۸ پاسخ

شاید زیاد براش هرچی خواسته خریدی ذوق نداره
پسرمنم ی مدت اینجوری بود دوچرخه تولدش خرید مامانم براش خوشحال نشد
الان کم کم داره یکم بهتر میشه

همون تو مغازه جیغ و گریه می‌کنن آبروی ما رومیبرن که بخربخر دیگه به بعد میوفته گوشه کمد فقط فیلم ،گوشی ،فیلم، گوشی 🙃🫠

پسرمن شاید تا وقتیک برسیم خونه چنددیقه بازی کنه میره کنار بقیه اسباب بازیاش دیگ جدید نیست
خدانکنع پیش کسی چیزی ببینه بااینک خودش بهترینا و همه چی داره قشقرقی بپا میکنه
یا همین الان توبازار ی ماشین باز خرید بخدا الان پارک میکنه کنار بفیه

من برای پسرم به ندرت وسیله بازی واسباب بازی میگیرم .هروقت بگیریم کلی ذوق داره وتا به مدت با خودش همه جا میبره نشون میده .
شما از الان تا چندماه اینده چیزی نخر بذار با همون قبلی ها سرگرم بشه حتی متخصص کودک هم همینو میگفت اینجوری فقط بچه پر توقع میشه وقدر نمیدونه چه برسه به اینکه ذوق کنه

جانا چیزی براش بخریم کلی ذوق و تشکر میکنه و تا مدت ها همه جا با خودش میبره و باهاش سرکرمه

پسرمنم همین طوره دوچرخه ازخردادخریدیم اصلاسوارنمیشه یادبگیره بیرون بردیم این وراون وراصلاخوشش نمیادالان چندماهه گوشه خونست🥴

منکه اینقد وسیله گرفتم براشون هیچی جذاب نیس براشون ۱۰ دیقه بازی میکنن بعد خراب میکنن میندازیم دور 😑

زیاد براش وسیله می‌خرین؟

سوال های مرتبط

مامان مملی مامان مملی ۳ سالگی
پسرم ده روز پیشم بود بعد باباش اومد دنبالش بردش شمال موقعی ک پیش من بود میگفت میخام پیشت بمونم دیگه نمیرم پیش بابام وقتی باباش اومد دنبالش بدو بدو رفت پیشش ده روز هم پیش اون بود امروز اورد بهم بده بچم انقد گریه کرد اصلا نیومد بغلم چسبیده بود ب باباش میخواست باهاش بره سوارش کرد ماشین گفت ببرم یه دوری بزنم شام بخوریم دوباره میارمش نیم ساعت بعد پیام داد گفت مسیر خونتون رو بلده میام اونطرف گریه میگنه میگه نریم تو بیا اینجا بگیرش من رفتم رستوران دیدم بازم نمیاد بغلم چسبید ب باباش هرچی بهش گفتم بیا بریم برات خوراکی بخرم اسباب بازی بخرم خانه بازی ببرمت اصلا نیومد گفتم ببریمش پارک اونجا مشغول بازی میشه تو یواش برو دیگه رسیدیم پارک رفت سوار قطار شد باباش رفت دو سه تا بازی کرد یهو گفت بابام کجاس میخام با بابام برم پارک نیاوران گفتم حالا رفته سر کار بعدا میاد دنبالت دیگه بردمش فروشگاه براش خرید کردم خوشحال شد دیگه گریه نکرد اومد خونه خوابید ولی همش میگفت میخام برم پیش بابام خیلی دلم براش سوخت خیلی ناراحتم باباشم خیلی باهام حرف نزد گفتم بچه دوس داره پیش تو باشه صب تا عصر ک میری سرکار بزارش مهد کودک منم میام تهران زندگی میکنم هفته ای سه چهار روز پیش من باشه گفت کجا میخای بمونی گفتم خونه ی خودم یا کار پیدا میکنم دیگه هیچی نگفت وقتی رفت دوتا اهنگ گذاشت رو پروفایل تلگرامش نمیدونم واقعا چیکار کنم اون ک انقد غرور داره اصلا حرفی نمیزنه منم دلم نمیخواد دوباره خودمو کوچیک کنم و برگردم سر زندگیش این وسط بچه مونده بین ما دلم برای بچم میسوزه 🥹🥹🥹 این آهنگا رو گذاشته رو پروفایل تلگرامش نمیدونم تکلیفش با خودش چیه اصلا