۱۲ پاسخ

نه عزیزم بچه چرا باید از مادرش دور باشه هرکسی که ناراحت میشه بشه
بچه مهمتره اصلا نذار عادت کنه از خودت دور باشه دیگ کنارت احساس راحتی نمیکنه

بمون خونه خودت من کل بارداریمو تنها بودم با اینکه خانوادم طبقه بالا ساختمون هستن الان که زایمان کردم هم نمی‌رم بالا تا وابستگی ایجاد نشه و بچه به خودم عادت کنه

بمون
خونت گلم ‌.بنظرت ماها چیکار میکنیم
من الان خیلی خونم مرتب بود رفتم سبزی قرمه گرفتم دوبارع خونه ریخته بهم اوضاع داغون
منتها میذارم صب کارامو وقتی بچه خابه میکنم .اینو میگم که بدونی بری خونت همه بچه هست هم کار خونه منتها نباید به خودت سخت بگیری
میدونم سختته ولی بری خونتون هما جی درست میشه ‌.هم اینکه ویروس میتونن منتقل کنن وهم اینکه بچه هی که بغل میکنن برعکسش میکنن شیر بالا میاره .بچه ات اذیت میشه .مدام بالا سر بچه شلوغ باشه کلافه میشه

خانواده ام اصلا به فکر این نیستن که کمک حالم باشن چه بسا تو کل بارداری همیشه تنها بودم مریض میشدم حتی یه لیوان آب دستم نمی دادن حالا بچه که اومده برا اینکه خودشون عروسک بازی کنن با اینکه می دونن من وسواسم منو عذاب می دن من خودم سرمایی ام اونا گرمایی لباس بچرو کم می کنن تازه شیر خورده بچه رو هی تکون میدن تصمیم دارم کلا بشینم تو خونه خودم با اینکه خیلی سخته ولی انگار چاره ندارم

به نظرم به خاطر دوست داشتن بچه هست ، خوب بچه ی کوچیک شیرینه دوست دارن مدام پیش اونها باشه ، مثلا منم موقعی که خاله یا عمه شدم عشق میکردم بچه رو بغل میکردم، اما سعی کن با شوخی وخنده جلو یه چیزایی و بگیری که دلخوری هم پیش نیاد ، بچه رو ببر باخودت نذار بمونه ، بگو خودم دلم‌پیشش میمونه، خوابم نمیبره ، ادیت میشم ، باید عادت کنم وفلان ولی خوب وقتی اونجایی گاهی بذار بغلش کنن کمکتم میشه

عزیزم درسته شیرخشک میخوره ولی وقت شیر دادن تو بغلت بگیر بزار حست کنه و تو چشات نگاه کنه ،
یعنی چی که بچه تورو لازم نداره ،بالاخره بچه بوی مادرش صدای مادرش میشناسه بهش آرامش میده

من این حس به مادر شوهرم دارم
دلم نمی‌خواد اون کارای بچم بکنه
می‌خوام خودم پوشکش عوض کنم یا شیر براش درست کنم و...
بدم میاد بقیه هی به بچم دست بزنن
اما کلا بچت همیشه ببر
نزار به بقیه عادت کنه

به نظر من از دوست داشتنشونه تا جایی که به بچه ضرر نرسونن بذار اونام لذت ببرن مثلا اگه نفسشو میده بگو ممکنه ویروس داشته باشی نفستو ندهدنبوس ولی اینکه میگن بذار بچت بمونه زیاده رویه

آره منم اینطوری شدم دوس ندارم

۱۰روز دیگه بچم میشه دو ماه.

الهی نه عزیزم اونا چون دوست دارن هر کدوم میخان ب نوعع خودشون کمکت کنن. منم الان هنوز خونه بابامم. چون بابام بچمو خیلی دوست داره نمیزارع برم خونه خودم

منظورت اینه میخان کارای بچرو بکنن تو دلت نمیخاد؟

سوال های مرتبط

مامان هومان مامان هومان ۱۱ ماهگی
مامانا نمی دونم من خیلی حساس شدم یا انتظار زیادی دارم یا نه واقعاً بقیه برام کم کاری می کنن !
مامان من هی می گفت بچه بیار خودم کمکت می گیرم ، بچه من به دنیا اومد و مامانم گفت بچه ات سنگینه برای من سخته بلندش کنم کمردرد دارم ! پنج روز اومد خونم موند هی گفت پسرت خیلی گریه می کنه ، خیلی زور می زنه من روز پنجم گفتم برو خودم بچه ام رو می گیرم ! من چهل روز اول که سخته بدون کمکی بچه ام رو خودم نگه داشتم تو این شرایط گربه ام رو از دست دادم و خیلی ام تحت فشار بودم !!
حالا پسرم واکسن زده شوهرم که دیشب خوابید و من تا صبح بیدار بودم صبح خواستم دو ساعت بدمش شوهرم و بخوابم گفت باید برم فلان جا بابات نیست گفته من برم !!!
من خیلی ناراحت شدم مامانم الان اومد خونم گفت والله شما هم بچه بودید اذیت نمی کردید مگه اینکه مریض می شدید !! منم گفتم مامان بچه منم اذیت نمی کنه الان واکسن زده شما جای اینکه کمک کنید واسه من کارم می تراشید بابا چرا روزی که بچه من واکسن زده رفته تفریح که شوهر من جاش بره کارش رو انجام بده !؟ من دست تنها بودم پدرم درومده ، گفت می یومدی بچه رو به من می دادی شوهرت نبود گفتم مرسی تو همین طوری هی می گی بچه ات بداخلاقه من از پس بچه خودم بر می یام شما برام کار نتراشید .
ناراحت شد رفت ، ولی منم ناراحتم من و داداشم رو مامان بزرگام دو ماه نگه داشتن مامانم نفسش از جای گرم بلند می شه من یه کمکی ندارم خودم تنهام بهم نمی گه خرت به چنده ؟! آشپزی می کنم بچه ام رو نگه می دارم از بچه ام ایراد می گیره دیگه زورم می یاد😑