۶ پاسخ

عزیزدل خواهری بسلامتی فارق بشی و نینیتو بغل بگیری😭💋

عزیز دلم
چه انتظار شیرین و سختی🥲
یه روز دلمون برای همین انتظار حسابی تنگ میشه

عزیزم چشمام اشکی شد
ان شاالله به سلامتی بغلش کنی

انشاءللع که به سلامتی زایمان کنی

عزیزممم ایشالله به خوبی بگذره این چند وقت باقی مونده صحیح و سلامت بیاد بغلت 🫂

انشاالله به سلامتی دنیا بیاد عزیزم منم دعا کن مریضم ♥️

سوال های مرتبط

مامان آقا هـاکانـ💙🥺 مامان آقا هـاکانـ💙🥺 روزهای ابتدایی تولد
هاکانِ من، پسر قشنگم... 🥹💙

رسیدیم به آخر قصه‌ی قشنگِ توی دلم بودنت...
فقط چند روز دیگه مونده تا دیگه صدای قلبت رو از توی شکمم نشنوم، تا دیگه با تکون‌های کوچولوت از اون تو بهم سلام نکنی... 🥺❤️

عجیبه ...
این روزها هم دلم می‌خواد زمان پرواز کنه، هم دلم می‌خواد برای چند لحظه وایسه...

از یه طرف بی‌قرارم برای دیدنت، برای بوییدنت، برای اینکه بغلت کنم و هزار بار بگم «قربونت برم مادر، خوش اومدی...» 🥹😭

از یه طرف می‌دونم دلم برای این شکم گرد، برای لگدهای شیرینت، برای وقتایی که فقط من و تو می‌دونستیم اون تو چه خبره، تنگ می‌شه...

پسرم...
تو ۹ ماه مهمون دلم بودی، اما حقیقت اینه که از همون روز اول، صاحب تمام قلبم شدی... 💙

چقدر با هم زندگی کردیم...
چقدر با هم خوابیدیم و بیدار شدیم...
چقدر دست روی شکمم گذاشتم و با هر تکونت لبخند زدم...

حالا وقتشه از خونه‌ی کوچولوی توی دلم بیای بیرون و دنیای بزرگمون رو ببینی... 🧸👶🏻

پسرم، دلم برای باردار بودنت تنگ می‌شه، اما منتظر مادر بودنت بودم... 🥹❤️

فقط یه آرزو دارم...
خدایا، این امانت قشنگت رو سالم و سلامت بذار توی بغلم... 🤲🏻💙

هاکانِ مامان، این روزها آخرین روزهای زیر قلبم بودنت هستن، اما اولین روزهای یه عمر توی آغوشم بودنت نزدیکه... 🥹😭💙

منتظرتم، نفسِ مامان... 🧸🤍
((به وقت ۳۷ هفته و ۱ روز ))
فقط ۱ هفته دیگه مونده به دیدنت کوچولو من..♡
((۲۶ مهر ۱۴۰۵ ))
مامان نی نی مامان نی نی هفته سی‌وهشتم بارداری
مامان گیسو🎀🩷 مامان گیسو🎀🩷 روزهای ابتدایی تولد
برای دختر کوچولوم، توی آخرین روزهای انتظارم… 🎀🤍
دخترکم، قشنگ‌ترین اتفاق زندگی من… 🥹🤍 باورم نمی‌شه این‌همه روز گذشت و حالا من و تو به آخرین روزهای دونفره‌مون رسیدیم؛ روزهایی که تو زیر قلبمی و من با هر تکونت، عاشق‌تر از قبلت می‌شم…
نمی‌دونی چند بار با دست گذاشتن روی شکمم، تو رو توی آغوشم تصور کردم؛ چند بار چشمام رو بستم و لبخند زدم به روزی که برای اولین بار صورت کوچولوت رو می‌بینم و صدای گریه‌هات قشنگ‌ترین موسیقی دنیا می‌شه… 🥹🩷
عزیز دلم، تو هنوز به دنیا نیومدی، اما من مدت‌هاست که مامانتم؛ با تمام وجودم دوستت دارم، برات نگران می‌شم، با تکون‌هات آروم می‌گیرم و برای دیدنت لحظه‌شماری می‌کنم.
به‌زودی دیگه بین من و تو دیواری از پوست و استخون نیست… به‌زودی می‌تونم ببوسمت، بغلِت کنم و آروم توی گوشت بگم: «سلام عشق مامان، بالاخره اومدی…» 🤍
دخترکم، اگه بدونی چقدر دلم می‌خواد زودتر ببینمت، اما دلم برای همین روزهای دونفره‌مون هم تنگ می‌شه؛ برای لگدهای کوچولوت، برای دست کشیدن روی شکمم و برای این حس قشنگ که تو همین نزدیکی، درست زیر قلبمی…
بیا که مامانت دیگه طاقت این همه دلتنگی رو نداره؛ بیا که می‌خوام دنیا رو از چشم‌های تو ببینم و تمام عمرم رو صرف دوست داشتنت کنم.
تو هنوز نیومدی، اما از همین حالا قشنگ‌ترین فصل زندگی منی… 🎀
منتظرتم، تمامِ جانِ مامان… 🩷👶🏻✨
مامان ♡گل پسرم♡💙👶🏻 مامان ♡گل پسرم♡💙👶🏻 روزهای ابتدایی تولد
امشب آخرین شبِ دونفره بودنمونه، من و تو، پسر کوچولوی من… 🥹🤍

