۲۲ پاسخ

زندگی وقتی آسون‌تر میشه که دیگه باهاش نجنگیم.

بارون می‌باره؛ چه غر بزنیم، چه غر نزنیم.
ترافیک هست؛ چه حرص بخوریم، چه نخوریم.
آدما همون‌طور که دلشون می‌خواد رفتار می‌کنن؛ چه ما نگران باشیم، چه نباشیم.

روی چیزایی تمرکز کنیم که می‌تونیم تغییرشون بدیم،
و اون چیزایی که از دستمون خارجه، رها کنیم🍃

مادرشوهر منکه اومد شوهرمو کوک کرد انداخت به جونم تو اون شرایط با من دعوا کنه و بدترین حرفارو بهم زد🥲میدونی چیه اون روز یک انسان برای هم مادر شدن خودش هم پدر شدن همسرش خیلی زحمت میکشه با بدنش تاوان میده اما پدر نه از بدنش نه از روحش هیچی کم نمیشه پس انتظار ما خانما بیشتر میشه و دقیقا همون روزا هیچوقت از یاد نمیرن منم تا عمر دارم هیچوقت فراموش نمیکنم

اشکال نداره عزیزم خودتو ناراحت نکن

از همون روز اول سر پدر مادر و خواهرش دعوا داشتیم
من سزارین اوژانسی شدم
هیی زنگ زنگ به شوهرم که چرا مادرشوهرو نبردی برا زایمان
وایییییی هزار تا بحث و حرف برا منا مامانمم درست کردن
حالا اصن خودش قبلا گفته بود من نمیامااا

متاسفانه تو روز زایمان و روزهای بعدش هر رفتار کوچیک اطرافیان برات خیلی مهم
چون بیشتر از هر موقع دیگ به محبت و توجه نیاز داری
منم یسری موضوعات از اونروزا هنوز یادمه و فکر کردن بهش اذیتم میکنه

منم مادرشوهرم خونمون بود یک هفته امروز رفت حسابی دعوا کردم با شوهرم

همسرمنم گل و شیرینی نخرید بابام خرید.چندباربهش گفتم تودعواهامون....

ادم اون روزارو هیچوقت فراموش نمیکنه
دقیقا از همون روزا دیگه هیچ حسی به شوهرم ندارم
بخاطر رفتاری ک باهام کرد دعوایی ک کردیم اونم بخاطر مامانش❤️‍🩹

منم شوهرم گل نخرید شیرینی تر خرید

چرا شوهرت گل نخرید؟

ته نامردی هس
من سر بچه دومم شوهرم نخرید هنوز که هنوزه از دلم‌در نیامد؛
سر سومی آورد ولی هیچ مزه ای نداش

همسر منم ن گل خرید ن شیرینی

توام ديگه براش هيچ وقت كادو نخر هيچ مناسبتي

منم خودم باید قبلش هی بگم نخری ناراحت میشم وگرنه به خودش باشه نمیگیره

الان بهش بگو یه دسته گل خوشگل بزات بخره روشم برات یه متن با مضمون مادر شدن بنویسه
شاید بهتر شدی

منم هییییچ نخرید سر دوتاشون

منم خیلی دوس داشتم بعد از این ک میام پیش همسرم
بغلم کنه تشکر کنه ولی نکرد
تو بیمارستان
بعدم بهش گفتم گفت روم نشد پیش مامانت 😐😐
سر دین قضیه خیلی ناراحتم
ولی موقع ک تو اتاق عمل بودم مامانم گفت بود باید بریم برا الهه گل بخریم گل گرفته بودن

عزیزم خیلی سخته شاید منم بودم سخت فراموش میکردم
ولی برای شما گل بوده برای دیگری و دیگری چیزهای دیگه
ب همسرت بگو که ازاین ب بعد برات جبران کنه و کم نذاره
نه باتوپ پر ،بگو راستش من خیلی دلم میخواست و توقع داشتم تو اون روز برام گل بخری یجورایی انتظار داشتم برام اینکارو کنی...

حق داری ولی به همسرت بگو
نذار چیزی توو دلت بمونه شاید دلیل داشته باشه
شاید گفته هزینه اضافس
بیمارستان من که نمیذاشتن گل طبیعی بیارن همسرم باکس گل و خرگوشی خرید
البته خودم انتخاب کرده بودم

عیب نداره عزیزم ولی آخه تو چرا بخاطر گل خودتو ازیت میکنی بیخیال فراموش کن اینطوری باعث میشه خودت رنج بکشی

اشکالی ندارع عزیزم خودتو ناراحت نکن

عزیزم من شب زایمانم ن تنها گل هدیع نگرفتم ی دل سیر از جانب شوهرم با اون همه بخیه کتک خوردم
خوشحال باش ک همون ی گلو از طرف مامانت حداقل گرفتی

سوال های مرتبط