۱۵ پاسخ

منم همینطور بهونه میگیره هرچی ببینه رو میخواد بعد حرف نمیزنه نمفهممم چی می‌خواد ولی دستام رو میشورم میبینم چی میخواد اگه دیدم ساکت نمیشه محلش نمی‌دم ادامه میدم ب ظرف شستن

من نه نصفه ول میکنم‌میرم جا بچم شیرش میدم اروم میشه با خودش بازی میکنه میام سراغ کارام

میرم پیشش یچیز میزارم جلوش سرگرم میشه دوباره میرم سراغ کارم این کار صدبار طی روز تکرار میشه

من ول میکنم میرم طرفش حتی شده وسط پخت غذا خاموش کردم رفتم سراغ بچم

من نه اصلا سمتش نمیرم وچونکه دخترخودمو میشناسم و وقتی سراغش نرم بیشتر جیغ دادمیکنه ولی اخرش ساکت میشه میره بازیشومیکنه ولی تا دخترم جیغ میکشه همسرم سریع میره سمتش وبدترجیغ دادمیکشه

من یه لحظه میرم پیشش مبگم چی میخوای گشنه ش باشه یه چیز میدم سیر شه ولی بیشتر میگه بیا پیشم بمون منم یه چیز میدم دستش تا سرگرم شه تند تند کارام میکنم تموم شه اگه اهمیت ندم خونه رو میزاره رو سرش اگه کارو تعطیل کنم برم پیشش ک کارام میمونه سعی کن با یه چیز سرگرمش کنی تا کارات تموم شه

عزیزم به این فکر کن کار همشیه هست قبل بچه بد بچع ولی بچه دیگه به این دورانش بر نمیگرده هیچی مهمتر از یچه نیست که بهش برسی الان دلت واس ۲ ۳ ماهگیش تنگ نشده نگا کارا همونان ولی بچه بزرگ شده یه زمانی میاد که هرکاری میکنی بچه پیشت نمیاد دیگه

پیشش نمیرم. میفرستم بره اتاقش اسباب بازی بیاره سرگرمش میکنم تا کارم تموم بشه اگر جواب نداد آروم نشد میرم

آره من همیشه از دست کارام عصبانی میشم مثلا به ظرفا میگم شماهم بدرد نخورید بچه من مهمتر از شماهاست😡😁😅🤣😂

حالا من حس میکنم تمام وقت باید در اختیار بچه باشم اونم بد یه تلفن حرف میزنم عذاب وجدان میگیرم کع به بچه بی تفاوت بودم

همه چی حد وسطش خوبه

موقع آشپزی بیشتر وقتا دختر من خابه وقتی ام میخوام ظرف بشورم پیش باباشه شبا ناهارم باباش خونس اون موقع ام نگهمیداره
کارای خونه کردنی ام اذیت نمیکنه تا چیزی نخواد مثل آب یا شیر

دختر من اینجوری بود الان عادت کرده وقتی ظرف میشورم کاریم نداره

اینطوری بودم و الان فک میکنم واقعا چرا باید بچم گریه کنه و به کارم مشغول باشم با اعصاب خوردی
الان هر کاری باشه سعی میکنم بزارمش کنار به بچم برسم

من مجبورم برم سراغش چون داد میزنه بیشتر اعصابم خرد میشه و ممکنه اوضاع غیر قابل کنترل بشه برام

ای وااای خب شما بچه لجوج داری تربیت می‌کنی

سوال های مرتبط