۴ پاسخ

دختر منم اینجوریه عزیزم طبیعیه دیگه تو سن اضطراب جدایی

منم دقیقا مثل توام تازه بچم با کسی ام نمیونه امروز خونه مادرشوهرم بودم رفتم دستشویی نشسته بود پشت دستشویی گریه میکرد

پسره منم ببینه تنها نشسته من تو آشپزخونه ام یکسره جیغ میزنه
میزارمش رو رورورئک میبرم پیشم دیگه ساکته هیچی نمیگه خوشحالم میشه

رایان که وحشتناکه .اصلا جرات ندارم تکون بخورم .خواستم برگردم سرکارم نشد با این شرایط

سوال های مرتبط

مامان 💕Liana مامان 💕Liana ۱۰ ماهگی
الان خیلی غر دارم و و فک کنم تنها جایی که میشع اینارو گفت و شاید خیلیا همدرد با من باشن اینجاس
من واقعا از داشتن دخترم خوشحالم خیلیم دوسش دارم اما خیلی اذیتم خیلی زیاد یعنی روزا ما اینجوری که با گریه چشممون رو باز میکنیم با گریه میبندیم به این ساعتا میرسه سر درد شدید میشم لیانا به شدت بهونه گیر حتی یک دقیقه هم تنها نمیمونه یا بازی نمیکنه مدام منو دقیقا کنارش نه حتی جلو چشمش چند قدم اونور تر هم دقیقا کنارش میخاد نه شام و نهار درست درمون داریم نه خونه تمیز نه خودم حالم خوبه کارای خودشم با کلی گریه و بغل کردنش موقع انجام دادن انجام میدم خیلی صبوری میکنم خیلی زیاد واقعا هیچی نمیکنم و مدام پیششم اما چند روز یه بار به فروپاشی روانی میرسم و صدامو بلند میکنم باهاش حرف میزنم میترسه متوجه میشه و گریه میکنه و منم باهاش گریه و بعد مثل سگ پشیمون میشم چیکنم واقعا دست خودم نیس این حجم از کارای تلنبار شده مدام صدای گربه و جیغش و همه چی توان و انرژیمو صفر میکنه چه راه حلی دارید غیر اینکه یه دوره س میگذره باهاش راه بیا بچس و....