۶ پاسخ

ماشالله🥰

هزار ماشاالله 🤤

ماشاالله چی ناز خوشگله 💋💋♥ دلم میخاد بخورمش

ماشاالله
چشم بد ازش دور
انشاالله همیشه شاد باشه و سالم
خدا برات حفظش کنه
دلت پاکه برای منم دعا کن

ای ننههههه
خیلی خوشگله😍
آدم دلش میره🤤🥹

ماشالله عزیزم چ نازهههه❤️😍

سوال های مرتبط

مامان آریا🍓 مامان آریا🍓 ۳ ماهگی
مامان ِ هــــانا🩷🎀 مامان ِ هــــانا🩷🎀 ۳ ماهگی
یازده سال حسرت یازده سال انتظار یازده سال دعا و اشک
خدایا، تو می‌دونی توی این یازده سال به من چی گذشت
چند شب با چشم‌های خیس خوابیدم، چند بار با دیدن آغوش مادری برای فرزندش، دلم لرزید و چند بار از ته دل پرسیدم پس کی نوبت من می‌شه؟
یازده سال با حسرتِ شنیدن کلمه‌ی مامان زندگی کردم
یازده سال دلم می‌خواست دستی کوچیک توی دستم باشه، صدای خنده‌ای توی خونه‌ام بپیچه و کسی با تمام وجودش منو مامان صدا کنه
یازده سال برای آغوشی دعا کردم که هنوز خالی بود برای قلبی که می‌خواست مادر باشه و برای عشقی که تمام وجودم آماده‌ی بخشیدنش بود
گاهی خسته شدم گاهی شکستم گاهی لبخند زدم درحالی‌که قلبم پر از بغض بود اما تهِ تمام ناامیدی‌هام هنوز یک گوشه از دلم به معجزه‌ی خدا ایمان داشت
و سرانجام بعد از یازده سال چشم‌انتظاری خدا صدای قلبم رو شنید
خدایا تو همون کسی رو به من دادی که یازده سال با اشک و دعا ازت خواسته بودم همون فرشته‌ای که قبل از دیدنش عاشقش بودم و قبل از شنیدن صدای گریه‌اش هزار بار توی خیالم صدای خنده‌هاش رو شنیده بودم
عزیزِ دلِ مامان تو فقط یه بچه نیستی تو جوابِ یازده سال دعای منی تو پایانِ روزهای حسرتی تو قشنگ‌ترین دلیلِ اشک‌های شوق منی
تو اومدی تا بهم ثابت کنی بعضی از قشنگ‌ترین معجزه‌های زندگی دیر می‌رسن اما وقتی میان تمام دردهای گذشته رو با عشقشون در آغوش می‌گیرن
الهی فدای تک‌تک نفس‌هات بشم فرشته‌ی کوچولوی من
من یازده سال منتظرت موندم اما حالا حاضرم تمام عمرم رو عاشقانه به پات بریزم
خدایا شکرت که بعد از یازده سال حسرت من هم طعم شیرین مادر شدن رو چشیدم
بعضی آرزوها دیر به آغوش می‌رسن اما وقتی می‌رسن تمام دنیا رو برای آدم از نو می‌سازن
مامان دیار👶🏻🤱🏻 مامان دیار👶🏻🤱🏻 ۶ ماهگی
👶🏻پسرم…
مادر شدنت شبیه هیچ‌کدوم از رویاهایی که قبلش داشتم نبود…
کسی از شب‌های بی‌پایان نگفته بود،
از چشم‌هایی که با خستگی می‌سوزن ولی با یه صدای کوچیک بیدار میشن…
از دل‌نگرونی‌هایی که بی‌دعوت میان و توی دل آدم خونه می‌کنن.

من مادر شدم،
با دست‌هایی که گاهی از خستگی می‌لرزن،
با چشم‌هایی که خواب رو فراموش کردن،
با قلبی که از همون لحظه‌ی اول، دیگه فقط برای تو می‌تپه.

راستش رو بخوای…
بزرگ کردنت همیشه قشنگ و آروم نیست،
گاهی سخت میشه، خیلی سخت…
گاهی بین گریه‌هات، بی‌خوابی‌هام، و روزهای تکراری
یه لحظه‌هایی هست که آدم کم میاره…
که دلش می‌خواد فقط چند دقیقه،
هیچ‌چیز نباشه جز سکوت.

اما درست همون لحظه‌ها…
تو با یه لبخند کوچیک،
با یه نگاه معصوم،
یا وقتی دستای کوچولوتو دورم حلقه می‌کنی،
یه کاری می‌کنی که همه‌ی خستگی‌ها رنگ ببازن.

پسرم…
تو دلیل بیدار موندن‌های منی،
دلیل خستگی‌هام…
اما قشنگ‌ترین دلیل زندگی من هم هستی.

تو به من یاد دادی
که عشق می‌تونه بی‌حد و مرز باشه،
می‌تونه توی دلِ خستگی‌ها هم رشد کنه،
می‌تونه آدم رو قوی‌تر از چیزی که فکر می‌کنه بسازه.

و من…
با تمام شب‌های بی‌خواب،
با تمام لحظه‌های سخت،
باز هم اگر به عقب برگردم
هزار بار دیگه انتخابت می‌کنم.

چون تو…
شیرین‌ترین خستگیِ دنیای منی،
قشنگ‌ترین سختیِ زندگی من،
و تمام قلب من💙...
مامان آریا 👶🏻🩵 مامان آریا 👶🏻🩵 ۱ سالگی
روزت مبارک پسرک خونه👶🐣




آریای کوچولوی مامان…
هنوز فقط یه ماهه که اومدی توی دنیای ما،
ولی انگار هزار ساله که دلم با تو گره خورده…
امروز روز پسره، و چه افتخاری بالاتر از این‌که من حالا مامان یه پسرم…
یه پسر به اسم "آریا"
که نفس‌هامو به خودش بند کرده.

آریا جانم،
تو فقط یه نوزادی کوچولویی که تازه داری دنیا رو کشف می‌کنی،
اما برای من شدی یه دنیای کامل…
با هر حرکت دست کوچولوت،
با هر خمیازه‌ی شیرینت،
با هر بار که چشماتو باز می‌کنی و نگام می‌کنی…
دلم ضعف میره.

من هنوز باورم نمیشه
این همون موجود کوچولویی که یه روز با لگد هاش دلمو میلرزوند
حالا تو بغل من، یه تکه از قلبم داره نفس می‌کشه.

آریا جانم،
مامانت قول میده همیشه کنارت باشه
تو غم‌هات، تو شادی‌هات،
وقتی که راه میری، می‌دوی، حرف می‌زنی، شیطنت می‌کنی،
و حتی وقتی فقط تو خواب، آروم تو بغلمی…

تو شدی دلیل قشنگ‌ترین خستگی‌هام
و من از خدا فقط سلامتی‌تو می‌خوام،
که بزرگ شی،
آدم خوبی بشی،
و هیچ‌وقت لبخند از لب‌هات نیفته.

پسر قشنگم،
روزت مبارک عشقم
ممنونم که اومدی،
و دنیای منو برای همیشه عوض کردی.🥲❤️