یازده سال حسرت یازده سال انتظار یازده سال دعا و اشک
خدایا، تو می‌دونی توی این یازده سال به من چی گذشت
چند شب با چشم‌های خیس خوابیدم، چند بار با دیدن آغوش مادری برای فرزندش، دلم لرزید و چند بار از ته دل پرسیدم پس کی نوبت من می‌شه؟
یازده سال با حسرتِ شنیدن کلمه‌ی مامان زندگی کردم
یازده سال دلم می‌خواست دستی کوچیک توی دستم باشه، صدای خنده‌ای توی خونه‌ام بپیچه و کسی با تمام وجودش منو مامان صدا کنه
یازده سال برای آغوشی دعا کردم که هنوز خالی بود برای قلبی که می‌خواست مادر باشه و برای عشقی که تمام وجودم آماده‌ی بخشیدنش بود
گاهی خسته شدم گاهی شکستم گاهی لبخند زدم درحالی‌که قلبم پر از بغض بود اما تهِ تمام ناامیدی‌هام هنوز یک گوشه از دلم به معجزه‌ی خدا ایمان داشت
و سرانجام بعد از یازده سال چشم‌انتظاری خدا صدای قلبم رو شنید
خدایا تو همون کسی رو به من دادی که یازده سال با اشک و دعا ازت خواسته بودم همون فرشته‌ای که قبل از دیدنش عاشقش بودم و قبل از شنیدن صدای گریه‌اش هزار بار توی خیالم صدای خنده‌هاش رو شنیده بودم
عزیزِ دلِ مامان تو فقط یه بچه نیستی تو جوابِ یازده سال دعای منی تو پایانِ روزهای حسرتی تو قشنگ‌ترین دلیلِ اشک‌های شوق منی
تو اومدی تا بهم ثابت کنی بعضی از قشنگ‌ترین معجزه‌های زندگی دیر می‌رسن اما وقتی میان تمام دردهای گذشته رو با عشقشون در آغوش می‌گیرن
الهی فدای تک‌تک نفس‌هات بشم فرشته‌ی کوچولوی من
من یازده سال منتظرت موندم اما حالا حاضرم تمام عمرم رو عاشقانه به پات بریزم
خدایا شکرت که بعد از یازده سال حسرت من هم طعم شیرین مادر شدن رو چشیدم
بعضی آرزوها دیر به آغوش می‌رسن اما وقتی می‌رسن تمام دنیا رو برای آدم از نو می‌سازن

تصویر
۱۶ پاسخ

این تاپیکو زدم تا به تویی که چشم انتظاری بگم ناامید نشو خدا هیچوقت دیر نمیکنه هر وقت ب صلاحت باشه خدا معجزشو نشون میده 😍🥰

خدا هانا رو حفظ کنه
طبیعی باردار شدید؟
کار خاصی کرده بودید؟؟؟

خدایا شکرت 😍🌿

عزیزم ۱۱ سال چقدر منی توام

منم یه روزارو گذروندم


خیلییییی سخته

حرفای دل منو زدی

خدا برات ببخشه دختر گلتو

خداروشکر خدا برات حفظش کنه مامانش

منی ک۱۲ساله منتظرم 💔چ قد با متن قشنگت امیدوار شدم

خدا هانا کوچولو رو براتون حفظ کنه ان شالله🥺❤️
ان شالله همه چشم انتظارا دامنشون سبز بشه بحق حضرت فاطمه🌸
طعم شیرین و ناب مادر شدن ب کامت عزیزم❤️❤️❤️❤️

خدا محافظ همه نی نی ها باشه الهی🙏🙏🙏

منم بعد ۹ سال باردار شدم میدونم چقدر سخته خدا برای شما هم حفظ کنه عزیزم الهی روزی همه چشم انتظارها دامنشون سبز بشه 🙏🏻

منم بعد ۴سال دکتر اینا قبل دخترم باردار شدم سقط شد بعدش دخترمو باردار شدم بعد ۳ سال هم پسرمو خداروشکر بابت نعمتت الان همش برا دختر عمم دعا میکنم ۱۰سال ازدواج کرد بچه نداره دعا کنید باردار بشه😔

