امرزو خونه عروس عموم بودم ابجیشم بود همسنمه بچه اولش با مهدی همسنه یه دختر از گوگولی بچه دومش سه ماهس اونم دختره بهش میگم چیشد تصیم گرفتی بچه پشت سر هم بیاری اذیت نمیشی اذیتت نمیکنن میگه نه اصلاااااا هر جفتشون خراو شکر بچه های ارومی بودن دوساعت اونجا بودم واقعا اذیت نکردم از بچگی هم بچه اولش آروم بود میگه نه برا خواب نه شیر هیچی اذیت نکردن میگم خوبه پس میگه خدا میدونه من ضعیفم بهم بچه های ارومی میده چون اگه اذیت کنن یا گریه کنن منم میشینم باهاشون گریه میکنم کار دیگه ای از دستم بر نمیاد بهش میگم پس من چی بگم میگه من خیلییی ضعیفم پیش خودم میگم کاش منم یه دختر بیارم همینقدر خانوم خوشگل و آروم باشه باز میگم بر شیطون لعنت من بچه نمیخوام کی تایید میکنه بچم مثل بچه های این اروم باشن خدا از این شانسا به هر کی هر کی نمیده ولی ته دلم نینی میخواد ولی نصفه شب بیار میشه گریه میکنه اذیت میکنه به جنون میرسم اعصابم خیلی ضعیف شده خیلییی توان جمع کردن یکی دیگه رو هم ندارم شاید این حسرت دوسه تا بچه داشتن تا اخر عمر باهام بمونه چون من به شدت بچه دوس داشتم نه صرفا بچگیش بیشتر برگیشونو دوس دارم اون لذت و اکون شور و شوقایی که باید میچشیدم برام آرزو شد ولی فکر اردن یه بچه دیگه هن برام وحشتناکه خواهر شوهرمم میه دخترش بشه یه ساله به فکر دومی میره میه نمیخوام فاصله سنیشون زیاد بشه به درد هم بخورن خوش به حالشون 🥲

۸ پاسخ

تو راهیم بچه اولمه
من عاشق بچه های شیر به شیرم
من تک فرزند نیستم اما یه نظری دارم اونم اینه که این طفل معصوم ۱۰ سال دیگه ۲۰ سال دیگه من و باباش نبودیم به کی پناه ببره ؟
حداقل یه خواهر یا برادر باید کنارش باشه

تک فرزندی خوب نیست بچه آسیب میبینه

خدا توانش رو میده
هیچی قشنگ تر از این نیست تو سن کم مامان بشی
سلیقه ای هستا ولی خب من واقعا تو تصورم نمیره که تو سن ۳۰ تازه اولین بچمو میووردم
جسارت هم نباشه به کسی انتخابات هرکسی فرق داره

اما بخدا خدا هم روزی شو میده هم توانایی شو
هم اینکه پسر کوچولوت پشتوانه خواهر / برادر هم میشه ! مرد کوچک 😌🍓🍓🍓

کاش دختر منم اروم بود دومی میاوردم بخدا الان در یجایی از زندگیمم که از هرچی بچس بدم میاد انقدر که این اذیت میکنه

منکه همین یکی هم روزی هزاربار میگم گ......و خوردم اوردم

منکه بستم روی ۱۰ سال بس ک بچم اذیت میکنه

منم بچه‌دوم‌دوست دارم ولی اعصابم نمیکشه فعلنن بعد اوضاع‌مملکت‌رو‌هواس بیارمش فقط عذابش بدم😐

منکه از اولم دوس نداشتم

وااای پسر منم خیلی بد قلقه و واقعا از وقتی دنیا اومده خیللی اذیتم کرده طوریکه توبه کردم برا دومی. اعصابمم خیلی ضعیف شده
گاهی میگم شاید بزرگ شد دلش خواهر برادر خاست اما حس میکنم توانشو ندارم

دختر ناز گوگولی**

سوال های مرتبط

مامان عسل مامان عسل ۳ سالگی
خانوما توقع شما از مهد کودک چیه؟
جدای از آموزش..
من یه مهدی رفتم که با چشم خودم میدیدم مربی کاردستی درست میکنه میده بچه و مادر هم فکر میکنه بچه درست کرده
یا مثلا وقتی مامان میومد دنبال بچه ،،مربی کلا مهربون میشد و با خوشحالی از بچه خداحافظی میکرد..
امروز به مربی گفتم فلان رفتار طبیعیه تو بچه من؟
اومده به من میگه برو کلاسهای فرزندپروی و بگذرون و کلی غر زد...
درحالیکه اگر نگران نبودم غیر طبیعی بود و من کلی دوره فرزندپروی گذروندم..
یه بچه ای مامان باباش دکترن تو مهد بود..بچه اومد پسر من و اذیت کرد و هیچی بهش نگفت منم فقط گفتم عجب بچه شیطونی....آقا این و گفتم مربی سریع اومد یقه من و گرفت که نباید اینجوری بگی..این خانوادش دکترن و بچه افسرده ای بوده اومده مهد و...اصلا از خودم بدم اومد بچه رو بردم اونجا..
بهش میگم چرا بچه ها تو مهد یادنگرفتن اسباب بازی و به هم اشتراک بزارن؟
بچه من میره سمت اسباب بازی ها یکی دیگه از دستش میگیره و طردش میکنه..
میگه اینا بچه هستن نمیفهمن.. نمیدونم ببرمش یا نه..
از طرفی خیلی به خونه ما نزدیکه..
اومده میگه چند روز دیگه بچه خودتم اسباب بازی به بقیه نمیده..
میشه راهنمایی کنید نظرتون و بگید چکار کنم. راستش رفتار مربی خورد تو ذوقم.
مامان Aron مامان Aron ۳ سالگی