فردا قراره بعد از این همه انتظار، صدای گریه‌ات رو بشنوم، صورت ماهت رو ببینم و برای اولین بار تو رو توی آغوشم بگیرم…
فردا قراره قشنگ‌ترین اتفاق زندگی‌م رقم بخوره؛ قراره من مادر بشم و تو تمام دنیای من… 👩‍🍼💙

پسرم، نمی‌دونی برای دیدنت چقدر لحظه‌شماری کردم، چند شب با فکر آغوشت خوابیدم و چند بار توی خیالم دستای کوچولوت رو بوسیدم…

تو هنوز نیومدی، اما از همین حالا تمام قلبم مال توئه.
فردا وقتی چشم‌هام به چشم‌هات گره بخوره، تمام خستگی‌ها و سختی‌های این روزها یادم می‌ره. اون لحظه فقط من می‌مونم و تو؛ عشقِ بی‌قیدوشرط من… 🫂💙

نویانِ من، پسرِ قشنگم…
فردا روزیه که برای اولین بار می‌بینمت، اما من ماه‌هاست که عاشقتم.
بیا که مامانت برای دیدنت بی‌قرارِ بی‌قراره…
بیا که آغوشم، امن‌ترین جای دنیاست برای تو.
بیا که از فردا، زندگی من دیگه فقط برای خودم نیست؛ از فردا، قلبم بیرون از سینه‌م می‌تپه… ❤️

خدایا، فردا پسرم رو سالم و سلامت به آغوشم برسون و بهم قدرت بده که بهترین مادر دنیا براش باشم. 🙏🏻🤍

فردا، ۲ آبان نیست؛ فردا روز تولد تمام دنیای منه… 👶🏻🩵
فردا روزیه که من دوباره متولد می‌شم؛ این بار در قامت یک مادر…

#فردا_مامان_میشم #نویان_جانم #عشق_مادر 💙🧿
مامان آدوین🩵🐳 مامان آدوین🩵🐳 ۱ ماهگی
چهارده روز مونده تا تو رو ببینم، قلب من…
و هنوز نمی‌دونم قراره وقتی برای اولین بار می‌ذارنِت توی بغلم، چه حسی داشته باشم.

تو ماه‌هاست توی من زندگی می‌کنی؛
با هر تکونت دلم می‌لرزه،
با هر سونوگرافی برای دیدنت ذوق می‌کنم،
و هر شب دستم رو می‌ذارم روی شکمم و با خودم می‌گم:
«این همون پسریه که قراره یه روز تمام زندگی من بشه…»

چه حس عجیبیه مادر بودن…
هنوز صورتت رو درست ندیدم،
هنوز صدات رو نشنیدم،
هنوز دستای کوچیکت رو نگرفتم،
ولی دوست داشتنت برای من از هر چیزی توی این دنیا واقعی‌تره.

تو فقط قرار نیست به دنیا بیای؛
قراره منم با تو وارد یه دنیای جدید بشم.
دنیایی که توش قلبم بیرون از سینه‌م می‌تپه و من هر بار که نگات می‌کنم، می‌فهمم چرا همه‌ی این انتظارها ارزشش رو داشت.

چهارده روز دیگه،
من برای اولین بار «مامان» می‌شم…
و شاید همون لحظه بفهمم بزرگ‌ترین اتفاق زندگی من، فقط روزی نیست که تو به دنیا میای؛
تمام این روزهاییه که بدون اینکه ببینمت،
با تمام وجودم دوستت داشتم. 🤍

فقط چهارده روز مونده پسرم…
چهارده روز تا بغلت کنم، نگات کنم و بگم:
«بالاخره اومدی پیش مامان…» 🥹🤍