۳ پاسخ

والا من از روز اول تمام این حرفا رو بهتون زدم ولی کو گوش شنوا
الانم که سونو اینقدر دقیق براتون گفته بازم نگرانید
شما خودتون میخوای الکی به خودت استرس بدی و کسی کمکی نمیتونه بهت کنه

خداروشکر دیگه باید قلق بچت دستت بیاد نگران نباش دیگه

آره خدا رو شکر همه چیزش خوبه دقیقا منم همین طور بود دخترم

سوال های مرتبط

مامان امید زندگی مامان امید زندگی هفته بیست‌ونهم بارداری
خانوما من همیشه خیلی نگران تکون نخوردن بچم بودم یه هفته بود گریه میکردم که چرا هنوز حس نمیکنم دارم ماه هفتم رو پر میکنم بعد هر چی هم از دکترم می‌پرسیدم همش سونو می‌نویسه خلاصه دیشب حالم خیلی بد بود زنگ زدم به منشی دکتری که پیشش میرم سونو گفتم لطفا بپرسید چرا بچه من هنوز هیچ تکونی نمیخوره و متخصص زنان هم بهم هیچ توضیحی نمیده و همش سونو می‌نویسه بعد گفت من از آقای دکتر پرسیدم و ایشون گفتن همه سونوها بچه سالم بوده و هیچ مشکلی ندارع اینکه تکونی حس نمیکنی برا مامانا بچه اولی طبیعیه و طبیعیه بعضی ها حس نمیکنن. و جفتت هم قدامی هست ممکنه تا آخر زیاد تکون حس نکنی و متوجه نشی ولی جای نگرانی ندارع بعد امروز هم آب قند خوردم رفتم بهداشت بعد گفتم میشه شما ببینید بچم تکون میخوره یا نه بعد صدا قلبشو گوش کن دستشو گذاشت و گفت بچت داره لگد می‌زنه و حتی از زیر دستگاه اینور اونور میخزه ولی من حسش نمیکردم به نظرتون دیگه به تکوناش فکر نکنم کلا ولش کنم به حال خودش چون خیلی استرس دارم همیشه میگم وقتی تکون میخوره من حس نمیکنم خب مشکل ازمنه نه بچه نظر شما چیه به نظرتون چیکار کنم الان
مامان امید زندگی مامان امید زندگی هفته بیست‌ونهم بارداری
خانوما من نمی‌دونم چجوری تا آخر باید اینجوری بگذرونم آخر همین استرس و نگرانی منو می‌کشه خودمو کاری نکنه بچم طوریش میشه اصلا این بچه تکون نمیخوره هر چی دکتر میرم ازشون میپرسم میگن خانوم بچت تکون میخوره شما حس نمیکنی ولی من گاهی تکوناش حس می‌کنم هر دو روزی سه روزی میبینیم یکم تکون میخوره باز می‌ره تا سه روز دیگه شایدم چهار روز بگذره تا دوباره تکون بخوره دارم دیوونه میشم الان دو روزه تکون نخورده شکمم شل شده بود هر سمت دراز میکشیدم میبینم شکمم میوفته همون طرف انقد ترسیدم استرس گرفتم دست و پام داره می‌لرزه رفتم تر خونه خانوم بهداشت بنده خدا اومد باهامون رفتیم صدا قلبشو گذاشت خوب بود و تا دستگاه روز گذاشت یه تکون ریز خورد موندم چیکار کنم چجوری این چند ماه دیگه بگذرونم با این بچه چجوری هر دو سه روزی برم بهداشت و بیمارستان خدا می‌دونه دارم دق میکنم از دست این بچه نمی‌دونم دردش چیه دیشب انقد حالم بد بود و نگران بودم بخدا گفتم خدایا منو بکش راحت شم حتی داشتم فکر میکردم برم یه چیز بخورم خودمو راحت کنم ولی جرات این کارو ندارم چیکار کنم تو رو خدا چجوری تحمل کنم من