۱۰ پاسخ

یه کاری کن ، به باباش بگو از سرکار اومدی نیم ساعت بخواب ،بعد پسری و ببر بیرون و فقط راه ببرش ،تااومد خونه کمتر انرژی داشته باشه .توروخدا نه نگو گوش کن و انجام بده .
نزار تو همون خونه بازی کنن.
قبل بیرون بردنس و بعد اومدنش هم پدر و پسر و خودت اسپری بینی بزنید که سرما هم نخورید

خب باید این شرایط چرا بچه دوم میاری؟

منم هنوز یه کوچیک ترم دارم 10 ماهشه الهی فداش بشم زیاد اذیت نمیکنع خدا همه بچه ها رو حفظ کنه بچه های منم حفظ بشن ولی خیلی از. این به بعد کارت سخت میشه

من هر دوتای بچه هام همینجوری بودن داعم گریه انقد همه بهم میگن چرا بچه هات انقد گریه میکنن.پسرم مدرسه هم رفت همینجور بود دیگه دوستاش مسخره میکردن اینم دس از گریه کشید الان چارم ولی دخترم مدام گریه

اخ دست نزار رو دلم امروز برودمش همسایمون تخم مرغ بشکنه براش گفتم شاید چشم خورده بخدا بس خودمو لعنت میفرستم نمیخام ناشکری کنم خدا یا شکرتت

دقیقا یاد روزای خودم تو بارداری دوم افتادم هنوزم خاطراتمو مرور میکنم گریه ام میگیره دختر من گریه هاش بخاطر یبوست بود بعدشم بخاطر قشقرق ها کلا دخترم تحریک پذیری بالایی داره سر هر چیزی کلی گریه میکنه حالا شما خودت دقت کن سر چی انقدر گریه میکنه مثلا میگی مهمونی اینا تحمل جای شلوغ ندارن

بارداری و بچه کوچک واقعا سخته عزیزم درک میکنم

هنوز صحبت نمیکنه؟

بچه منم‌همینه دیگ ابرو برام‌نمونده اون جیغ میزنه منم کم‌میارم الان بعد ی هفته صبرم‌لبریز شد ن تنها جیغ و دادشو باید کنترل کنم ی رابطه مزخرفی با بابابش داره تا باباش میاد این جیغ و داد را میندازه سر هر چیزی با باباش دعوا میگیره بعد میاد پیش من‌میگ باید بلند شی بغلم‌کنی ..دیگ کم‌اوردم الان دیگ ترکیدم کلی داد زدم‌سر جفتشون‌اومدم تو ترانس نشستم دیگ ابرو برام‌نمونده حس میکنم‌همه مخل راجب ما حرف میزنن

عزیزم دکتر متخصص بردید شاید دردی چیزی داره کن داداشم از نوزادی خیلی گریه میکرد آخر فهمیدیم فتق داره بچه نوزاد عمل کردیم آرام شد پسر عمم هم خیلی گریه میکرد دکتر زیاد بردن یکی از دکتر ها فهمید تو دوران بارداری عمم یه نوع دارو خورده اون باعث سنگ ریز کوچیک تو کلیه بچه شده بود

سوال های مرتبط

مامان ملیسا🩷 مامان ملیسا🩷 ۲ سالگی
سلام خانوما اومدم یکم درد دل کنم باهاتون
لطفاً قضاوت نکنید 😔😐

دخترم روزی نیس که دوسه بار گریه نکنه و بهانه
نگیره من به یه بار تحمل میکنم به تو بار تحمل
میکنم بخدا به بار سوم نمیتونم خب حرف میزنم
هرکاری میکنم آرام نمیشه هر روز ساعت
چهار اینا میبرم بیرون دور میزنیم خودش هم
خیلی لاغر شده از قبل من فک میکردم از
بارداریم هست نه از قبل هم همینجوری بود
به هرچیز گریه می‌کنه حتا بعضی موقع ها
دستش کسیفمیشه یا تماغش بیاد گریه می‌کنه نمیگه که مامان تمیز کن ماشاالله خب حرف میزنه همه چیو بلده
بعضی موقع ها داد میزنم سرش واقعا دست
خودم نیس خودمم خیلی عصابی میشیم
اما جلو دخترم مجبورم کنترل کنم خودم باردار
که شودم خیلی بد اخلاق شودم دست خودم
نیس فک کنم از هورمونه‌ 😥 عزاب وجدان
میگیرم با خودم میگم کاش حرف شوهرمو
قبول نمی‌کردم و به بچه دوم فک نمی‌کردم
میگم ناشکری نمیکنم هرجوری دارم کنار
میام 😭😭نکنه به حق دخترم زلم کردم
خدایا من مامان خوبی نبودم 😔😥

اونایی که بارداری دومتون هست آیا
بچه های شماهم هم بهانه میگیره و کارش
شده گریه یا فقد دختر من اینجوریه
وگرنه ابجیم نزدیکه با پسر ابجیم بعضی
موقع ها بازی بعضی موقع ها دعوا میکنن
هم دیگه رو میزنن پسر ابجیم سه سالشه
واقعاً کم آوردم لطفاً یکم دل داریم بدید 🥺
هم دارم به خودم ضربه میزنم هم به دخترم
هم اون بی گناه که تو شکممه خدایاااااا😭😭


فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری
فرزند پروری فرزند پروری فرزند
فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری
فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری فرزند پروری
مامان گردو🎀 مامان گردو🎀 ۳ سالگی
خانمای عزیز
طبق تاپیک قبلی دیروزم من شربت پدیابست اسلیپ گرفتم
.
از شانسم دخترم عصر کمی از ۴گذشته خوابید شش وده دقیقه یا یه ربع گذشته بیدار شد
قبل شام یه سوسیس خام خورد(نمیدم بهش،چون تو نایلون خریدم دیده بود برداشت)
۹شب از پدیابست اسلیپ دادم(روش نوشته بود ۵میلی من محض احتیاط واسه اولین بار ۲/۵ دادم)

شام نیمرو دادم بهش و نصف استکان خودش که کوچولوئه دوغ خورده بود
.
بعد نیم ساعت کم کم خواب‌آلو شد و کمی نق میزد..گفتم شاید خوابش میاد واسه همینه نق میزنه
ولی تا ۱۰شب گاهی حالت گریه مانند میکرد یا نق میزد.چشماش بسته میشد ولی بعد باز میکرد و باز نق میزد......۱۰شب رو گذشته کم کم خوابش برد
تو خواب وول میخورد و حالت گریه داشت(خیلی عذر میخوام اینو میگم"کمی هم باد ول کرد" چندين بار تکرارکرد تو خواب)
بعد اینکه باد در کرده بود تو خواب و بیداری از ساعت ۱۱شب آروم گرفت و دیگه گریه و نق نداشت
۹صبح بیدار شد و کاملا پرانرژی بود
قبلا هم گاهی که زود می‌خوابید و صبح ۸یا ۹ بیدار میشد حالش به شدت خوبی امروز نبود
شوهرم به خاطر گریه و بیقراری دیشبش میگه نده دیگه.....شما بگید!! الان من بدم یا نه؟؟
حالت دیشبش به خاطر ساعت بیدارشدنش و خورد و خوراکش نبوده باشه؟؟
ممنون میشم راهنمایی کنید