تجربه زایمان من
🗨️من از 31 هفته ماما همراه گرفته بودم و هفته های اخر ورزش میکردم و پیاده روی نسبی هم داشتم.. تا اینکه تو 37هفته ماما منو معاینه کرد و گف لگنت ی مقدار محدوده ولی شرایطت خیلی خوبه سر بچه قشنگ تو لگنه و فلان.... و گفت ک اینا همش اوکیه و با ورزش کردن اونم درست میشه و خیالت راحت و این حرفا.. 😐 منم دیگه ورزش میکردم و پیاده روی هم داشتم حتی تحرکمم تو ده روز اخری بیشتر از همیشه بود... تا اینکه گفتم بزار پیش دکترمم برم محض احتیاط...هفته بعدش رفتم و معاینه شدم و گفت ک لگنت اصلا برا طبیعی مناسب نیس بچتم ریز میز نیس ک راحت رد بشع چون ی طرف لگنت استخونش نزدیک تره به هم و بچه باید از طرف خلفش بیاد بیرون و این حرفا و گف برو روزای اخر برو سونو ببین اگ وزن بچت ب 4 رسید نامه میدم برا اورژانسی... ولی من حالا درسته بچم ریز نبود ولی دیگه تو یه هفته مگه چقد اضافه می‌کرد ک بشه4 کیلو اونم تازه کمتر از ی هفته.. اخه تو سونو همون روز ک انجام دادم3440 بود و غیر ممکن ک ب چهار برسه....💬 :

تصویر
۷ پاسخ

بعدش..

مامات کی بود؟

خب چیشد

بقیش؟؟

خب؟ حرف دکتر درست در اومد یا ماما؟

خببب🫠🫠

اها بقیه اش

سوال های مرتبط

مامان آراد جون مامان آراد جون ۷ ماهگی
#پارت اول

از اونجایی ک من از اول تحت مراقب بهداشت هم بودم همش بهم میگفتن لگنت مناسبه زایمان طبیعی و دیگران هم تشویق میکردن ب زایمان طبیعی تصمیم من شد زایمان طبیعی چون من دیده بودم اونایی ک دور اطرافم زایمان سزارین کردن شاید حین زایمان چیزی حس نکردن ولی همین ک زایمان تموم شده چقد بعدش دچار درد و عوارض بعد از سزارین شدن خلاصه ک من از ۳۶ هفته دنبال پیدا کردن ماما همراه شدم رفتم ی کلینیک قرار بستم و قرار شد چهار جلسه فشرده برم ورزش کنم کنارش ورزش تو خونه و تغذیه مناسب و رابطه بدون جلوگیری پله و پیاده روی و شیاف گل مغربی هم داشته باشم
۳۷ هفته و ۲ روز بودم ک قرار شد برم جای دکترم برای معاینه لگنی
اینم بگم قبل رفتن ب معاینه دوسه روز بود هم زیاد ورزش میکردم هم پیاده روی نیم ساعت داشتم هرروز
هم اینکه ورزش های لگنی تو خونه و پله هم میرفتم چون خونمون پله زیاد داره
خلاصه شب شد رفتم دکتر تنها شوهرم نیومد چون سرکار بود منم دیگه از اونجایی ک فعالیت و تحرک و پیاده روی برام خوب بود از خدا خواسته بودم خودم رفتم معاینه ک کرد دکترم گف خیلی خوبه لگنت برای زایمان طبیعی دهانه رحمت بسته اس تا دوهفته دیگه هم زایمان نمیکنی سر بچه هم هنوز تو لگن نیومده منم باخیال راحت اومدم خونه البته بازم پیاده روی کردم بعداز مطب رفتن اومدم خونه و مشغول پختن شام شدم....
مامان مهراد مامان مهراد ۱۴ ماهگی
سلام اومدم تجربه خودمو از زایمان طبیعی براتون تعریف کنم

