۶ پاسخ

من دخترم از اول فقط ب منو باباش عادت کرده مخصوصا من ،چون رفت و امدمون خیلییی کمه بخاطر همین دنبال کسی گریه نمیکنه مگه اینکه فقط مامانم

از تنهاییه
ببرش مهد با هم سن و سالاش بازی کنه

دختر منم همینه وقتی میره خونه مادرشوهرم طبقه بالا تو یه ساختمونیم باید به زور گریه و کلی ادا اطفار بیارمش میره میچسبه به عموهاش که نمیام پایین بخدا اونقد حرصم میگیره از این کاراش که میخوام سرمو بکوبم به دیوار

پسر منم همینه باهاش با صبوری رفتار میکنیم

دختر منم همینه دنیال همه گریه میکنه الا خودم باباش کسی بیاد خونمون حق نداره بره خودشم جایی بره باید با دعوا گریه بیارمش

بچه های ما هم همینه از تنهایی حق دارن حوصلشون سر میره چاره ای نیس دیگه خواهر پسر من ن عمو داره نه عمو همش کوچس یا پارک

سوال های مرتبط

مامان ساحل مامان ساحل ۳ سالگی
سلام خوبید چه خبرا من که دیگه دارم میمیرم از دست این بچه نمی‌فهمم چی کنم حالم بده دلم میخواد بزارم برم راحت بشم دیگه نمیکشم کل دیروز فقط غر زد دیشبم فقط گریه بهونه الکی همش میگه بریم بیرون بریم خونه مادرشوهرم میریم اونجا میگه برگردیم خونه میخوایم برگردیم تاکسی میگیرم بریم میگه من نمیام دنبال همه گریه میکنه خستم کرد خونه هرکس بریم بت گریه میاد خونه هرکسی هم بیاد خونمون اینقدر گریه میکنه که نرن خونشون یا منم باهاشون برم همه میگن از تنهایی هست هم بازی میخواد خواستم بزارم مهد اینجا که هستیم شهرستان هست کلن ۳ تا دونه مهد ذاره رفتم دیدم اصلا به درد نمی‌خورد گفتم بزارمش مهد چهارتا فوشم یاد میگیره همین الانشم چندتا یادگرفته تا ناراحت میشه دعواش میشه اونا رو میگه اینقدر اطرافیان گفتن بچه دوم بیار خوب میشه فکرم درگیرش شده اما میدونم بیارم اوضاع بدتر میشه دیشب از دست کاراش نشستم گریه کردم اینقدر لجباز شده میگن نکن بدتر میشه انگار فقط میخواد لج منو دربیاره با من طرف بشه اصلا ازم حساب نمی‌بره فقط انگار دوتا خواهریم تا مادر دختر