خدا رو شکر
خدا کوچولوتو برات حفظش کنه

عالی نوشتی عالی👍👍❤️🌹🌹🌹🌹🌹🫂🫂🫂

من خودم شاعرم اما چقدر جمله های زیبایی گفتی انقدر قشنگ نوشتی ک تک تک کلمات رو با تمام وجودم ن با تمام روحم حس کردم خدایا شکرت،ک مادرشدی عزیزم منم بعد از ۷سال و دوبار سقط خدا بهم بچه داده،و برای منم شبیه ب معجزه س فقط گاهی ک خسته میشم نمی تونم خودم رو کنترل کنم و ناخواسته ی چیزایی ب بچه میگم ک بعدش پشیمون میشم انقدر قشنگ نوشتی ک ب خودم اومدم دیگ هیچ وقت بد خلقی نمی کنم و سعی می کنم صبورتر باشم و تمام سختی هاش رو ب جون می خرم با وجود مشکل کمردرد و پشت دردی ک دارم....

خداروشکر 🌹🙏🏻

خدا نینی تو حفظ کنه عزیزم

خدااایا شکرت🥹😍😍

سوال های مرتبط

مامان دیار👶🏻🤱🏻 مامان دیار👶🏻🤱🏻 ۶ ماهگی
👶🏻پسرم…
مادر شدنت شبیه هیچ‌کدوم از رویاهایی که قبلش داشتم نبود…
کسی از شب‌های بی‌پایان نگفته بود،
از چشم‌هایی که با خستگی می‌سوزن ولی با یه صدای کوچیک بیدار میشن…
از دل‌نگرونی‌هایی که بی‌دعوت میان و توی دل آدم خونه می‌کنن.

من مادر شدم،
با دست‌هایی که گاهی از خستگی می‌لرزن،
با چشم‌هایی که خواب رو فراموش کردن،
با قلبی که از همون لحظه‌ی اول، دیگه فقط برای تو می‌تپه.

راستش رو بخوای…
بزرگ کردنت همیشه قشنگ و آروم نیست،
گاهی سخت میشه، خیلی سخت…
گاهی بین گریه‌هات، بی‌خوابی‌هام، و روزهای تکراری
یه لحظه‌هایی هست که آدم کم میاره…
که دلش می‌خواد فقط چند دقیقه،
هیچ‌چیز نباشه جز سکوت.

اما درست همون لحظه‌ها…
تو با یه لبخند کوچیک،
با یه نگاه معصوم،
یا وقتی دستای کوچولوتو دورم حلقه می‌کنی،
یه کاری می‌کنی که همه‌ی خستگی‌ها رنگ ببازن.

پسرم…
تو دلیل بیدار موندن‌های منی،
دلیل خستگی‌هام…
اما قشنگ‌ترین دلیل زندگی من هم هستی.

تو به من یاد دادی
که عشق می‌تونه بی‌حد و مرز باشه،
می‌تونه توی دلِ خستگی‌ها هم رشد کنه،
می‌تونه آدم رو قوی‌تر از چیزی که فکر می‌کنه بسازه.

و من…
با تمام شب‌های بی‌خواب،
با تمام لحظه‌های سخت،
باز هم اگر به عقب برگردم
هزار بار دیگه انتخابت می‌کنم.

چون تو…
شیرین‌ترین خستگیِ دنیای منی،
قشنگ‌ترین سختیِ زندگی من،
و تمام قلب من💙...
مامان آیهان و آرمان🩵 مامان آیهان و آرمان🩵 ۴ ماهگی
دو ساله که اومدی و دنیای من دیگه شبیه قبل نیست… 💙

دو ساله که با خنده‌هات دلم می‌لرزه، با ناراحتی‌هات دلم می‌گیره و با هر قدم کوچولوت، انگار خودم دوباره زندگی کردن رو یاد می‌گیرم.