دقیقا شنبه گذشته من تو 38 هفته و 3 روز معاینه شدم اونجا گفت ک یک سانت دهانه رحمت بازه ولی سر بچه هنوز کامل نیومده تو لگن که بچسبه به دهانه رحم که فشار بیاره دهانه رحمت بیشتر باز بشه فقط برو پیاده روی و ورزش کن سرش بیاد پایین دیگه از همون شنبه تا 3 شنبه هرروز ورزش و دوساعت پیاده روی بدون وقفه داشتم دوباره 3 شنبه رفتم معاینه شدم گفت 2 سانت شده دهانه رحمت ولی تحریکش کردم ک بیشتر بشه اومدم خونه همچنان پیاده روی و ورزش فرداش ظهر رفتم حموم که زیر دوش آب گرم اسکات بزنم دیدم خیلی حالت تهوع دارم پ سرگیجه شدید اومدم بیرون مامانم گفت رنگ و رخت یه جوری شده معلومه وقت زایمانته دیگه رفتیم بیمارستان امام رضا ساعت 4 بود معاینه شدم گفت دوسانت و نیمی ولی سر بچه هنوز بالاست برو پیاده روی کن ساعت 8 دوباره بیا منم ک دیگه خسته از پیاده روی و ورزش همه پاهام زخم بود و تاول زده بود تو این چند روز ک پیاده روی میکردم
مامان ߊ‌ܣورߊ🩵 مامان ߊ‌ܣورߊ🩵 روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان من
پارت دوم
خلاصه منم چن روز بعدش دوباره رفتم پیش ماما برا معاینه تو این مدتم ناامید نشده بودم و ورزشامو میکردم... رفتم معاینه شدم حالا اون ک تا قبل همه اینا کلی امیدواری بهم داده بود اما تا تعریف کردم ک دکترم اینجوری گفته... گف ک اره درسته شرایطت اوکی نیس و فلان باید ی فکری ب حال خودت بکنی و این چیزا.... حالا منو تصور کنین دو روز مونده ب تاریخ زایمانم چ کاری میتونم بکنم واقعا😐😑!
خلاصه من همون روز ان اس تی گرفتم اوکی بود و رفتم خونه... حالا شاید بگین چرا نرفتی سزارین اختیاری... چون واقعا من تا روز اخر ب طبیعی فک میکردم و اصلا از هیچ نظر اماده سزارین نبودم... اما بازم همون روز رفتم و از بیمارستان سوال کردم برا شرایطش حتی...)
ولی هزینه هاا خیلی بیشتر ازونی بود ک ما تو اون روز اخر پس انداز داشتیم چون فک نمی‌کردیم اینجوری شه.. من هنوز باید نامه از دکتر میگرفتم نامه ای ک دروغ و کلک نبود و من باید ده تومن بابتش پرداخت میکردم تا بتونم برم سزارین و تازه اونجاهم سزارین اورژانسی حساب نمیشدم 💔
(برا کسایی ک نمیدونن شرایط لگن اصلا جز وضعیت های اورژانسی ب حساب نمیاد حتی اگ نامه داشته باشی)
مامان هانی🍒 مامان هانی🍒 ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی من پارت 3
تا دکتر برسه ماما ها و ماما همراه آمادم کردنو بهم گفتن زور نزن منم فقط نفس میکشیدم تو دردا و همه میگفتن ماشا.. به این پیشرفت دکتر رسید بلافاصله با انقباض بعدی گفت زور بزن و منم پاهامو جمع کردم داخل شکم و با این درد ک نیومد با درد بعدیم بچه به دنیا اومد و صدای گریه اش پیچید تو اتاق 🥰 دکترم و ماما همراه و ماماهای بخش همه میگفتن باید چنتا دیگم بیاری اینقدر خوش زایمانی ...و اینجوری من تو یکساعت از چهار سانت شدم فول و زایمانی شدم ...
بخیه خوردم و بعدش پس دردا خیلی اذیتم میکرد وگرنه همه چی خوب بود ...
نکته اینکه از بیست و پنج هفته ورزش لگنی انجام میدادم از سی هفته تقریبا هر روز ورزش لگنی و پیاده روی تقریبا منظم بیست دقیقه تا نیم ساعت
موقع زایمان هم ورزش کردیم همون‌طور ک گفتم ک این باعث شد سر بچه سریع بیاد پایین
من تازه همون روز عصر نوبت سونو داشتم نمی‌دونستم وزن حدودیشو ولی وزنش 3و 400بود و من فک میکردم نهایتا سه باشه .
مامان فسقلی مامان فسقلی ۶ ماهگی
پارت دوم....

بعد دیگه ۳۶ هفته که رفتم بهم گف داروهامو قطع کنم و پیاده روی. ورزش رو شروع کنم و رابطه هم داشته باشم..‌. من فقط بیشتر پیاده روی کردم و یه چندباری اسکات میزدم چون لگنم درد میکرد این ماه اخر نمیتونستم اصلا...و هم اینکه ماه درد داشتم دل درد و کمر درد پریودی ولی قابل تحمل بودن ....بعد به دکترمم از اول گفته بودم من نمیخام تا ۴۰ هفته زایمان کنم حتی خودشم بهم گف تو تا ۳۷ یا ۳۸ هفته بیشتر نمیرسی ولی خب چون شیاف و امپول استفاده کرده بودم تو گهواره هم خیلیا رو دیده بودم که میگفتن دهانه ی رحم رو سفت میکنه میترسیدم طولانی بشه ولی خب خداروشکر برای من اینجوری نشد...
دیگه دکترم گف ۳۸ هفته بیا که معاینه ی لگنی و تحریکی انجام بدم ، دیگه منم که ۳۸ هفته و ۳ روز رفتم معاینم کرد راستش یه کوچولو درد داشت ولی قابل تحمل بود بهم گف خیلی لگنت و رحمت خوبه الان یه سانتی بعد تحریکی انجام داد شدم سه سانت.، گف برو ورزش کن و پیاده روی کن و شیاف گل مغربی برام نوشت که استفاده کنم(که اصلا به استفاده هم نرسید😅) که گف صددرصدتا اخر هفته زایمان میکنی ولی بنظرم دستش برام خیلی خوب بود..منم خیلی خوشحال شدم همون روز تا شب پیاده روی کردم و بعد رفتم دوش اب گرم گرفتم و کمرمو ماساژ دادم... دیگه بعد از ساعتای یک شب درد داشتم از درد پریودی بیشتر


ادامه پارت بعدی....