خانوما من نمی‌دونم چجوری تا آخر باید اینجوری بگذرونم آخر همین استرس و نگرانی منو می‌کشه خودمو کاری نکنه بچم طوریش میشه اصلا این بچه تکون نمیخوره هر چی دکتر میرم ازشون میپرسم میگن خانوم بچت تکون میخوره شما حس نمیکنی ولی من گاهی تکوناش حس می‌کنم هر دو روزی سه روزی میبینیم یکم تکون میخوره باز می‌ره تا سه روز دیگه شایدم چهار روز بگذره تا دوباره تکون بخوره دارم دیوونه میشم الان دو روزه تکون نخورده شکمم شل شده بود هر سمت دراز میکشیدم میبینم شکمم میوفته همون طرف انقد ترسیدم استرس گرفتم دست و پام داره می‌لرزه رفتم تر خونه خانوم بهداشت بنده خدا اومد باهامون رفتیم صدا قلبشو گذاشت خوب بود و تا دستگاه روز گذاشت یه تکون ریز خورد موندم چیکار کنم چجوری این چند ماه دیگه بگذرونم با این بچه چجوری هر دو سه روزی برم بهداشت و بیمارستان خدا می‌دونه دارم دق میکنم از دست این بچه نمی‌دونم دردش چیه دیشب انقد حالم بد بود و نگران بودم بخدا گفتم خدایا منو بکش راحت شم حتی داشتم فکر میکردم برم یه چیز بخورم خودمو راحت کنم ولی جرات این کارو ندارم چیکار کنم تو رو خدا چجوری تحمل کنم من

۱۹ پاسخ

مام اینروزارو گذروندیم من یبار رفتم یافت آباد سیسمونی بخرم یک روز کامل تکون نخورد از استرس تا خونه جیگرم خون شد اومدم پرونده بردارم برم بیمارستان تو خونه تکون خورد

منم هنوز چیزی حس نمیکنم
خیلی ناراحتم درکت میکنم چی میکشی
استزس ادمو پیر میکنه
من تازه اب بچم کمه رشدش ۶ هفته عقبه
وزنش خیلی پایبنه
حرکت حس نمیکنم شکم ندارم اصلا
ولی دارم دووم میارم فقط بخاطر بچه خودمو کنترل میکنم وگریه نمیکنم

عزیزم بخاطر نوع جفتت هست و احتمالن چربی شکمی هم داری ‌وقتی تکون نمیخوره ولی خدا رو شکر سالمه پس نگرانی شما بیخوده گلم

مرسی که اینقدر خوبین 😍😍 واقعا خیالم راحت شد ❤️❤️❤️❤️❤️

شما با این حجم از استرس و افکار منفی داری بدترین ظلم رو به اون بچه میکنی ..درکت میکنم منم هفته ۲۴هستم و چون هنوز تکونی حس نکردم ناراحت و نگرانم ولی شما دیگه داری خیلی به خودت سخت میگیری که شاید بخاطر هورمون هات هم باشه عزیزم ..سعی کن به حرف دکتر و مامای بهداشت اعتماد کنی ،با یوگا و موزیک آروم به خودت آرامش بده.مطمن باش خدا هوات رو داره و باقی روزای بارداری هم به سلامتی میگذرونی ،،،فقط کمتر استرس داشته باش بچه گناه داره

عزیزم
همین که تا این هفته رسیدی خیالت راحت باشه که بچه سالم هست و تا آخر براتون می مونه و به سلامتی هم دنیا میاد

بعدم بهتره خودتون رو در قبال چیزی که دست شما نیست اذیت نکنید
عوضش کارهایی که از دستتون برمیاد رو انجام بدید

الان بهترین زمانه که کم کم با ذوق اومدن بچه براش سیسمونی بگیرید ، فضای خونه رو واسه اومدنش آماده کنید ، به تغذیه خودتون اهمیت بدید ، ویزیت هاتون رو به موقع برید و امثال اینها