پسر کوچولوی من، شاید وقتی بزرگ بشی یادت نیاد مامانت چقدر شب‌ها کنارت بیدار موند، چقدر با دیدن لبخندت خستگی‌هاش رو فراموش کرد و چقدر تمام وجودش رو برای خوشبختی تو گذاشت…
اما من هیچ‌وقت این دو سال رو فراموش نمی‌کنم. 🤍

و حالا توی دو سالگیت، یه داداش کوچولوی دوست‌داشتنی هم کنارته؛ یه کوچولوی دیگه که قراره باهاش بزرگ بشی، بخندی، بازی کنی و هزاران خاطره‌ی قشنگ بسازی. 🥹💙
امیدوارم همیشه پشت و پناه هم باشید و هیچ‌وقت قدر داشتن همدیگه رو فراموش نکنید.

تو فقط پسر من نیستی؛
تو یکی از قشنگ‌ترین قسمت‌های قلب منی، دلیل خیلی از لبخندهای منی و عشقی هستی که هیچ کلمه‌ای نمی‌تونه اندازه‌ش رو توصیف کنه.

امروز دو ساله شدی، اما برای من هنوز همون نوزاد کوچولویی هستی که اولین بار بغلت کردم و دلم گفت: «این عشق، تا همیشه ادامه داره…» 🥹

تولدت مبارک پسر قشنگم،
الهی همیشه سالم، خوشحال و سربلند باشی و من سال‌های سال شاهد بزرگ شدنت و بزرگ شدن تو و داداش کوچولوت کنار هم باشم. 🤍

دو سالگیت مبارک، همه‌ی دنیای مامان. 🎂💙🫂
مامان تارا /یارا مامان تارا /یارا ۴ ماهگی
مامان mehrsam🩵 مامان mehrsam🩵 ۹ ماهگی
روزهای اول، روزهای انتظار شیرین به پایان رسید و تو اومدی، عزیز دل مادر. شب‌ها، وقتی تو رو تو آغوشم می‌گرفتم و صدای نفس‌هاتو می‌شنیدم، تمام خستگیام تموم میشد تموم تلاشم این بود که آرامشت حفظ بشه؛ شاید اینطوری بود که روی تخت دراز می‌کشیدم و هرچه لازم داشتم رو نزدیکم می‌آوردم، مبادا لحظه‌ای آرامش تو به هم بخورده همش رو دلم میخابوندمت ثابت میخابیدم که آرامش داشته باشی
چقدر صبوری کردم تو این روزها... در حالی که بعضیا از سختی‌ها و بی‌خوابی‌ها می‌گفتند، من از همین بی‌خوابی‌ها عشق می‌ساختم. با خودم میگفتم چرا انقد بی حوصله شدن بعضیا خب این هدیه رو خودتون میخاستین و خدا داد حوصلتونو به خرج بدین و مراقبش باشین از همون روزهای اول بعد از زایمان، بار مسئولیت‌ها بر دوشم بود، اما دم نزدم. صدای "راحیل، طاقت بیار" را بارها از درونم شنیدم، صدای ترق توروق استخونامو می‌شنیدم اما به خودم می‌گفتم: "تو این لحظه را خیلی انتظار کشیدی، و خدا یار و یاور توعه."
و بود...آرزوم اینه که باقی مسیر رو با همین عشق و قدرت طی کنم. کسی که طعم انتظار را چشیده، قدر این لحظات ناب را بهتر می‌دونه
گریه‌ها و خنده‌هات، هر دو نشانه‌های سلامتی توان و من براش همیشه شکرگزارم. همین که هستی، همین که در کنارم نفس می‌کشی، دنیا دنیا آرامش به من می‌دن
عمیق‌ترین آرزوم اینه که وقتی در خواب ناز هستی، تو رو در آغوشم بگیرم و آنقدر محکم فشارت بدم تا تمام دلتنگیم برطرف بشه؛ اما از از طرفی دلم نمیاد که آرامش خواب شیرین تو رو بهم بزنم مادرکم‌...