۱ پاسخ

اوف دلم ریش شد
زامیان منم خیلی سخت بود طبیعی

سوال های مرتبط

مامان فندقم👶🏻💙 مامان فندقم👶🏻💙 ۱۴ ماهگی
پارت چهار:
بعدش اومدن تخت رو اوردن بالا و گفتن مایعات بخور خوردم بعدش دو تا پرستار اومد و بلندم کردم موقع ای بلند شدم درد داشتم یه خوردی و یه شیاف زدم خوب شدم دیگه بعدش دیگه یه درد خفیف داشتم ک اصلا نیازی به مسکن نبود چند بار میومدن گفتن شیاف بزاریم درد داری گفتم نه شب هم شوهرم اومد و دستمو گرفت و راه رفتم بعدش دیگه تنهایی میرفتم یه خانمی بود با من سزارین شد اما دکترش یکی دیگه بود دو لا راه میرفت و نمیتونست تکون بخوره با کمک همراه هم باز نمیتونست راه بره من سالنو کلن میگشتم تنهایی جوری ک پرستارا میگفتن اینقدر ک تو راه رفتی ما خسته شدیم فردا ساعت یازده هم مرخص شدیم من بعد از مسکنایی ک تا پنج زدن بعدش باید راه میرفتم دیگه مسکن نگرفتم فقط همون یه دونه شیاف بود دکتر یکی دو بسته شیاف نوشت ک برا درد بزنم حالا مونده هیچ دردی بعدش نداشتم فردا هم با پای خودم رفتم تو ماشین و اومدیم خونه واقعا این عمل فوقالعاده رو مدیون دکتر شهریورم بسکه دستش سبک کاربلد و مهربون بود معرکس خدای هرچی دکتر زنانه
اینم از تجربه سزاربن من با دکتر سروگل شهربور بیمارستان پیوند انشالله که به دردتون بخوره
مامان 💗 نازلی 💗 مامان 💗 نازلی 💗 ۷ ماهگی
بعد ۵ ماه و نیم اومدم تجربه زایمانم رو بگم😁💗

من سزارین اختیاری بودم چون مثل... از طبیعی میترسیدم، ۱۸ فروردین صبح ساعت ۶ راه افتادیم بیمارستان، رسیدیم نفر اول بودم همسرم کارارو انجام داد بعد گفتن برو طبقه بالا، یه مردی اومد مسئول بی حسی و بیهوشی بود ازم پرسید انتخاب چیه گفتم صد در صد بی حسی👌🏻 بعد ان اس تی و آزمایش اینا گرفتن، بعد گفتن حاضر شو بریم دکترت اومده🥲🥲 حتی یه درصد هم استرس نداشتم فقطط هیجان داشتم🥺 وارد اتاق عمل شدم بازم استرس نداشتم، نشستم رو تخت بتادین زدم رو کمرم بعد آمپول رو زد اصلا هیچییییی نفهمیدم زود دراز کشیدم،( من بی حسی رو دوست نداشتم اذیت شدم) هم نفس تنگی آوردم هم خیلی حس بدی بود که زور میزدم پاهام ولی تکون نمی‌خورد)🤣🤣 خلاصه تقریبا بعد ۱۰ دقیقه دخترمو گذاشتن بغلم💗🥺 خیلی حس قشنگی بود فقط گریه میکردم ای خدا دلم اون روز و خواست 🥲🥲 بعد تموم شدن کارا بردنم ریکاوری تمام مدت دخترم روی سینم بود، بعد یه ساعت بردنم اتاق، من واقعا خیلی درد داشتم به سختی تکون می‌خوردم، بعد چند ساعت هم که اولین بار راه رفتم مردم و زنده شدم 😩😩😩 حس کردم دارم میمیرم،اینم بگم بدن با بدن فرق داره یکی زیاد درد میکشه یکی کم، من تا ۳/۴ روز به زور شیاف راه میرفتم🥲🥲🥲
اینم از داستان زایمان من💗💗💗💗💗💗🥺🥺🥺
مامان جوجه مامان جوجه ۵ ماهگی
پارت 3
دیگه شد ساعت 5عصر ک دردادم شدت می‌گرفتن
حین اینا اکسیژن برام میزدن
شوهرم اومد پیشم مامانم اومد خواستم بگم مادرشوهرمم بیاد ک دیگه گفتن دکتر میخواد بیاد برا معاینه
اومد گفت شدی 4
دوباره رفت
بعد این ک رفت بهم گفتن ورزش کن من بلند شدم برا ورزش دیدم خون میاد
قبلش آب خون میومد این سری خون خالی بود ب پرستارم گفتم گفت مشکلی نیس
گفتم خون خالی هست تا اینو گفتم رفت با چن تا دکتر اینا اومد
گفت بشین برا معاینه
با هزار درد ک داشتم معاینه هم میکرد دیگه جیغ میزدم یکدفعه گفتن بفرست برا اتاق عمل
گفتم چییییییی برا چی گفتن سر بچت کج رفته
اینو گفت رفت سریع اومد سوند سرم اینا وصل کردن با ویلچر بردنم برا اتاق عمل
تا رسیدم دکتر می‌گفت چرا قیافه ت تو همه😐منم گفتم با این همه درد ک کشیدم تو هم از طبیعی میومدی سزارین قیافه ت چپ میشد خندید گفت خدارشوکر کن بچت سالمه
دیگه بردنم دردم داشتم برا سوزن گفتن تکون نخور ترس نکن گفتم بزن تا بره ترس ندارم خندیدن بهم گفتن چقدر نترسی 😂
مامان قندم🩷 مامان قندم🩷 ۱۱ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۳
بعد از اون هم دوباره وقتی منو میخواستن از ریکاوری منتقل کنن به بخش اون خانمی که داشت منو می برد یک بارم اون انجام داد یک بارم داخل اتاق که اومدم ماساژ دادن تقریبا فکر می کنم شش بار شکم منو فشار دادن که دردش وحشتناک بود حتی با اینکه بی حسیم نرفته بود و پمپ درد داشتم باز اون دردا خیلی وحشتناک بود برای من بعد از اون هم تقریبا تا هشت ساعت بهم گفتن چیزی نخور بعد از هشت ساعت مایعات تونستم بخورم و بهم گفتن پاشو راه برو و از اونجا که هم پمپ درد داشتم و مرتب شیاف استفاده می شد دردی رو حس نکردم و اگر باز برگردم عقب سزارین رو انتخاب می کنم بیمارستانی هم که رفتم بیمارستان عرفان نیایش تهران بود هزینه عملم شد چهل و هشت تومن و من فوق العاده راضی بودم از بیمارستان از دکترم و از عملم صد دفعه هم برگردم عقب باز سزارین رو انتخاب می کنم از پرسنل بیمارستانم فوق العاده راضی بودم جوری بود که حتی نمیذاشتن ما خودمون جای بچه رو عوض کنیم خودشون میومدن عوض می کردن من سرویس می خواستم برم خودشون میومدن میبردن اجازه نمیدادن همراه ببره می گفتن وظیفه ماست در کل بخوام بگم بهت ین روزی بود که تجربه کرده بودم فردای عملم هم مرخص شدم درد هم داشتم تا یه هفته بلند شدن نشستن برام سخت بود ولی با شیاف میشد تحمل کرد