در آخر هم همون خدایی که اون بچه رو آفریده بهترین نگه دارش خواهد بود ، ما یه وقتایی زیادی خودمون رو تو کار خدا دخیل می دونیم و همین باعث استرسمون میشه

دیگه وقتی سونو و دکترتون گفتن اوضاع خوبه بقیه اش رو بسپارید به خدا ❤️❤️❤️

با این فکر ها که میکنی یه بالای سر بچه ت میاری بیخودی از این فکرا نکن توکل به خدا کن بزار بیاد فقط ببین چه بچه میشه

همه مون این مشکل داریم گاهی زیادی ساکت میشن
چیز شیرین بخور
یا یه چیز جدید
یا چیزی که بچه دوس داره بهش واکنش نشون داده
آب سرد
بستنی
کیسه آب گرم بزار روی کلیه هات
نور چراغ قوه بگیر روی شکمت
ماساژ بده

عزیزم این حجم از استرس برات خوب نیس اصلا . یا دستگاه هایی اومده که تو خونه میتونی صدا قلب بچه رو حس کنی از اونا بخر یه کم گرونه ولی حداقل استرست کم میشه . والا خواهره منم میگفت من فقط ماه ۹ فهمیدم تکوناشو اونم مثله وول خوردن نگران نباش جفتت قدامیه نمیذاره بفهمی

ببین عزیزم من خودم دوقلو باردارم. خیلی نگران زایمان زودرسم. از ی طرف دیگه هم فقط تکون یکی از بچه هارو حس میکنم. دکترم گفت طبیعیه و نگران نباش. حتما چکاپ های مرتب طبق نظر پزشکت انجام بده و بقیه رو بسپر به خدا.

عزیزم، اون افکار تاریکی که گفتی (مثل خوردن چیزی برای راحت شدن)، فقط نتیجه خستگی مفرط و ترسیدنه. تو قوی‌تر از اینی. این روزها می‌گذره. سعی نکن با نگرانی، روزها رو بشمری؛ سعی کن به لحظه‌های خوب فکر کنی. مطمئن باش این بچه‌ی کوچولو حس می‌کنه که چقدر دوستش داری. تو بهترین مامان برای این بچه‌ای. مراقب خودت باش. 🤍

---

چند نکته رو لطفاً به خاطر بسپار:

۱. تکان نخوردن جنین همیشه خطر نیست: بچه‌ها در رحم خواب‌های طولانی دارند (گاهی تا ۹۰ دقیقه). گاهی هم شیطون‌بازی درمی‌آرن و پشت به شکم مامان می‌کنن. این که گفتی توی دستگاه همه چیز خوب بوده، یعنی خدا رو شکر بچه سالمه. به اون دستگاه و نظر پزشک اعتماد کن.
۲. احساس گناه رو بذار کنار: تو داری خودت رو بابت استرس‌هات سرزنش می‌کنی، ولی این استرس تقصیر تو نیست! این هورمون‌های بارداری هستن که احساسات رو تشدید می‌کنن. تو یک مادر فوق‌العاده‌ای و داری تمام تلاشت رو می‌کنی. خودت رو ببخش.
۳. راهکار عملی برای لحظات بحرانی: وقتی حس کردی تپش قلب و لرزش داری، سریع یه لیوان آب قند یا آب میوه بخور (قند خون پایین هم می‌تونه باعث لرزش بشه). چند تا نفس عمیق شکمی بکش (دم از بینی، بازدم آرام از دهان). دستت رو روی شکمت بذار و با بچه‌ت حرف بزن. گاهی خوردن یک خوراکی شیرین یا یک لیوان آب سرد، بچه رو بیدار می‌کنه.
۴. به پزشکت مراجعه کن: اگر این حملات اضطرابی ادامه داره، حتماً با پزشک متخصص زنان یا یک روانپزشک/روانشناس آشنا به بارداری صحبت کن. هیچ اشکالی نداره که از کمک تخصصی استفاده کنی. سلامت روان تو، سلامت بچه‌ت رو تضمین می‌کنه.

