۶ پاسخ

من دخترم دو بار رفت توی اتاق دیگه کنار پدرش خوابید،تا صبح اون دو شب خواب نرفتم هی رفتم بهش سر زدم اومدم اصلا خوابم نمی‌برد از شدت دلتنگی،شب سومم رفت دیدم نمیتونم رفتم بغلش کردم آوردمش کنارم😭
من دخترمم روزی برسه بخاد من سختم میشه چیکار کنم😭، اینم بگم ک شوهرم اصلا بهم محبت نداره،کل وقتم با دخترم پر میشه هیچ دوستی هم ندارم تنهای تنهام،شاید برای همینه خیلی وابسته ام بهش🥲

منم قلبم میگیره تازمانی که خودش نخواد جداس نمیکنم . به نظرم زوده هنوز

چه خوب.. خوش به حالت

خواهر بزار این دو س روز اول بگذره ببین چقد خوبه ک جدا شده

اقااااا🥹🥹🥹فرشته کوچولوهامون دارن بزرگ میشن ...
الهی عزیزه دلم دیگ اقا شده براخودش ای جااااانممممم

آی
خیلی سخته

سوال های مرتبط

مامان عشق و جوجه رنگی مامان عشق و جوجه رنگی ۵ سالگی
سلام ۸اردیبهشت مادر شوهرم فوت شدن وتا ۱۲بیشنر اونجا بودیم شبش که اومدیم خونه دختر ۵ماهم تب کرد وتادوهفته درگیر دکتر بردن ومریض داری بودم سه بار دکتر بردم ودودوره آنتی بیوتیک خورد تقریبا دوهفته شد تا بهتر شد این وسطا دختر بزرگم از اونجا که اومدیم ادرار میکرد با درد وگریه بود رفتیم آزمایش داد گفتن سه روزه دیگه آماده میشه وما درگیر کوچیکه بودیم جواب آزمایش اون دخترم فراموش کردیم بگیریم و پیگیری کنیم تا ۵شنبه قبلی تب ۴۰درجه کرد من یادم افتاد به آزمایش که جواب نگرفتیم نگو عفونت داشته وشدید بوده بستریش کردن ومن چون کسی نداشتم مجبور شدم دختر کوچیکمم ببرم بیمارستان ۴روز بستریش کردن وبماند که من چه زجری کشیدم تواین مدت ،میخام بگم خواهش میکنم توشلوغی بچه هاتون نبرین اگه مشکوک شدین کسی تو جمع مریضه اصلا توجمع نرید پسر جازیم مریض بود وتب شدید داشت وخیلی راحت توجمع میچرخوندنش ودختر ۵ماهم کامل درگیر شد و دختر بزرگم بخاطر استفاده از دستشویی که توشلوغی همه استفاده میکردند عفونت گرفت تصمیم گرفتم دیگه اونجا نرم وچهلمم هم نمی‌رم هیچ چیزی ارزش اینو نداره که تو بچه اینقدر زجر بکشن