت حتما باید شیاف استفاده کنی بعد از مصرف شیاف ۸۰ درصد دردام رفت و خیلی حالم بهتر شد
من اگه بازم برگردم عقب همچنان سزارین رو انتخاب میکن
م
مامان کیان 💙 مامان کیان 💙 ۹ ماهگی
پارت 4..
نمیدونم چقدر طول کشید بخیه زدن تموم بشه با آرام بخش هایی که بهم زده بودن داشتم سنگین میشدم و خوابم میومد بدنم کاملا بی حس بود ولی می‌فهمیدم چند بار تو اتاق عمل شکممو فشار داد و بعدش منو بردن ریکاوری خیلی سرد بود و منم همچنان لرز داشت بدنم تو ریکاوری هم چند بار محکم شکممو فشار دادن ولی چون بی حس بودم درد زیادی رو متوجه نمیشم تا اینکه بعد یک ساعت بردنم تو بخش همش سراغ بچمو می‌گرفتم که دکتر گفت چون بچه نارس هست و منم آمپول ریه نزده بودم باید چند روز ان ای سیو بستری باشه خیلی گریه میکردم ولی خداروشکر میکردم بچم سالمه و همینکه میدونستم چند روز دیگه قراره ببرمش خونه بهم آرامش میداد...
توی بخش هم دو سه بار پرستار شکممو ماساژ داد که درد داشت و چون اثر بی حسی داشت می‌رفت خیلی محکم فشار نمی‌دادن خودشون..
ساعت یازده شب منو بردن بخش و تا صبح گفتن هیچی نباید بخوری همش نگاه ساعت میکردم زودتر صبح بشه بلند بشم برم بچه مو ببینم ساعت هفت صبح اومد اول سوند رو کشید من قبلش یه شیاف گذاشتم که وقتی میگه پاشو راه برو زیاد درد نداشته باشم.. سوند رو که کشید صبحونه خوردم و پاشدم که راه برم چون خیلی دستشویی داشتم..اصلاااا اونقدری که فکرشو میکردم درد نداشت یعنی توی تصوراتم دردش خیلی بدتر بود ولی برای من واقعا قابل تحمل بود..
رفتم دستشویی و بعدش رفتم آن ای سیو بچمو دیدم تا عصر که مرخصم‌کردن سه‌چهار بار رفتم پیش بچم ..
مامان فینقیلی مامان فینقیلی ۱ ماهگی
تجربه زایمان
پارت دوم
اینم بگم که گاهی احساس میکردم به بدنم دست میزنن اما هیچ دردی نبود. در حین بخیه زدن لرز کردم که برام امپول زدن خوب شدم. بعدش اوردنم تو ریکاوری که بهشون گفتم ماساژ شکمی رو تو بیحسی برام انجام بدن و هیچ دردی احساس نکردم بعد از اون تو ریکاوری دخترمو اوردن گذاشتن رو سینم که شیر بخوره.بعد از یه مدتی بردنم توی بخش
تا چند ساعت که بی حس بودم و هیچ دردی احساس نمیکردم بعد از اینکه بی حسی رفت کم کم درد رو احساس میکردم که با شیاف و مسکن قابل تحمل بود.
اینم بگم که من پمپ درد نداشتم.و درد کاملا قابل تحمل بود برام
همون شب اومدن که از تخت ببرنم پایین
اولین راه رفتن کمی سخت بود در حد چند قدم رفتم و برگشتم توی تخت اما خودم دوباره خواستم که کمکم کنن مرتب از تخت بیارنم پایین و راه برم هر بار که راه میرفتم وضعیتم بهتر میشد و بیشتر میتونستم راه برم و درد کم و کمتر میشد دیگه خودم شب توی سالن راه میرفتم. فرداش تا ساعت ۱۲ مرخص شدم.
تجربه من از زایمان این بود و واقعا هر بار دیگه برگردم عقب سزارین رو انتخاب میکنم. اما خب کلا سه روز بعد بدشانسی اوردم که حتما توی پارت بعدی براتون میزارم که خانمای باردار حواستونو جمع کنید.
مامان ایلیا مامان ایلیا روزهای ابتدایی تولد
پارت ششم❤️

خلاصه سرم رو ازم جدا کردن یه سرم جدید برام زدم بعد آمادم کردن برای سزارین. سندی که وصل کردن و آمپولی که توی کمرم زدن برای بی حسی یکم درد داشت ولی با این دردهایی که من کشیده بودم این دردا برام شوخی بود. اون لحظه‌ای که شکممو پاره کردن و صدای گریه ه‌مو شنیدم انگار دنیا رو بهم داده بودن و فقط گریه می‌کردم که دکتر بهم گفت اصلاً گریه نکن صحبت نکن سرتو تکون نده ن سردرد میشی و سال‌ها این سردرد باهات می‌مونه منم ترسیدم و ساکت موندم وقتی که رفتم داخل بخش تقریباً ساعت ۱۱شب بود تا ساعت 2 صبح هیچ دردی نداشتم بعد یهو ز بی‌حسی در اومد و دردام شروع شد ولی چون برام سرم میزدن قابل تحمل بود از بعد عمل تا ساعت ۶ و ۷ صبح من هیچی نخورده بودم حتی آب چون اجازه نمیدادن بعد گفتن کمی آبمیوه و کیک بخوره و راه بره. اولین بلند شدن و راه رفتن بعد از زایمان خیلیییی خیلییی سخته ولی بخاطر وجود بچت قابل تحمل میشه برای من سه روز اول خیلی سخت بود بلند شدن و راه رفتن ولی کم کم بهتر شدم و الان واقعا بعد 23روز هیچگونه درد و مشکلی ندارم و از همون 10روزگی سر پا شدم
مامان مامی پناه 💝 مامان مامی پناه 💝 ۳ ماهگی
بعد بخیه زدن و اینا بردنم ریکاوری
بعد از 10دقیقه هم بردنم بخش
تا 12ساعت دکترم اجازه خوردن غذا و مایعات نداد
بعد از 12ساعت گفت میتونی شروع کنی مایعات بخوری
بعدش هم راه بری
بلند شدن و راه رفتن خیلی سخت بود واقعا سخت بود بعد از 12 ساعت خوابیدن رو کمر
هیچ‌کس هم نمی تونه کمک کنه برای بلند شدن چون خیلی فشار میاد
من با کمک خودم بلند شدم
راه رفتم خم بودم برای راه رفتن
بعد از چند ساعت درست شد
وقتی راه میرفتم خوب بود دیگه میخواستم بشینم مکافاتی بودد خیلی سخت بود انگار باز شکمم رو پاره کرده بودن
من پمپ درد نگرفتم چون گفتن عوارض داره
بعد یه نفر بود از منی که پمپ درد نداشتم بیشتر درد داشت اون پمپ درد داشت
با شیاف خیلی خوب بود واقعا اروم میشدم
بخاطر یبوست بعدش هم
شیاف بزارین کارتون رو راه میندازه راحت
3روز بیمارستان بودم اتاق خصوصی گرفتم عالی بود حتما بگیرین
از دکترمم خیلی راضی بودم خیلی تمیز برام بخیه زده
خب خلاصه همین دیگه 😁
تاریخ 1405/4/17 🥹❤️