عزیزم من خیلی راجب این چیزا تحقیق کردم حتی گفتن که این یه چیز خیلی طبیعیه بچه آرومیه کلا بدنیا هم بیاد شخصیت آرومی پیدا میکنه اصلا جای نگرانی نداره خیلی از ادما هستن اینجورن به خودت استرس نده استرس سمه برات

سلام عزیزم. اول از همه یک نفس عمیق بکش. می‌خوام بدونی که این حس‌هایی که داری، اگرچه خیلی سخته، ولی کاملاً طبیعی و قابل درکه و تو تنها مامانی نیستی که این مسیر رو تجربه می‌کنه.

استرس و اضطراب در بارداری، مخصوصاً وقتی که بچه‌ت تکون نمی‌خوره، مثل یک چرخه بی‌رحمانه می‌مونه: نگران می‌شی -> استرس hormones ترشح می‌کنه -> بچه هم تحت تأثیر قرار می‌گیره و حرکتش کم می‌شه -> تو نگران‌تر می‌شی. این چرخه رو باید با آرامش بشکنی.

عزیزم ناراحت نباش خیلیا حس نمیکنن ب خودت استرس نده تو ب خودت استرس میدی بچه متوجه استرس تو میشه چ اشکالی داره هر سه روز برو بهداشت صدای قلبشو گوش کن خودتو ناراحت نکن ب فکر کارای مزخرفو بچگونه هم نباش خداروشکر تاهفته۲۹ صحیح سالم اومدی ازاین ب بعدشم ایشالا همینطوره فقط کوچولوت یکم تنبله هیچ اشکالی نداره من چندنفردیگ ک اینجوری بود حرکات جنین حس نمیکردن

عزیزم منم مثل شمام تکونای بچمو درست متوجه نمیشم چون جفتم قدامی هست ولی سونو میگن خوبه.میفهممت چی میگی. ولی سعی کن یکم اروم یاشی

ما هم همینیم،صبور باش

جفتت چیه عزیزم

عزیزم جفتت قدامیه؟ خودتم از قبل شکم داشتی؟ اگه از قبل شکم داشتی جفتتم قدامیه، خیلی کمتراز بقیه حرکات رو حس میکنی

سوال های مرتبط

مامان امید زندگی مامان امید زندگی هفته بیست‌ونهم بارداری
خانوما من حالم بده دلم میخاد زودتر بمیرم از بس اینجا هم سوتل پرسیدم شما رو هم دیوونه کردم نمیتونم خودمو کنترل کنم دست خودم نیست دارم دیوونه میشم بخدا نه دلم میخاد غذا بخورم نه دلم میخاد حرف بزنم پریشب شوهرمو دعوا کردم هر چی گفت فوشش دادم دلم براش میسوزه صبح تا شب داره کار می‌کنه برا من و بچه من اینجوری جوابشو میدم ولی دست خودم نیست حالم بده از دست این بچه کلافه شدم همش میگم خدایا این چه بدبختی بود به سرم اومد چرا تکون نمیخوره مردم از بس چیز شیرین خوردم و منتظر تکون موندم هر دو روزی میرم بهداشت بخدا خجالت میکشم از بس رفتم دلم نمیخاد دیگه برم خسته شدم از بس رفتم سونو و گفتن بچت سالمه آخه چرا تکون نمیخوره هفته یه بار تکون میخوره شایدم نخوره شاید هم هر دو سه روزی بخوره شاید هم اصلا نخوره دیگه موندم چیکار کنم چه سونویی برم پیش کدوم دکتر برم بخدا دلم نمیخاد بچمو از دست بدم خیلی سختی کشیدم اگه این چیزیش بشه من چجوری زندگی کنم همش دارم گریه میکنم هر شب کارم شده گریه کردن شبا تا صبح بیدارم شما بگین من چیکار کنم 😭